افیون

یک کوشش ضد مذهب و ضد خرافات

My Photo
Name: آریو دادمهر
Location: Iran

در چنین زمینه ای چه تفاوتی میکنه که من کی هستم

Wednesday, January 27, 2010

جوک های متنوع سیاسی


المپیک حوزه علمیه قم آغاز شد : طناب زدن با عمامه - پریدن از حوض با عبا - پرتاب مهر - نماز استقامت - وضوی سرعتی - بالا رفتن از منبر با چشمان بسته - خوردن لوبیا و نگه داشتن وضو - دوی 100 متر با دمپایی

از آخونده ميپرسن معيارهاي شما براي انتخاب همسر چيه ميگه: صداقت خديجه، عفاف زهرا، صبر زينب، فداکاري سميه، اندام جنيفر لوپز!

هم زشت و هم جوادم، بد تيپ و بد لباسم، گويم سخن فراوان با آنکه بي سوادم، تيغ و ژيلت ندارم، حموم رفته زيادم، پايم دهد کمي بو، من احمدي نژادم!

پزشکان بيماري احمدي نژاد را تشخيص دادند: يبوست در افکار، اسهال در
گفتار !!

پنج صفتي که احمدي نژاد از پيامبران به ارث برده: از محمد، بي سوادي ـ از
عيسي، بي پدري ـ از موسي، جادوگري ـ از سليمان، صحبت با حيوانات!

نهضت سواد آموزي اعلام کرد: ما هم به کردان مدرکي نداده ايم!

مادر کردان: اگه مي دونستم يه روز وزير ميشي حتماً مي فرستادمت مدرسه!

آشغالهاي خود را به موقع جلوي در بگذاريد با رفتگران به مهرباني و محبت
رفتار کنيد، اينجا ايران است ممکن است همين رفتگر روزي رئيس
جمهور شود.

مستضعفي بگفتا: صاحبدلان خدا را، ما انقلاب کرديم يا انقلاب ما را هاتف
بگفت از غيب، جانا که غافلي تو، آخوندهاي اين قوم، کردند هر دو تا را!

از يه بسيجي مي پرسن : دو خط موازي چيه ميگه : دو خط موازي دو خطي هستند که هيچ گاه بهم نميرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبري!

به بچه آخونده ميگن بابات چيکارست ميگه کمربند مشکي قرآن داره!

زن دوم مثل انرژي هسته اي است با اينکه حق مسلم ماست ولي اجازه دستيابي به آن را نميدهند.

پيغامگير تلفن بچه بسيجي ها: لطفاً بعد از شنيدن سوره ي بقره پيغام خود را بگذاريد!!!

آخونده ميره منبر، يه زنه ميگه: حاج آقا، من توي خونه با چادر راه ميرم.
آخونده ميگه: کليد بهشت را بدين به اين خواهر. يه زنه ديگه ميگه: من توي
خونه با شرت راه ميرم. آخونده ميگه: تبارک الله، کليد منزل ما رو بدين به
اين خواهر !

به گزارش خبرگزاري ايسنا، جايزه نوبل شيمي به احمدي نژاد تعلق گرفت زيرا ايشان توانسته ريال را به پهن تبديل کند

احمدي نژاد اعلام کرد: از سال آينده نام کشور تعويض خواهد شد زيرا اولا
ايران نام زنانه است دوما عراق هشت سال به آن تجاوز کرده و سوما آمريکا به آن نظر بد دارد. او نام جديد کشور را نريمان اعلام کرد چون هم نر است هم ايمان دارد !

متن استعفاي کردان: آغاي احمتي نجات بدين وصيله مراطب اصطعفاي خود را از
مغام آلي وذارت کشور اعلام ميکنم سلوات!

Labels:

استفاده اشتباه از کلمه "کودتا"ا

استفاده اشتباه از کلمه "کودتا" در توصیف انتخابات 1388



استفاده از اصطلاح "کودتا" در توصیف وقایع اخیر ایران عمل اشتباهی است. معنی کلمه فرانسوی "کودتا" که در فارسی و انگلیسی توام استفاده میشود دارای دو صفت مهم است که هیچکدام در مورد وقایع اخیر ایران صادق نیست (لطفا به معانی زیر از لغتنامه دهخدا، وبستر و آکسفورد بنگرید). آن دو صفت یکی عنصر قوای نظامی است که در اصل تعریف کننده اصلی مفهوم کودتا ست که در وقایع اخیر غایب بوده و یکی تغییر حکومت و یا دولت است که در اصل برعکس آن صحیح است یعنی وقایع اخیر باعث شده که حکومت و یا دولت حفظ شوند و تغییر پیدا نکنند.



البته استفاده از کلمه "کودتا" بصورت یک توصیف اغراق آمیز از وضعیت و بمنظور تبلیغ ضد دیکتاتوری کاملا قابل توجیح است ولی فقط بصورت مقطعی قابل استفاده بوده. اما به دلائل فراوان و بخصوص برای روشن نگه داشتن ذهن عمومی بخصوص جوانان بهتر است هرچه زودتر از استفاده از این مفهوم خودداری کرده و آنرا با کلمه دیگری مانند "تغلب سیاسی" و یا کلمه جدیدی جایگزین کنیم. وقایعی که ما نام آنرا "کودتا" مینامیم تقریبا نقطه شروع موج سبز است و شایسته است که این قدم اول را بطور صحیح نام گذاری کنیم.

آریو دادمهر

لغتنامه دهخدا: کودتا. [ دِ ] (فرانسوی ، اِ) ۞ برانداختن حکومت با استفاده از قوای نظامی کشور و تسلط بر اوضاع و روی کار آوردن حکومتی نو. رجوع به لاروس شود.

Webster Dictionary

: a sudden decisive exercise of force in politics; especially : the violent overthrow or alteration of an existing government by a small group


Oxford Dictionary
• noun (pl. coups d’état pronunc. same) a sudden violent seizure of power from a government.

Thursday, January 14, 2010

فراز هايي از سخنان گهر بار ا مام خميني

فراز هايي از سخنان گهر بار ا مام خميني (ره)

(بمناسبت هتک حرمت به تصويرامام راحل)

تهيه شده بوسيلهء هيأت ديوانگان حضرت سکينه

امام راحل رهرو پيامبران در عرصه عرفان، ايمان، صداقت گفتار و کردار و استقرار حکومت الله نمونه و اسطوره اي بي نظير و کامل بود. با اشاره به برخي از سخنان گهربار ايشان عهد به تداوم راه ايشان مي نماييم. هيچ نوشتاري نمي تواند به عمق و لايه هاي دروني فکری و معرفتي ايشان راه ببرد. با شناخت بيشتر ايشان بشريت امروزه با تمامي علومش حيران خواهد ماند و تا بشر زندگي مي کند مي توان از رهنمودهاي معظم له استفاده نمود. با نگاهی مختصر به بيانات امام روشن مي شود که براي رشد بشر هيچ راهي جز اطاعت محض از دستورات ولي فقيه اعظم و امام راحل وجود ندارد و ديگر کشورها نيز مي بايست از رهنمودهاي ايشان بهره گيرند تا بشريت سعادتمند شود و ما نيز با اهانت انجام شده به تصوير معظم له لازمست بر اذناب کفر جهانی تاخته و آنها را منهدم نماييم.

برگرفته شده از سایت:

https://newsecul.ipower.com/2009/12/20.Sunday/122009-Imam-Khomeini-Quotations.htm

1- اعتقاد به استقرار حکومت الله :

"در اسلام شارع مقدس اسلام يگانه قدرت مقننه است" . (ولايت فقيه ص 52)- " زيرا بشر فقط هرج و مرج ايجاد مي کند و به تباهي مي کشد" (صحيفه امام ج 4 ص 402 ) - "اگر تمام آزادي ها را به ما بدهند ؛ تمام استقلال ها را به ما بدهند و بخواهند قرآن [روحانيت] را از ما بگيرند نمي خواهيم. ما بيزار هستيم از آزادي منهاي قرآن ...اسلام منهاي روحانيت خيانت است" (صحيفه امام ج 7ص 486) - "اين آزادي را ممکن است براي شما تأمين کند؛ استقلال را هم براي شما ممکن است تأمين کند؛ اما استقلال که توي آن امام زمان نيست؛ آزادي که توي آن قرآن نيست ...ملت اين را مي خواهد؟ خونش را داد براي اين؟ براي آزادي داد؟ ...يا براي خدا داد؟ او اسلام را مي خواست؛ او مي خواست که اسلام در خارج تحقق پيدا کند؛ روحاني اسلام را مي خواهد " (2/3/58 صحيفه امام ج 7ص 461). ـ "اگر بجاي اينکه او [محمد رضا پهلوي] رفت يک رژيم ديگر تحقق پيدا کند مثل رژيمي که در اروپا است مثل رژيم فرانسه ..که کاري به اسلام ندارد يک رژيم غير اسلامي خير ؛ رژيم آزاد منشانه؛ رژيمي که استقلال هم داده؛ آزادي هم مي دهد اما يک آزادي مي دهد که وفق اسلام نيست ما همچو چيزي را نمي خواستيم و نمي خواهيم"( صحيفه امام ج 8 ص 42).

2- برنامهء امام براي ريشه کني فقر:

سخنراني در سال 1342 " بايد وزارت اوقاف از ما باشد ... آنوقت ببينيد که ما با همين اوقاف اين فقرا را غني شان مي کنيم .. شما ما را اجازه دهيد که ماليات اسلامي را به آنطوري که اسلام با شمشير مي گرفت بگيريم از مردم، ما فقرا را غتي مي کنيم آن وقت ببينيد که ديگر يک فقير باقي مي ماند؟" (صحيفه امام ج 1 ص392)-


3- اسلام ناب محمدي:

"اسلام آن بود که شمشير را کشيده و تقريبا نصف دنيا يا بيشتر را با شمشير گرفت؛ اين اسلام مرتجع است؟" (صحيفه امام ج 1 ص 30) - "البته انحصار به اين معني که بايد اسلام باشد و غير اسلام نباشد همه ما انحصار طلبيم ...مسلمين همه انحصار طلبند؛ پيغمبر ها هم همه انحصار طلب بودند؛ خداي تبارک و تعالي هم انحصار طلب است ... انحصار طلبي – في نفسه – امر فاسدي نيست (صحيفه امام ج 15 صص 201-200)- "اسلام احکام جنگ دارد؛ اينقدر در قرآن راجع به جنگ با کفار و جنگ با اشخاصي که فاسد هستند در قرآن هست: شمشير ها را بکشيد و اين علف هاي هرزه را قطعشان کنيد ...اينها را قطعشان کنيد يا آدمشان کنيد" (صحيفه امام ج 4 ص 33) - "اگر شمشير براي خدا بلند بشود و براي خدا پايين بيايد اين انگيزه، انگيزهء الهي است ...ارزشمند است (مجموعه آثارج 20 ص 202). - "شما اسلام را به مردم بگوييد ...شما سوره برائت را براي مردم چرا نمي خوانيد؟ [شديد ترين آيات در مورد کشتار مخالفان در اين سوره آمده؛ مي گويد همه آنها را بکشيد تا فتنه اي باقي نماند]. شما آيا ت قتال را چرا نمي خوانيد؟ هي آيات رحمت را مي خوانيد؛ در آن قتال هم رحمت است براي اينکه مي خواهد آدم درست کند؛ آدم گاهي درست نمي شود؛ فرض گاهي نمي شود الا با لکي [داغ کردن]؛ بايد ببرند داغ کنند تا درست بشود؛ جامعه بايد آنهايي که فاسد هستند از آن بيرون ريخته شوند" (مجموعه آثارج 19 صص 139- 138).

4- اهداف پيامبران:

"مقصود پيغمبرها اين نبود که دنيا را بگيرند و آبادش کنند، مقصود اين بوده که راه را به اين اهل دنيا، به اين انسان ظلوم [بسيار ستمکار] و جهول [ بسيار جاهل] راه را نشان دهند ...آنطرفش ماوراء و ماوراء آن طرف نور مطلق ؛ انبياء آمدند ما را به آن نور برسانند" ( صحيفه امام ج 13 ص34). – "دين اسلام و دين پيغمبر اكرم؛ آن وقتي كه اجتماعات را درست كرد و توانست قيام كند ...از آن روز برنامه اش اين بود كه بزند؛ بكشد و كشته شود، براي اصلاح جامعه، براي اينكه اين خيانتكارها راقطع اياديشان بكند؛ قطع حياتشان كند" (همان ج 3 ص 393). – [و بهمين قياس در انقلاب اسلامي مي فرمايد:] "مگر اين انقلاب براي اين بود كه خانه اي به مردم بدهد؟ يك كسب و كاري براي مردم ايجادكند؟ اين انقلاب براي خدا بود و براي اسلام" (همان کتاب ج 13 ص126). - "انقلاب براي مسكن، اقتصاد، كشاورزي، خوراك نبوده است" (همان ج 9 ص 450 نقلبه مضمون(.

5- پيشگيري از بلايا:

"تمام چيزهايي که بشر به آن مبتلاست ...بلکه کارهايي هم که از غيب به ما وارد مي شود چه بسا اين همه زلزله ها و سيل ها و طوفان ها براي اين باشد که خودمان را اصلاح نکرده باشيم " ( صحيفه امام جلد 14 ص 204).

6- نفي آزادي هاي دنيوي:

"از دست همين اشخاص که فرياد آزادي مي کشند براي ملت ايران من بدبختي دارم ...ما آزادي در پناه اسلام مي خواهيم، اساس مطلب اسلام است" (صحيفه امام ج 7ص 460) - "اينها که مي خواهند جوان هاي ما آزاد باشند؛ چه آزادي مي خواهند؟ جوان هاي ما آزاد بشوند؟ قمارخانه ها باز باشد بطور آزاد؛ مشروب خانه ها باز باشد بطور آزاد؛ عشرت خانه ها باز باشد بطور آزاد؟ هروئين کش ها آزاد باشند؟ ترياک کش ها آزاد باشند؟ درياها آزاد باشند؟ ..هر مفسده اي را مي خواهند عمل کنند؟" (صحيفه امام ج9 ص 342 ) - "قلم هاي فاسد نبايد آزاد باشد الان هم فاسدهاشان خيلي آزادند من جمله همين قلم ها که مي گويند چرا آزاد نمي گذاريد" (صحيفه امام ج 10 ص 350).

7 - جمهوري:

"اگر چناچه فقيه در کار نباشد طاغوت است؛ يا خدا يا طاغوت؛ اگر با امر خدا نباشد ... اگر رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد غير مشروع است، وقتي غير مشروع شد طاغوت است، اطاعت او اطاعت طاغوت است ... ولايت فقيه تبع اسلام است ...کسانيکه با ولايت فقيه مخالفت مي کنند ...وکالت ندارند اگر حرفي بزنيد که بر خلاف مصالح اسلام باشد وکيل نيستيد حرفتان مقبول نيست، ما به ديوار مي زنيم آن حرفي را که بر خلاف مصالح اسلام باشد، کساني که مي گويند ولايت فقيه تشريفاتي باشد و دخالت نکند اگر متوجه به اين معني باشند مرتد مي شوند" (صحيفه امام جلد 10 صص 222-216).

8- برتری حفظ مقدسات از جان انسان:

"اگر ما از مسئلهء قدس بگذريم ؛ اگر از صدام بگذريم ...نمي توانيم از مسئلهء حجاز بگذريم. مسئله حجاز يک بابت ديگري است ... قضيه کشته شدن (زائران ايرانی) نيست، قضيه هتک احترام است ... احترام يک محل مقدسي از بين رفت و مسلمين ساکت نخواهند نشست ...من واقعاً در مسائل خيلي تحمل داشتم؛ در مسائل جنگ؛ در همهء اينها تحمل داشتم؛ اما اين بي تحمل کرد من را؛ مسئله غير از اين مسائل است". (صحيفه امام ج20 صص369 – 371) – "از اين مسائل [کشتارها] هي پيش مي آوردند لکن هر ضرري که به ما وارد مي شد يک نفعي هم بهمراهش بود بزرگتر؛ يعني، ما عمدهء نظرمان اين بود که براي اسلام نتيجه بگيريم، ما مي خواستيم براي اسلام بهره برداري کنيم" (صحيفه امام ج 19 ص 192) [و بهمين لحاظ هر چند يک ميليون شهيد و معلول در راه اسلام جنگ داشتيم اگر ده ميليون و يا صد ميليون هم بود جان ها در مقايسه با حفظ اسلام ارزشي نداشتند].

9- حقوق بشر:

"ما همهء بدبختي هايي که داشتيم و داريم – و بعد هم داريم – از اين سران کشورهايي است که اين اعلاميهء حقوق بشر را امضاء کرده اند. اين اغفال است، افيون است اين، براي توده ها، براي مردم" (صحيفه امام ج 3 ص 323). - "اعدام هايي که در اسلام هست اعدام هاي رحمت است ... اگر چهار تا دزد را دستش را ببرند در مجمع عمومي؛ دزدي تمام مي شود. اگر چهارتا آدمي که به فحشاء مبتلا است آنرا شلاق بزنند، در جامعه فحشاء از بين مي رود ... اين حقوق دانها نمي فهمند ... اينها مي خواهند حقوق بشر! توچه مي داني بشر چه هست تا حق بشر چه باشد؟!" (صحيفه امام ج 8 ص 332)- [آيت الله خميني خطاب به آيـت الله شريعتمداري و حزب خلق مسلمان:] " قلم هاي شما از تفنگ هاي آن دموکرات ها به اسلام بيشتر ضرر دارد ...قلم هاي شما از سرنيزه هاي رضا خان بدتر است براي اسلام، شما مضرتر هستيد از رضا خان و محمد رضا شاه ...شما در پوشش خلق مسلمان بر خلاف اسلام داريد عمل مي کنيد" (صحيفه امام جلد 10 ص 318-306). - "قيام با قلم و زبان اسفناکتر از قيام مسلحانه است (وصاياي امام)

10- دانشگاهيان:

"اين طبقه مردم [عامي] زود صالح مي شوند اينها ؛ ما هر چه [مشکل] داريم از اين طبقه اي است که ادعا مي کنند که ما روشنفکريم و ما حقوق دانيم و ما – نمي دانم – طرفدار چي هستيم ؛ ...ما از اينها داريم صدمه مي خوريم" (صحيفه امام ج 9 ص 12). - "خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي هم بالاتر است" (صحيفه امام ج 13ص 418). – "وقتي دانشگاه ها بسته شد چه افراد مهم مخالفت کردند. سابق، وقتي دانشگاه دست ما نبود، ديديد که چه حيواناتي بيرون مي آمد" ( 2/4/60 صحيفه امام ج 14 ص 498). – [پيش بيني امام در سال 1341]: "بعد از ده سال ديگر يک جوان سالم براي اين مملکت باقي نمي ماند ... تمام مراکز به فحشا کشيده مي شوند" (صحيفه امام ج 1 ص 136). - "اصرارشان بر اينست که دانشگاه باز شود؛ مي گويند متخصص نداريم [و] اينها [روحانيون] مخالف علمند؛ کي بيشتر از قرآن از علوم صحبت کرده است؟" ( صحيفه امام جلد 14 ص 499).

11- آزادي هاي غير مشروع زنان:

[سخنراني 26/1/43:] مگر با چهارتا زن فرستادن در مجلس ترقي حاصل مي شود؟ ...ما مي گوييم اينها را فرستادن در اين مراکز جز فساد چيزي نيست ... ببينيد اگر شما جز فساد چيز ديگري ديديد؟ ما با ترقي زنان مخالف نيستيم با اين فحشاء مخالفيم؛ با اين کارهاي غلط مخالفيم" (صحيفهء امام جلد 1 ص305). – "زن ها را وارد کرديد در ادارات؛ ببينيد در هر اداره اي وارد شدند آن اداره فلج شد. فعلاً محدود است، علما مي گويند توسعه ندهيد به استان ها نفرستيد؛ زن اگر وارد دستگاهي شد اوضاع را بهم مي زند؛ مي خواهيد استقلالتان را زن ها تأمين کنند؟" (صحيفه امام جلد 1 ص118)- "نسوان حق مداخله در انتخابات را ندارند" ـ " وظيفهء ديني همهء ماست که بگوييم و بخواهيم که قانون شرکت نسوان در انتخابات انجام نشود؛.. از ده ميليون نفر جمعيت زن ايراني فقط يکصد نفر زن هرجايي مايل است که اين کار بشود" (صحيفه امام جلد 1 صص 82-83). - "ما مي دانيم دست هاي جنايتکار عوامل استعمار مي خواهند بر ضد قرآن قوانيني وضع کنند ... از تساوي حقوق زن و مرد دم مي زنند؛ يعني قرآن را زير پا گذاردن، يعني مذهب جعفري را کنار زدن، يعني قرآن را مهجور کردن و بجاي آن کتابهاي ضاله [تورات و انجيل] قرار دادن... اين تساوي حقوق زن و مرد ملغاست، آن از نظر بيست ميليون ايراني مردود و محکوم است" (صحيفه امام ج 1 ص 161).

12- معاندين:

"اگر ايشان [شاه] بروند کمونيست يک دانه هم پيدا نخواهد شد براي اينکه اگر ما فرض کرديم يکهزار و پانصد [يا] پنجهزار نفر هم باشد همين جوان هاي قم مي خورند اينها را؛ لازم نيست که تهران هم دخالت بکند ( صحيفه امام ج 4 ص170).

13- دمکراسي:

"يک دموکراسي که در هر جا يک معني دارد ... ما نمي توانيم در قانون اساسي بگذاريم که بعد هر کس که دلش مي خواهد آن جوري درستش کند. ما مي گوئيم اسلام. اسلام هر جا يک معني ندارد اسلام يک معني است" ( صحيفه امام ج 10 ص526) ـ "اگر صد ميليون آدم؛ اگر تمام مردم دنيا يک طرف بودند و شما ديديد که همهء آنها حرفي مي زنند که بر خلاف حکم قرآن است بايستيد و حرف خدا را بزنيد و لو اينکه تمام به شما بشورند. انبياء هم همينطور عمل کردند" ( صحيفه امام ج 13 ص 53 ).

14- ملي گرايي:

"ملي گرايي خلاف اسلام است ... خواست اين 35 ميليون جمعيت اين بود که ما اسلام را مي خواهيم اين نبود... جبهه ملي دعوت به راهپيمايي بر عليه لايحه قصاص داده ... تعبير اين بود که لايحه غير انساني [است]. ملت مسلمان را دعوت مي کند که در مقابل لايحه قصاص راهپيمايي کنند يعني چه؟ يعني در مقابل نص قرآن کريم راهپيمايي کنند؟ ... لايحه قصاص همين مسائل قرآن است ... دعوت کرده اند که مردم قيام کنند در مقابل قرآن! قيام کنند در مقابل احکام ضروريهء اسلام؟! لکن من کار دارم با آنهايي که پيوند کرده اند با اين جبهه، پيوند کرده اند با منافقين ... اينکه کسي بگويد حکم خدا غير انساني است اين کافر است ... جدا کنيد حساب را از مرتدها؛ اينها مرتدند؛ جبهه ملي از امروز محکوم به ارتداد است" (صحيفه امام صص448-464). – "اينکه ما ملي گرا باشيم، ملي گرايي بر خلاف اسلام است ... اين بر خلاف دستور خدا و بر خلاف قرآن است: (کيهان 4/3/59).

15- قاطعيت در عمل:

"در اين آخر که قضيه زندان اوين پيش آمد و شکاياتي از آقاي لاجوردي [ رئيس زندان اوين] مي شد و مخالفت هايي مي شد [غير] از احمد [يادگار امام] کسي را نديدم که بيشتر از آقاي لاجوردي طرفداري کند و دفاع نمايد و وجود او را براي زندان اوين لازم و برکناري او را تقريباً فاجعه مي دانست" (مجموعه آثارج 17 ص 92). - "آنکه مکتبي را مسخره مي کند، اسلام را مسخره مي کند، و اگر متعمد باشد مکتبي را مسخره کند، مرتد فطري است و زنش بر وي حرام است و مالش هم بايد به ورثه داده شود، خودش مقتول باشد" (صحيفه امام ج 14 ص 376).

16- جنگ:

"هر روز ما در جنگ برکتي داشتيم که در همهء صحنه ها از آن بهره جسته ايم ...ما در جنگ ريشه هاي انقلاب پر بار اسلامي مان را محکم کرديم " (صحيفه امام ص 283) - "ما با کي صلح کنيم؟.. آخر قابل صلح نيست ...ما جواب ملت عراق را چه بدهيم؟ حالا ملت خودمان هيچ! ما جواب ملت عراق را چه بدهيم؟ که يک رژيمي چندين سال بر او حکومت کرده است، غاصبانه " (صحيفه امام ج 13 ص 296 ). – "تا گرفتاري ها نباشد؛ سختي ها نباشد، جنگ ها نباشد، و کشتار دادن ها و ساير اثرات آن نباشد انسان از آن خمودي و از آن راحت طلبي که در ذاتش است بيرون نمي آيد ... و اين برکات زحمت ها و ناگواري هاي جنگ و لو حق جنگ بود ... و اين يک هديهء الهي است که بدون اينکه دست هاي بشر در آن دخالت داشته باشند خداي تبارک و تعالي به ما عطا فرموده است و بايد قدر اين نعمت را بدانيد" (صحيفه امام ج 14 صص 204- 203 ) ـ "من به تمام اهالي خوزستان و ساير مرز نشيناني که مورد تهاجم واقع شديد تبريک عرض مي کنم ...براي آن چيزي که از دستتان رفته است براي اينکه ظاهرا از دست رفته است" (صحيفه امام ج 14 ص 257 ). – "جنگ امروز ما ؛ جنگ با عراق و اسرائيل ...عربستان و شيوخ ...مصر و اردن و مراکش و ابرقدرت هاي شرق و غرب نيست، جنگ ما جنگ مکتب ماست عليه تمامي ظلم و جور؛ جنگ، جنگ اسلام است عليه تمامي نابرابري ها ...و اين جنگ سلاح نمي شناسد، اين جنگ محصور در مرز و بوم نيست؛ اين جنگ جنگ خانه و کاشانه و شکست و تلخي و کمبود و فقر و گرسنگي نمي داند" (صحيفه امام ج 21 ص 61).

17- اتمام حجت با طاغوت:

[خطاب به شاه:] "خاضع به اسلام شويد ما شما را پشتيباني مي کني " (تاريخ 21/1/42) – "به شما ها نصيحت مي کنم که آقا [شما] دوست اسلام هستيد؛ هيأت حاکمه بر مسلمين به اصطلاح هستيد؛ شما عزيز باشيد؛ آقا باشيد؛ بزرگ باشيد ..... بگذاريد ما براي شما خدمت کنيم (26/ 01/42صحيفه نور ج 1 ص 104 و 109). ـ "شما به اسلام اعتقاد پيدا کنيد، ما هم جزو سازمان شما ؛ همهء ملت جزو شما" (صحيفه نور ج 1 ص 110). ـ "يکي دو ساعت از برنامهء راديو دست ما بدهيد ...من به شما قول مي دهم که نه با سلطنت شما مخالفت داشته باشد نه با وزارت شما ... ما مردم را آشنا مي کنيم؛ دنيا را آشنا مي کنيم به احکام اسلام" (صحيفه امام ج 1 ص391).

18- آرمان شهادت:

"اين مجالس عزا و سوگواري و نوحه سرايي ....اينطور ساخته جواناني را که مي روند در جبهه ها و شهادت را مي خواهند و اگر شهادت نصيبشان نشود متأثر مي شوند؛ و آنطور مادراني مي سازد که جوان هاي خودشان را از دست مي دهند و باز مي گويند باز هم يکي دو تا داريم" ( صحيفه امام ج 16 ص346 ). – "مردم مي خواهند جلوي اين جوان هاي چهارده پانزده ساله را بگيرند که به جبهه نروند ولي آنها از دست پدر و مادر فرار مي کنند و به جبهه مي روند" (صحيفه امام ج 17 صص 107-106). ـ "اينجانب هر وقت با يکي از اين چهره ها روبرو مي شوم و عشق ارزش ها در بيان و چهرهء نوراني اش مشاهده مي کنم و منا جات و راز و نيازهاي اين عاشقان خدا و فانيان راه حق را در آستانهء هجوم به دشمن مي نگرم که با مرگ دست به گريبان هستند و از شوق و عشق در پوست خود نمي گنجند خود را ملامت مي کنم ...اکنون ملت ما دريافته است که کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا" (صحيفه امام ج 16 ص 151).

19- ويژگی های آرمانی جکومت اسلامی:

[در حکومت اسلامي:] "ساواک لازم نيست، فشار نخواهد بود، حکومت اسلامي مبني بر حقوق بشر و ملاحظهء آنست؛ هيچ سازمان و حکومتي به اندازهء اسلام ملاحظهء حقوق بشر را نکرده است؛ آزادي و دموکراسي به تمام معني در حکومت اسلامي است؛ شخص اول حکومت اسلامي با آخرين فرد مساوي است ... [ما] برنامهء مستقل مبني برعدالت، دموکراسي و قانون اساسي [داريم] (صحيفه امام ج 5 صص-71- 70). - "در جمهوري اسلامي هرگز فاصلهء طبقاتي بدين صورت نخواهد بود و تقريباً همه در يک سطح زندگي مي کنند" (صحيفه امام ج 5 ص 293). - "ما موافق رژيم آزادي هاي کامل هستيم ... ما طبيعتاً نسبت به عقايد مذهبي ديگران بيشترين احترام را پس از سرنگوني ديکتاتوري و استقرار يک رژيم آزاد مي گذاريم" (سخنراني 22/7/57)- "من بنا ندارم که خودم يا اشخاصي که حالا در پيش من هستند از روحانيون، جانشين رژيم شوند" (صحيفه امام ج 5 ص 308). - "رژيم بدون رضايت مردم هيچ اساس ندارد" (صحيفه امام ج 5 ص 31). – "ما اميدواريم که ايران اولين کشوري باشد که کوچکترين فرد ايراني بتواند آزادانه و بدون وجود کمترين خطر به بالاترين مقام حکومتي انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضيح بخواهد" (صحيفه امام ج 5 ص 499). – "شما اگر حکومت اسلامي را ببينيد خواهيد ديد که ديکتاتوري در اسلام اصلاً وجود ندارد" (صحيفه امام ج 5 ص 532). - "مارکسيت ها در بيان مطالب خود آزاد خواهند بود ...هر کس آزاد است که اظهار عقيده کند" (صحيفهء امام ج 3 ص 371).

20- ماه محرم:

"کسي که گريه کند يا بگرياند با بصورت گريه دار خودش را بکند اين جزايش بهشت است" (صحيفه امام جلد 10 ص 314). - "همان سينه زني، همان نوحه خواني، همان ها رمز پيروزي ماست ...همه روضه بخوانند، همه گريه بکنند ... اين بزرگترين امر سياسي است ..گول شياطين را که مي خواهند اين حربه را از دست شما بگيرند نخورند ...تکليف آقايان است روضه بخوانند .. دسته ها بيرون بيايند سينه بزنند ( صحيفه امام جلد 11 صص 100-97).

Labels:

Wednesday, January 13, 2010

گفته های قصار خمینی

فراز هايي از سخنان گهر بار ا مام خميني (ره)

(بمناسبت هتک حرمت به تصويرامام راحل)

تهيه شده بوسيلهء هيأت ديوانگان حضرت سکينه

http://www.NewSecularism.com

"اعدام هايي که در اسلام هست اعدام هاي رحمت است ...

Labels:

Sunday, January 10, 2010

گفتار قصار

یک فیلسوف تابحال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را کشته اند..
"
دنیس دیروت"


وقتی که مردم بیشتر آگاه میشوند، کمتر به روحانی و بیشتر به معلم توجه میکنند.
"
رابرت گرین اینگر سول"


ادیان همه مانند یکدیگرند، مبتنی بر افسانه ها و اسطوره ها هستند.
"
توماس جفرسون"


دین بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است.
"
ناپلئون بناپارت"


وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند، در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمینهایمان را داشتیم، پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب های مقدس داشتیم و آنها در دست زمین های ما را داشتند.
"
جومو کیانتا"


"
مذهب تنها برای بردگی انسان ها خلق شده است.
"
ناپلئون"


روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت دارد، اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد..
"
سوزان ارتس"


کشيش ها مى گويند که آنها به مردم بخشيدن و خيريه را مى آموزند.. اين طبيعى است. چون آنها از پول صدقه مردم زندگى مى کنند. همه گداها مى آموزند که مردم بايد به آنها پول بدهند.
"
رابرت گرین اینگر سول"


قسمتهايى از انجيل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند، قسمتهايى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند.
"
مارک تواین"


به من بگو قبل از تولد کجا بوده ای تا به تو بگویم پس از مرگ کجا خواهی رفت.
"
نیچه"


مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مرد نامرئي در آسمانها زندگي ميكند كه كه تمام رفتارهاي تو را زير نظر دارد ، لحظه به لحظه آن را . و اين مرد نامرئي ليستي دارد از تمام كارهايي كه تو نبايد آنها را انجام دهي و اگر يكي از اين كارها را انجام دهي ، او تو را به جايي ميفرستد كه پر از آتش و دود و سوختن و شكنجه شدن و ناراحتي است و بايد تا ابد در آنجا زندگي كني ، رنج بكشي ، بسوزي و فرياد و ناله كني ... ولي او تو را دوست دارد !
"
جورج كارلين"


ايمان يعني اين كه نخواهي بداني واقعيت چيست .
"
نیچه"


يكي از بزرگترين تراژدي هاي بشريت اين است كه اخلاقيات بوسيله دين دزديده شده است .
"
آرتور سي كلارك "


مذهب ، آه خلق ستمديده است ، قلب دنياي بي قلب و روح شرايط بي روح . مذهب افيون توده هاست .
"
كارل ماركس"


آنجا كه علم پايان مي يابد ، مذهب آغاز ميگردد .
"
بنجامين ديزرائيلي"


دین افساری است که به گردنتان میاندازند تا خوب سواری دهید و هرگز پیاده نمیشوند
باشد که رستگار شوید
"
کائوچیو"


اولین روحانی یک شیاد بود که به یک ابله رسید
"
والتر

Labels:

Sunday, January 03, 2010

یا حسین

ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی ها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.

Labels:

Friday, December 25, 2009

باز محمود با کنايه

باز محمود با کنايه

باز محمود با کنايه
اندکی قدّ و يه هاله
سر خوش از وضع زمانه
نفت شصت و نه دلاری
سال
60 مليارد دلاری
با سفرهای فراوان
ساخته از خود یک فسانه
می برد پول از خزانه
می دهد دائم حواله
می خورد از مال مردم
می پَرد بر دوش مردم
می دهد دائم شعارِمهرورزی ، عدل خواهی!
خلق ثروت ، محو نکبت !
دين پناهی ، سادگی ، بی قيد و بندی!
چون به جدّ ، می نگری ، امّا تمامی :
تندخويی ، جنگ خواهی!
پخش فقر و بی نوايی !
لودگی ، مردم فريبی ، بی خيالی!
هسته ای اين طبل خالی!

نامه هايی کودکانه ، سر گشاده ، احمقانه
مملو از پند و عتاب و ادّعا ، پر از کنايه
می نويسد او برای حاکمان اين زمانه !
آخر ای مجنون سر مست
هيچ آيا تا کنون امّا
مروری کرده ای بر وضع و حال اين کرانه ؟
هيچ انديشيده ای آيا
که از روی محبت
گر يکی از آن اجانب
نامه ای بهرِ تو و اين دولتِ جل الخلايق
در بيان درد و رنج و حال و روزِ مردمِ بس مفلسِ اين سرزمينِ پر بلا و مشکلِ خاورميانه
با همان سبک و سياقِ هاديانه
پر غرور و پر اِفاده ، پر زِ ايراد و کنايه
انشا کند ، پخشش کند
در خيلِ انبوه رسانه ، ماهواره ، روزنامه
پاسخی داری برايش ؟
آسمان امروز ديگر نيست نيلی
يادم آمد از فلسطين
از بلندی های جولان
از دلار و پول نفت و نقشِ ايران
اندرون جيب و در کاشانه آن جيره خواران

از هولوکاست وحماس و نقشه بی صهيونيستِ گوشة خاور ميانه
حرف های قلدرانه ، احمقانه ، خود سرانه
پر هزينه ، پر ضرر ، بی فايده ، بَس ناشيانه
از رجايیِ زمانه ،
باورش گشته که هست او :
يک پديده ! معجزه در اين هزاره !
يک دو سه مزدورِ پرگو
در کنارش نيز، هر دم
می روند اين سو و آن سو
می کنند از او ستايش ، همچو ناجیّ ِ زمانه
ليک امّا
اندرون مملکت آنچه نمايان
سايه شوم فساد و نکبت و فقر و فغانِ بينوايان
با دو پای کودکانه می دويدم همچو آهو
گه به اين سو ، گه به آن سو
دور می گشتم زخانه
در ميان مدح و روضه
اندرون بحث و شورا و کلاس و مدرسه، واندر رسانه
می شنيدم دم به دم
از هر فکور و صاحب انديشه و جزئی اراده
داستانهای مخوفی بهر اين ملت فِتاده

می شنيدم
از لب شيرين پيران خردمند
مستمر اين برترين و بهترين پند :
آه ای خوش باوران کم سوادِ پر افاده
اين چنين بی فکر و تدبير و درايه
مرز و بوم و مملکت کردن اداره
آخر ای مستان قدرت ، اين روش تا کی ادامه؟
اندک اندک رفته رفته
تيرگی ، افسردگی ، بيچارگی،درماندگی
بر پهنه اين کشتی در گل نشسته ،
گشته چيره
حيف امّا کز سر خيره سری ، خود محوری ، کوته خيالی
در نگاه اين جماعت
جملگی انديشمندان زمانه
يا که مزدورِ اجانب
يا که اهل پول و مايه، مافيای مسکن و بانک و قاچاق ، تحت الحمايه
هر که باشند ، از برای خيرخواهی
هرچه گويند و نويسند
غير مسموع و زياده !
ای دريغ از يک جواب صادقانه! عالمانه!
آری اينک
جهل او چون تيغِ برّان
می زند از بن
نهالِ جاودانِ اقتصاد و علم و تحصيل و اراده

می شنيدم اندر اين دوران پر رنجی که دانی
رازهای تلخی از آينده اين خاکِ پاکِ باستانی

بشنو از من ، کودکِ من
از زبان مامِ ميهن :
مرز و بوم پاک ايران
پرگهر مهد دليران
خطة يکتاپرستان
سرزمين مهر و ايمان
يک رئيس جمهور نادان
کرد ویران، کرد ویران، کرد ویران

Labels:

Monday, December 07, 2009

تناقضات قران

اما در آخر قرآن واقعا معجزه است چرا؟

1ـ تنها کتاب مذهبی ا ست که توسط ميليون ها مسلمان بدون فهميدن کلمه ای ازآن، بزبان عربی وغالبأ از حقظ قرائت می شود .


2ـ تنها کتابی است که با وجود تعدد تناقضات و خلاف گوئی ها، سخنان تکراری و زائد و غلطهای فاحش، اکثر مسلمانان حتی جرات بزبان آوردن اين کاستی ها را نداشته چرا که بلافاصله گناهکارمحسوب می شوند .


3ـ تنها کتابی است فاقد شرح وقايع به ترتيب زمانی وبخش بندی روشن موضوعات و مطالب .


4ـ تنها کتابی است که اغلب آيه های آن بدون ا رتباط با يکديگرو هيچيک از سوره ها به موضوع ويژه ای اختصاص نيافته بلکه موضوعات مختلفی را برحسب اتفاق شامل می شود .


5ـ تنها کتابی است که ميليون ها مسلمان به غلط براين باورند که درزمان پيامبر تدوين، درحالی که تقريبأ بيست سال پس ازمرگ او گردآوری شده است .


6ـ تنها کتابی است که تعداد زيادی اشتباه گرامری داشته وبارها دستخوش تغيير بوده امــّا مؤمنين متعصب براين باورند که هرگز عوض نشده وخالی از هرگونه اشتباه است .


7ـ تنها کتابی است فاقد هرگونه تئوری واقعی علمی، با وجود اين متعصبين نابينا مدعی پيش بينی تعداد زيادی از تئوريهای علمی توسط آن هستند .


8ـ تنها کتابی است که توسط خشک مغزان متعصب به تمامی به خدای دانا و آگاه و قادر مطلق منسوب می شود درحالی که حتی ده درصد بندگان اين خدا براستی از صددرصد دستورات آن پيروی نمی کنند .


9ـ تنها کتابی است که ادعا می شود به انسانی ترين بودن، درحالی که درآن الله بارها دستورکشتن انسانی توسط انسان ديگر را صادر می کند .


10ـ تنها کتابی است که توسط تيره انديشان مؤمن بعنوان کتابی که بيشترين حقوق زن را در نظرگرفته محسوب می شود، درحالی که زنان توسط احکام خدائی آن مورد بيشترين ستم ها و اجحافات قرار گرفته اند .


11ـ تنها کتابی است که مؤمنين ترجيح می دهند آنرا ترجمه نکرده و بهمان صورت عربی بدون دريافتن مفهوم آن، اغلب با آوازی بلند قرا ئت کنند .


12ـ تنها کتابی است که با استفاده ازآن صدها هزار آخوند، ملا، مفتی، آيت الله وديگر مفت خواران، مسلمانان ساده دل را فريب می دهند و از آن طريق ميليون ها دلار به جيب می زنند .


13ـ تنهاکتابی است که مؤمنين می توانند آيات زيادی درآن بيا بند که نه برای مردم عادی بلکه فقط ويژه ی پيامبرو به منظورحل وفصل مسائل و مشکلات شخصی براو نازل شده است ..


14- ـ تنها کتابی ا ست که تمام مذ اهب ديگر را باطل و دستورجهاد عليه آنها صادرکرده است .


15ـ تنها کتابی است که درابتدا مردم را به اطاعت کورکورانه فرمان می دهد وپس ازآن می گويد که فکر کنند تا حقيقت را دريابند .


16ـ تنها کتابی ا ست که مدعی فرستادن پيامبر به همه ی ملت ها، قبا يل وا قصی نقاط جهان شده اما فقط از پيامبران خاورميانه ياد می کند .


17ـ تنها کتابی است که آنقدر ابهام و ناروشنی دارد که قادراست ازيکطرف قاتلينی مانند طالبان وخمينی ها واز طرف

ديگرمرتجعی مذهبی و صوفی نما مانند امام محمد غزالی را توليد کند .


18-تنها کتابی است که به کمک انسان درحل مسئله ی واگذ اری ارث به موروثان وضرب و تقسيم اعداد محتاج است


19ـ تنها کتابی است که بر مصداق آن شيعه و سنی و ديگر فرق اسلامی يکديگر را به قتل می رسانند تا به بهشت بروند . پروتستان ها و کاتوليک ها همديگر را می کشتند، اما دارای انجيل های متفاوت بودند .


20ـ تنها کتابی است که بروشنی قوانين جزا (قصاص) را بعنوان فرمان خدا صادر می کند اما اين قوانين نا بهنگام بهيچ وجه مناسب با جامعه ی مدنی کنونی نيستند و هرجا که به اجرا در آمده اند (ايران ، افغانستان،…)، مردم (غيرمسلمان و مسلمان) يااز اجرا کنند گان آن انتقاد نموده اند که چرااز قانون قصاص پيروی می کنند يا چرا آنها را درست به اجرا درنمی آورند؟ قابل تعجب نيست که ملايان هرگز منشاء اين قوانين متعلق به جامعه ی بدوی عربستان را مورد سرزنش قرار نمی دهند .


يکی از بزرگترين اشتباهات قرآن را می توانيم درآيات ذيل بيابيم: (سوره 18 آيات 85 و86 )


“او راهی را دنبال کرد تا آنگاه که به محل غروب خورشيد رسيد وخورشيد را ديد که درباتلاقی غروب می کند ونزديک آن مردی رايافت. ما گفتيم ذوالقرنين آيا می خواهی آنان را مجازات کنی ويا نکوئی با آنان پيشه می کنی” (سوره ی الکهف آيه های 85 و86 ).


ازاين بدتراينکه درقرآن درآيات فوق نوشته شده که اين مرد سخنان مورچگان را می شنيده است. واقعيت علمی ثابت شده اين است که مورچگان دارای ارگان های مربوط به توليد صوت نيستند ونبايد هم باشند . چرا که با بجای گذاشتن رد شيميائی وبعبارت ديگر با بو با يکديگر ارتباط برقرار می کنند. البته اين اشتباه بزرگ قابل درک است چرا که اعراب قرن هفتم ميلادی بنا به اطلاعات کمی که از بيولوژی حيوانات داشتند چيزی بجز اين نبايستی فکر می کردند. بهرحال، اين بی اطلاعی يا کم اطلاعی ازعالم حيوانات نشان دهنده ی منشاء انسانی متون قرآن است وآنرا به عنوان وحی که از طرف خدای (الله) دانای مطلق نازل شده مورد سؤال قرار می دهد .


قرآن درچگونگی بوجود آمدن آسمان شرح می دهد که خدا هفت آسمان را طبقه طبقه آفريد وآسمان پائين را با چراغ هائی تزيين داد (سوره ی الملک، آيه های 3 و 5). قرآن در سوره ی الصافات آيه ی 6 می گويد: “ما آسمان پائين را با ستارگان آراستيم” وهمچنين درسوره ی نوح آيه های 5 و 6 تاکيد می کند که ماه نيز دربين اين هفت آسمان ا ست. اگر ستارگان (چراغ ها) درآسمان پائين قرار دارند و ماه نيز دربين اين هفت آسمان، درنتيجه ستارگان يا از ماه به زمين نزديکترند يا مسافتی به اندازه ی آن تا زمين دارند. اين ديدگاه درهردو صورت ازنظر علمی غلط است. همه می دانيم که ستارگان درفاصله های بسيار بسيار دورتر ازماه به زمين قرار دارند .

Labels: