سرافعی و سر شیخ بکوبید به سنگ
که در آن زهر و در این اوهام است
از در خانۀ زاهد گذری ؟؟ وا پس رو
که هرجا از آن کوچه نهی پا دام است
یک کوشش ضد مذهب و ضد خرافات affune@gmail.com
سرافعی و سر شیخ بکوبید به سنگ
که در آن زهر و در این اوهام است
از در خانۀ زاهد گذری ؟؟ وا پس رو
که هرجا از آن کوچه نهی پا دام است
ختنه
پیش از هر چیز، حرف من اینه انسان فقط و فقط یک مالکیت واقعی داره «بدنش»ّّ نه ثروت نه هیچ مفاهیم مالیکت و میراث دیگه ای به معنای اصیل کلمه «متعلق» به ما نیستن تنها چیزی که از آغاز تا پایان سفر زندگی همراه ماس همین بدن است همین هم در بسیاری فرهنگها به اسم دین، قبیله، خانواده و گاهی حتی قانون به گرو گرفته میشه. من از حق مالکیت بدن حرف میزنم حقی که هیچکس، هیچکس، حق ندارد از انسان بگیره اگر کسی تصمیمی درباره بدنش میگیرد تتو، ختنه، جراحی، تغییر، یا حتی دستنزدن این حق، فقط و فقط مال خودشه نه پدر، نه مادر، نه قبیله، نه دین، نه سنت، نه قانون و نه هیچ قدرت دیگه ای حق ندارد برای بدن انسان دیگری تصمیم بگیرد. بدن، اولین و آخرین مرز آزادی انسانه است. هرجا این مرز شکسته شد آگاه باش که در اون سرزمین انسان دیگر «صاحب خودش» نیست
دو کلیپ از بهرام مشیری
اسمی از کشاورز و تاجر توی قرآن نیست، فقط مجاهد و جنگ و کشتار
یک ملیون آخوند مفتخور
*شاه اسماعیل صفوی بنیانگذار تشیع در ایران*
شاه اسماعیل صفوی مانند دیگر حکام جنایت کار و خونخوار تاریخ، خود را نمایندهی خدا بر روی زمین و همچنین منسوب و جانشین امامان شیعه میدانست و در پاسخ به امرای قزلباش که گفته بودند بیشتر مردم ایران سنی مذهب هستند و نمی خواهند شیعه شوند گفته بود:
"خداوند و امامان من را یاری خواهند کرد و اگر کسی در مقابلم اعتراض کند کمترین پاسخم به او شمشیر خواهد بود"
شاه اسماعیل پس از فتح شیراز و شهرهای اطراف در 882، دستور قتل عام صادر میکند.
مداحان در رسای فتوحات این شاه شریعت پناه نوشتهاند که قزلباشان حتی سگها و گربههای این شهرها را هم به اتهام ناصبی بودن و دشمنی با اهل بیت قتل عام کردند.
در اواخر همان سال، شاه به سمت سمنان حرکت میکند و قزلباشان جلودار، قتل عام را از ولایات اطراف شروع میکنند.
غیاث الدین خواندمیر مینویسد:
مردم این آبادیها تماما از صغیر و کبیر، پیر و جوان از دم تیغ رد شدند و در آن دیار کسی زنده نماند."
شاه اسماعیل سپس راهی سوادکوه میشود.حاکم سوادکوه حسین کیای چلاوی به قلعهای در کوهستان پناه میبرد.پس از محاصره و قطع آب ورودی قلعه، حسین کیا حدود 50 روز مقاومت میکند و سرانجام به سبب کمبود آب تسلیم میشود.
شاه اسماعیل دستور میدهد حسینکیا را درون قفس بگذارند.سپس زن و دختر و پسر و نزدیکانش را در برابر قفس او برهنه میکنند و بدستور شاه، قزلباشان با وحشیگری به تمام اعضای خانواده و نزدیکان وی تجاوز می کنند.در پایان به دستور شاه، سیخ بلندی را از بدن آنان عبور میدهند. بطوریکه یک سرش از زیر پوست آخرین مهره ستون فقرات عبور کرده و سر دیگر ان از پشت گردن بیرون میآمد، سپس آن بیچارگان را که از درد و خونریزی به خود میپیچیدند را بر فراز آتش گرفتند تا اندک اندک و در میان ضجههای جان خراششان بریان شوند.
حسینکیا که شاهد تجاوز و به سیخ کشیدن عزیزانش است، گردن خود را به چوب قفس میسابد تا رگ او پاره شود و بیش از این شاهد ضجههای عزیزانش نباشد اما قزلباشان متوجه شده و مانع از خودکشی او میشوند. سپس قزلباشان به دستور شاه، گوشت کباب شدهی لاشه این افراد را خورده و استخوانهایشان را به آتش انداخته و خاکسترشان را بر باد دادند.
در آخر و به دستور شاه، بدن حسینکیا را خراشیدند و بر زخمها و خراشها شیره مالیدند و قفس او را پُر از مورچه و حشرات کردند. وی چند روزی به سختی زیست. پس از آن درون زخمها کرم ایجاد شد و از شدت هجوم حشرات و عفونت زیاد، درگذشت. جسد او را نیز سوزاندند و خاکسترش را بر باد دادند.
*و بدین ترتیب مردم ایران شیعه گشتند تاریخ بخوانیم ملتی که از تاریخ مردمش خبر نداشته باشد راحت فریب می خورد.
منبع:
📘:تاریخ شاه اسماعیل صفوی
👤:امیرحسین خنجی.
@inurfun