هر وقت هم کسی دست بالا بزند و بخواهد پدیدهای که در همه جهان رایج شده را وارد فرهنگ و جامعه ایرانی کند، عدهای عقب افتاده گاگول جلوش را میگیرند و از او میپرسند، آیا آن پدیده را ایرانی کرده یا نه!؟ یکی نیست از این عقل کلهای گاگول بپرسد این پدیده ایرانی دیگر چه کوفت و زهر ماری است که همه چیز باید قبل از ورود به ایران با فرهنگ ایرانی سازگار شود!؟ کدام فرهنگ ایرانی!؟ همان فرهنگی که 1300 سال پیش اعراب بدوی به لجن کشیدند! یا آن فرهنگی که چنگیزخان مغول 790 سال پیش به ایران آورد!؟ منظورتان کدام فرهنگ است!؟ همان آش شله قلمکاری که هیچ کس از آن هیچ نمیداند؟
خاک بر سرتان بکنند با آن فرهنگتان که هیچ چیز را بدون تغییر نمیتواند بپذیرد. فرهنگی که پویایی ندارد بدرد زباله دان تاریخ میخورد. فرهنگی که ایستا شد مثل آب به لجن تبدیل میشود!
آخه یک نگاه کنید به این تئوری!... خود تئوری “ایرانی کردن پدیدهها” منظورم هست. تازگیها که افزون بر ایرانی کردن پدیدهها اسلامی هم باید بشوند! حتما باید چادر هم سر پدیدهها بکنند تا قابل استفاده شود!!
اقتصاد ایرانی اسلامی، دموکراسی ایرانی اسلامی! آزادی بیان ایرانی اسلامی! جاکش ایرانی اسلامی! وووو ایرانی اسلامی! حالا هم (وب 2) ایرانی اسلامی
!
آخه برادر جان ایران آن هم ایران قرن حاضر هیچ چیز برای بالیدن به آن ندارد، اگر چیزی هست، از پدران ما که چه عرض کنم باید گفت تقریبا 40 تا 50 نسل پیش از من و شما اجداد ما یک گهی بودهاند، امروزه حتی از بورکینافسو هم عقب تریم
!!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر