شنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۹

خدا: من اصلا وجود ندارم

من اصلا وجود ندارم

من اصلا وجود ندارم، بروید مثل آدم زندگی تان را بکنید و این قدر داستان و شعر درست نکنید.

خودتان من را درست کرده اید که کاسبی کنید و سر هم دیگر را کلاه بگذارید، چرا پای من را وسط می کشید؟!

اگر من خدایم چرا موسی را بفرستم بگویم شنبه را تعطیل کند و عیسی را بفرستم بگویم یک شنبه را و محمد را بفرستم بگویم جمعه را؟

چرا کاری کنم که عیسوی شرابش را در کلیسا بنوشد و مسلمان به جای شراب شلاق بخورد؟

اگر من وجود دارم و اینقدر مهربان بودم که همه ی دین ها می گویند چرا بیشتر تلفات تاریخ و جنگ ها در تاریخ با نام دین و انجام تکلیف دینی و هدایت مردم و بردن مردم به بهشت صورت گرفته است؟

اگر من خدا بودم چرا این همه آدم کج و معوج به اسم من روی زمین خدایی می کنند و کلید بهشت می فروشند و یا دنیا را برای مخلوقات من(؟!) جهنم کرده اند؟

خدایی که به عبادت محتاج باشد، خدایی که قسم بخورد جهنمش را از نافرمانان پر می کند،

خدایی که فقط محبان علی را به بهشت راه بدهد و بقیه پیامبرانش بشوند زرشک، خدایی که می گوید زمین آزمایشگاه است و آدم ها موش آزمایشگاهی و تمام آن چه که در زمین حرام کرده را در بهشت وعده می دهد من نیستم. اصلا من نیستم.

بروید مغزتان را بکار ببرید و بیخود بی عرضگی هایتان را به اسم این که من چیزی می دانم که شما نمی دانید نگذارید.

اگر نمی توانید از پس گردن کلفت هایتان بر بیایید چرا پای من را وسط می کشید؟ نخیر قرار نیست من در آن دنیا حساب لات و لوت های دنیا را برسم.

اگر عرضه دارید خودتان از خجالتشان در بیایید و الکی خودتان را بچه مثبت های بی عرضه ی بهشت معرفی نکنید.

یعنی چی دست روی دست می گذارید و منتظران فلان و بهمان می شوید. آقا جان قرار نیست کسی را بفرستم. مفهوم شد؟

همه ی شما ها چند میلیاردی سلول خاکستری در آن مغزهایتان دارید بکارش ببرید و بجای تسبیح استخاره انداختن از این سلول ها استفاده کنید تا فاسد نشود.

اگر در قدرت طلبی و فریبکاری روی مزرعه ی حیوانات را هم سفید کرده اید و به همه ی دنیا گند زده اید چرا می گویید قضا و قدر من است؟ یعنی اگه من خدا بودم اندازه ی مدیر گوگل هم عرضه نداشتم یک دم و دستگاه درست و حسابی راه بندازم که هم کارمندش راضی باشد هم مصرف کننده اش؟!

شما یک بار در این گوگل ساین این کنید تا دو هفته بس است لازم نیست روزی چند بار جلویش خم و راست بشوید و هزار خواهش و تمنا کنید تا سرویس هایش مثل ساعت کار کند.

وضع دعا و نفرین هایتان هم از همه بدتر است!

بهتان گفته باشم که 99.99 در صد این دعاها اسپم است و اصلا در میل باکس من ظاهر نمی شود (تازه اگر باشم!). آخر یعنی چی خدایا همه را خوشبخت کن؟

----------

من اگه خدا بودم وقتی شیطان در برابر انسان سجده نکرد خشتکش رو در میاوردم و از بارگاه بیرونش میکردم

! چه معنی داره شیطان به حرف خدا گوش نکنه

وقتی میخواستم پیغمبر خلق کنم از ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب میکردم تا عدالت رعایت بشه !

کمی سلیقه به خرج میدادم و بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزایر هاوایی یه خونه شیک و مدرن بنا میکردم با سوییت های مجهز و مجانی برای زواری که برای زیارت میومدن !

هیچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمی دادم و همه حق داشتن بیان خونه ام …

حتی بی خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجای اینکه تو صحرای عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجای لباس احرام هم مایوی دوتیکه بپوشن !

یه مشت از این حوری ها و قلمان رو هم مامور میکردم به حجاج سرویس بدن و پذیرایی کنن تا زیارت بهشون بهتر بچسبه !

اصلا نمیذاشتم آدما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که !

همه مسجد ها رو هم جمع میکردم به جاش کافی شاپ و کتابخونه و سینما درست میکردم !

یه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتی درست میکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه !

هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم …عزیز دلم …نه اینکه محل سگ هم نذارم! بنده افریدم باید سرویس بدم دیگه … گوسفند که نیستن ول کنم تو بیابون !

قشری به نام روحانیت رو اصلا خلق نمیکردم ! به بنده هام همه یه جو عقل میدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخیص بدن و نیازی به فتوا و این مزخرفات نباشه !

عزراییل رو هم میفرستادم اونجا که عرب نی انداخت بره غاز بچرونه ! به جای عزراییل یه حوری خوش هیکل سفید و بلوری میفرستادم تا جون مرد ها رو بگیره و یک جوان رعنای خوش هیکل رو هم میفرستادم تا جون خانمها رو بگیره ! (اینجوری دیگه نه تنها کسی از مرگ نمیترسید بلکه این پیرزن پیرمردها هی از خدا مرگ میخواستن نصفه شبی( !

جون بچه ها رو هم اصلا نمیگرفتم ! اصلا اجازه نمیدادم انسان ناقص و معلول به دنیا بیاد … ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم !

سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! ….. خدا کیلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟

آخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره ها خلق میکردم اخرین مدل ! نه اینجوری که توی جوب هاش (جوی هاش) شیر و عسل بیاد! شیر و عسلی که توی جوب (جوی) باشه به درد همون اعراب هزار و چهار صد سال پیش میخوره! اونایی که بنده صالح بودن میفرستادم توی این بهشت و اونایی هم که خطا کار بودن و بنده های درست درمونی نبودن بجای جهنم میفرستادم توی ایران زندگی کنن قدر عافیت رو بدونن !

از خدا بخاطر این همه اختلاف سلیقه عذر خواهی میکنم!
-->

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۹

چرا ضد اسلام شدم؟

چرا ضد اسلام شدم؟
از من خیلیها میپرسند که چه مشکلی برات پیش اومد که ضد اسلام شدی، بارها پیش اومده که حزب اللهی ها از من پرسیدن آیا از خانواده معدومین هستی؟ از شکنجه شدگان هستی؟ فامیلهات رو کشتن؟ واقعیتش اینه که آره من از خانواده معدومین هستم، من از خانواده کسانی هستم که بهشون تجاوز شده، راستش رو بخواهید من از خانواده اوناه هم نیستم، من خودم اعدام شدم، به خودم تجاوز شد وقتی دست آرش قطع میشد و خون به صورتش میپاشید من بودم که دستم رو از دست دادم و به پشت افتادم وقتی ابن مقفع رو تکه تکه کردند و در آتش انداختند من بودم که سوختم وقتی دست فیروز بر سر دختر بچه
اسیر ایرانی کشیده میشد من بودم که گریستم وقتی به دختر مجاهد تجاوز شد، به من تجاوز شد وقتی جوون کمونیست به سر رفیقش گلوله شلیک کرد تا از اوین آزاد بشه، من بودم که کشته شدم حلاج من بودم که به دار آویخته شدم وقتی مجید کاووسی را در تهران آویختند چون حاکم شرع را کشته بود، من به دار آویخته شدم و قبل از مرگ خندیدم و دست تکان دادم وقتی سر احمد باطبی را در توالت کردند من بودم که صورتم کثیف شد وقتی به زهرا کاظمی تجاوز میکردند من بودم که بهم تجاوز شد و بعد کشته شدم به من خیلی ظلم شد، خیلی ستم شد نمیتونم همش رو بنویسم ولی من هنوز زخمی ام، هنوز
عصبانی ام عصبانیتم رو در کینه خلاصه نکردم، سعی کردم این عصبانیت رو در مسیری قرار بدهم که سودمند باشد در مسیر عقلانیت، در مسیر انسانیت من از کشتن و کشته شدن و تجاوز و اعدام خسته شده ام، من به فکر جاییم که این اتفاقها توش نیافته. من به دنبال چرا بودم، چرا اینطور شد؟ پاسخ را در اسلام یافتم، بخاطر اسلام بود که اینطور شد این اسلام لعنتی بود که به من تجاوز کرد، مرا سر برید، قطعه قطعه کرد، بارها سوزاند و اعدام کرد من چیزی برای از دست دادن ندارم،و چیز زیادی را هم از دست نداده ام، پدر و مادر و عمه و خاله و دائی و عموی بیولوژیکی من هیچ بلایی
سرشان نیامد، این منم که باید بلایی سرم بیاید و شاید روزی این بلا دیگران را بشوراند. تا آخرین جای ممکن خواهم جنگید. من یک جنگجو زاده شده ام، تا پیروزی آرام نخواهم گرفت. زور، پول، و توحش اسلام مرا نمی هراساند، من علامت سوالی هستم که برای همیشه پشت جلد هر قرآنی کشیده خواهم شد، و تا ابد بعنوان پاسخی برای اینکه “چرا؟” تکرار خواهم شد.

شنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۸۹

حمايت از ازدياد جمعيت



به دنبال سخنان رئيس جمهور محترم؛ مبني بر حمايت از ازدياد جمعيت و
جلوگيري از تمام شدن مردم ايران، جمعي از مردم هميشه در صحنه با برپايي
تظاهراتي خودجوش به حمايت از سخنان ايشان دست به راهپيمايي زدند.

در اين راهپيمايي كه تعدادي از خواهران و برادران در ان شركت داشتند با
در دست داشتن پلاكاردها و دست نوشته هايي از قبيل "نمي گذاريم جمعيت
ايران تمام شود"،" و اندر اين ظلمت شب آب حياتم دادند" وسر دادن شعارهايي
از قبيل "افزايش جمعيت.... بي مرد و زن نميشه"،"خواهر انقلابي....حمايت
حمايت"،"برادر عزيزم....اطاعت اطاعت"مسير چندين خيابان را طي كردند.

در جريان اين راهپيمايي دشمن شكن تعدادي از عناصر معاند با پرتاب كاندم
هاي خاردار، بو دار و اجسام فلزي به نام آي يو دي ؛ ضمن حرمت شكني به
راهپيمايان حمله كرده و قصد برهم زدن آن را داشتند كه توسط ماموران پليس
بازداشت شدند.

از اين افراد وسايل جاسوسي براي بيگانگان از قبيل چندين حلقه كاندوم مصرف
نشده با آرم سازمان بهداشت جهاني و دستمال كاغذي جيبي كشف گرديد.

راهپيمايان در پايان مسير،ضمن تجمع در برابر خانه بهداشت و آتش زدن چند
صد كاندوم به ايراد قطعنامه اي در 6 ماده پرداختند. اين قطعنامه شش ماده
اي توسط آقاي "عيالوار"به شرح ذيل قرائت گرديد كه با فرياد هاي الله
اكبر جمعيت راهپيمايان به تصويب رسيد.

1 – ما خواهران و برادران انقلابي ؛ ضمن اعلام برائت از شعار استكباري"
فرزند كمتر زندگي بهتر" حمايت خود را از فرامين رئيس جمهور محبوب در
زمينه ازدياد جمعيت اعلام نموده و از همين امشب و با شور و هيجان انقلابي
در به اجرا گذاشتن دستورات ايشان كوشا خواهيم بود.

2 – شعار دو بچه كافيه يك شعار استكباري بوده كه توسط دشمنان قسم خورده و
به منظور كاهش جمعيت مسلمين ايجاد شده است.ما اين شعار منحوس را؛ که
مشخصا توسط بنياد سورس و اصلاح طلبان دريك بستر نرم و مخملي نطفه آن بسته
شده را ؛ بشدت محكوم مي كنيم.

3 - از وزير نيرو مي خواهيم كه با ايجاد خاموشي سراسري از 8شب تا 5 صبح
،شرايط عملياتي شدن دستورات رئيس جمهور فراهم آورد.

4 – از وزير صنايع مي خواهيم بجاي توليد كالاهاي غير ضروري و لوكس با
ساخت تخت هاي دو نفره و توزيع تشك هاي خوش خواب ؛ترجيحاً فنري؛در بين
افراد كم درآمد در ايجاد بستري مناسب در جهت تسريع فرامين٬ رئيس دولت را
ياري بخشند.

5 – خانه هاي بهداشت ؛ لانه ي شياطين بوده وبايستي در سراسر كشور برچيده
شوند و ساختمان هاي ان جهت ازدياد فوری جمعيت مجهز به تخت خواب گرديده و
بصورت رایگان و در دوره های زمانی حداکثر ۱۰ دقیقه ای ٬جهت استفاده عموم
در اختيار خواهران و برادران علاقمند قرار گيرد.

6 – از صدا و سيما مي خواهيم با ساخت سريالهايي مانند "فرزند يك ميليون
توماني"،"چگونه دو قلو بسازيم" و"پولدار شدن با لذت"در جلوگيري از تمام
شدن مردم ايرا ن و ترويج فرهنگ ازدياد جمعيت كوشا باشد.

اين راهپيمايي با خواندن شعري دست جمعی از بابا طاهر عريان به پايان رسيد

چهارشنبه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۹

دوشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۸۹

فرق مستراح و منبر + تو از خواب برنمي خيزي، از رختخواب برمي خيزي


بهلول را گفتند فرق «مستراح» و «منبر» چیست؟

گفت در اصلشان فرقی نیست.

هرکس که نخواهد در «جمع» بریند در آن رود،

و هرکس که بخواهد «بر جمع» بریند بر این رود
..................................
روزي خواجه اي در ميان دسته اي از عوام، اندر فوايد سحرخيزي سخن مي راند
كه: ايهاالناس! همانند من كه همواره صبح زود از خواب برمي خيزم
عمل كنيد كه فوايد بسياري بر آن مترتب است.
بهلول در آن جمع بود، گفت: اي خواجه!
تو از خواب برنمي خيزي، از رختخواب برمي خيزي!
و ميان اين دو تفاوت زمین تا آسمان هست..؟

آنفولانزای آخوندی


آنفولانزای آخوندی
عامل بیماری: ویروس، نوع سرسفید و سرسیاه میزان خطر: مسری وکشنده، ویرانگرتر ازحمله اسکندر و اعراب و مغول علائم بیماری: خفقان، سانسور، حبس، شکنجه، اعدام، سنگسار
کشورمحل ظهور: ایران کشورهای آلوده: عراق، لبنان، غزه، سودان، افغانستان، پاکستان، عربستان، مصر.
ریخت شناسی ویروس: معمولا فربه و پشمالوهستند اما ریخت کوسه هم دربین آنها وجود دارد. ساختمان ویروس: این ویروسها اشکال انحطاط یافته انگلهای داخل سلولی هستند.
ناقل بیماری: عنکبوت پا کوتای استبداد
دوران نهفتگی: این ویروس سالیان متوالی، ازظهورادیان تاکنون، می تواند نهفته بماند.
واکسیناسیون، طریق پیشگیری، وپادزهر: دمکراسیتاریخچه: ویروس این بیماری دردوران معاصراولین بارتوسط انگلیسی ها درانقلاب مشروطه برای مقابله با آزادیخواهان فعال شد. سپس برعلیه مصدق بکارگرفته شد. بعدها آمریکایی ها برای مقابله با کمونیسم از آن استفاده کردند.
طریق تشخیص: این ویروس با فریب عموم درظاهربا آنتی ژنهای نوع آ مریکایی وانگلیسی جنگ دارد اما درعمل و پشت پرده با آنها مذاکره ومعامله تجاری می کند.
طریق فعال شدن: این بیماری در کشورهایی که دچار بیماری مزمن دیکتاتوری هستند به منظوراشاعه جهل وعقب ماندگی درسلولهای میزبان فعال میشود وهمزمان درخلاء نبود گلبولهای سفید مترقی وآگاه که به حبس افتاده اند دریک فرصت شش ماهه به شدت رشد کرده به تدریج کنترل اندامهای بیماررا به دست می گیرد.
طریق تکثیر: پس ازفعال شدن، فرمانده ویروسها خود را ولی و قیم اندام آلوده شده اعلام کرده، با کمک عامل ژنتیکی انصارحزب الله اقدام به ایجاد رعب و وحشت می کند. سپس برای قلع وقمع سلولهای آزادیخواه احکام مرتد سلولی ومفسد فی اندام را ابداع کرده پس ازبستن گلبولهای روزنامه ای وسرکوب ژنهای احزاب و سازمانها وتشکلهای مقاوم، ازگله حقوق بگیران خود امت درصحنه بوجود می آ ورد.
خصوصیات آنتی ژنی ویروس: پس ازکنترل اندامهای حیاتی بیمار، ویروس ازیک طرف برای تداوم بقای خود اقدام به نظارت دائمی بر کلیه امورات سلولها میکند وهرگونه ژنهای مقاوم را به جرم محاربه با ویروس یا اقدام به براندازی ویروس نابود میکند. سپس ویروس ولی یا قیم برای فریب سلولها هر چهارسال یکبارازمیان ویروسهای مورد اعتماد خود چند تایی را مأمور کرده تا در دادن وعده و وعیدهای خررنگ کن به سلولها با یکدیگر رقابت کنند. گماشته ای که در گول زدن سلولها رای بیشتری آورد به عنوان رئیس سلولها منصوب میشود.از طرف دیگرویروس می کوشد بیماری خود را به بقیه جهان صادرکند. به این منظور دست به سازماندهی و کمک مالی به ویروسها دردیگر نقاط جهان میکند تا برای خود سپر ایمنی درست کند. علاوه بر آن ازهمان ابتدای فعال شدن، اقدام به گروگانگیری دیپلمات یا سلولهای خارجی ازنوع رکسانا میکند تا برسرآنها با اندامهای فرنگی برسر ویروسهای اسیر خود معامله و اخاذی کند.این ویروس در اندامهای فرنگی ارگانیسمهای بیشمار رسانه ای بوجود آورده ودر کنترل افکارسلولهای مهاجر کوشا است. ویروس می کوشد جو ناامیدی و بی تفاوتی میان سلولهای تبعیدی بوجود آورد و آنها را ازعفونت بیماری منحرف کرده و به کسب و کاروزندگی خویش مشغول سازد. این ویروس سلولهای ماده را نصف سلولهای نر به حساب می آورد.
کد ژنتیکی کروموزوم ویروس: اطلاعات ژنتیکی لازم جهت تکثیر ویروسها را رمز گذاری می‌کند که عبارت است از: بین سلولها تفرقه انداز وحکومت کن!
طریق کنترل بیماری: مسکن ندارد. التیام پذیرواصلاح پذیرنیست.
انواع ویروس: یاخته‌های اجنبی به منظورپیشبرد سیاست زدوبند ومماشات، این ویروس را به دو نوع آ : میانه رو و ب: تند رو، و یا خندان و اخمو تقسیم بندی کرده اند. اوایل ویروس نوع ب را ویروس بنیادگرا مینامیدند. سپس نظرشان عوض شد و آن را ویروس اصولگرا یا محافظه کار نامیدند. درمقابلِ، ویروس نوع آ را ویروس اصلاح طلب نامیدند. در سال ۱۳۷۶که این ویروس پس ازدادگاه میکونوس درشرف مرگ بود، یاخته‌های فرنگی تحت پوشش حمایت از ویروس نوع آ. یا خندان، منافع سرشارنفتی وگازی به جیب زدند. بخاطرآ ن حمایتها اکنون این ویروس به شدت به طریق انترگونه ای در دیگر کشورها تکثیر شده و درشرف مسلح شدن به میکروارگانیسم های اتمی است.
پادزهر وکشنده ویروس: گلبولهای سفید ستارخانی و باقرخانی
طریق درمان و ریشه کنی: پیوستن گلبولهای دانشجویی و کارگری و معلمی به گلبولهای ستارخانی وقیام عمومی و جمعی علیه ویروس.
مکانیزم عمل ویروس: بر سه پایه حلقوی زر و زور و تزویرعمل میکند. ابتدا گلبولهای سفید ضعیف را به استخدام خود درمی آورد. سپس بقیه گلبولهای مقاوم را با خشونت منکوب میکند. آنگاه عوامل خود را به شکل ضد ویروس جا می زند و شروع به انحراف یا جذب سایرگلبولهای فعال ضد خود می کند به گونه ای که خود سلولها هم در تفکیک گلبولهای ضد ویروس از گلبولهای ویروسی گیچ شوند. رمزشناخت گلبولهای ویروسی این است که آنها مثل جن از قیام سلولها وریشه کنی میترسند. ماموریت این گلبولهای ویروسی دوچیزاست: اول مخالفت ظاهری با ویروس، ودوم مخالفت واقعی با گلبولهای سفید ستارخانی. گلبولهای ویروسی مدام سایرگلبولها را ازریشه کنی وقیام می ترسانند. ویروس مرتب تبلیغ می کند که اگرریشه کن شود ویروسی به مراتب بدترشیوع پیدا خواهد کرد. گلبولهای ویروسی مدام سایرسلولها را به مدارا، مصالحه، عدم خشونت وپذیرش حاکمیت ویروس فرا می خوانند. این گلبولها سعی دارند سلولها به روزمره گی و خوردوخوراک سلولی خود مشغول باشند وعفونت ویروس را از یاد ببرند.
اخطار سازمان بهداشت جهانی: اگراین ویروس سوارغشای سلولی خری شد دیگرپایین بیا نیست! یا باید خربمیرد یا ویروس!
کاری از: فرزاد پاییز

ای مسلمین بدانید اسلامتان همین است

اسماعیل خویی


ای مسلمین بدانید اسلامتان همین است
ایین جور و جهل است دین نفاق و کین است
اسلام دین زور است ایین مرگ و گور است
از لطف و مهر دور است با قهر و کین عجین است
کابوس خوف و خون است افسانه اش فسون است
عفوش فسانه گون است ذاتش دروغگین است
از راه راست گوید راهش ولی به گور است
پیوسته علم جوید علمش ولی به چین است
وقتی خداست قهار ارد پیمبرش قهر
وقتی خدا چنان است پیغمبرش چنین است
گوید فغان فغان از انکش مجیب خوانید
جوید امان امان از انی که تان امین است
دعوت به رستگاری وان با زبان شمشیر
این دین منجیان نیست این دین غاصبین است
در اقتدار شمشیر هنگام ضعف تزویر
راز بقای دین تان این بوده است و این است
شاد است زندگانی در ذات خویش و مذهب
تان ضد زندگانی است زیرا که غم گزین است
اسلام راستین تان خودکامه پرور امد
در رد دین تان این برهان راستین است
با پیر عقل گفتم کان اصل فتنه چبود
بنمود منبری را کان بیگمان همین است
اسلام بی ولایت قولی خلاف عقل است
چون بی نگین توان داشت نقشی که بر نگین است
پس گونه ای از اخوند باید به جای ماند
این مقتضای الشرع _ الانورالمبین است
اخوند کیست یا چیست بسیار از او ندانم
دانم که ذات خدعه ست دانم که عین کین است
افعی بود ندانم یا عنکبوت اما
دانم که زهرناک است دانم که دام کین است
خلقی نشسته دیدم بر گرد منبر او
گفتم ببین سلیمان با دیو همنشین است
پردازد او رسالات وان جمله در نجاسات
انکش به دیده ناید نسرین و یاسمین است
رندان شادخو را گوید هزار نفرین
خامان مرگجو را از او صد افرین است
با مرد و زن در اندم از همدلی زند دم
تیغش به زیر جامه ست سنگش در استین است
با وعده های شیرین جان ها کشد به اتش
زنبور دوزخ است او زهرش در انگبین است
لعنت کند بر ابلیس حال انکه خود به تلبیس
فربه تر ز شیطان ملعون تر از لعین است
مهرش جواز غارت سجاده نطع کشتار
داغ سیاه کاریست انش که بر جبین است
از کشته پشته سازد کین شیوه الهی ست
صد گونه خدعه یازد کین اقتضای دین است
هر جای کش گذاریست گویا که مرگزاری ست
زنهار از ان مکانی کو اندر ان مکین است
تا گرم باشدش نان سازد تنوری از جنگ
خار و خس تنورش جان های نازنین است
چشم شما گواه است کاخوند فتنه خواه است
بر چشم شک نشاید این چشمه یقین است
باری امان مجویید زین دام خوف و خون تا
اسلام در زمان است اخوند در زمین است
اری امان مجویید ای کاروانیان تا
اسلام در زمان است اخوند در زمین است
اری امان مجویید ای کاروانیان تا
این تیر در کمان است وین دزد در کمین است
یا علم کافتاب است یا دین که عین خواب است
حکمت اگر شناسید این حکم واپسین است

سه‌شنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۹

فرازهایی از اسلام




مسواک زدن در حمام باعث درد دندان ميشود! ـ (منبع: من لا يحضره الفقيه - جلد يک، ص. ۵۳)

o در ادرار ائمه آلودگی نيست! � 'ليس فی بول الائمه استخباث' � ( منبع: انوار ولايه، ص. ۴۴۰ )
o خوردن آب در حالت ايستاده در شب باعث زردی ميشود! � 'شرب الماء من قيام بالليل يورث ماء الاصفر' ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۶-ص۴۹۸ )
o نگاه کردن به آلت تناسلی زن باعث کوری ميشود! � 'النظر الی فروج النساء يورث العمی'- (منبع : من لا يحضره الفقيه -جلد ۳ ص۵۵۶ )
o آه اسم خدا ست!- 'آه اسم من اسماء الله الحسنی' - مستدرک الوسائل جلد ۲ ص۱۴۸
o ملکی بنام خرقائيل هست که ۱۸ هزار بال دارد و بين هر بالش پنجاه سال زمان برای ديدن لازم است! ـ 'ان لله ملکا يقال خرقائيل له ثمانيه عشر الف جناح مابين جناح الی جناح خمس مائه عام' � ( منبع : کتاب البرهان جلد، ۲ ص. ۳۲۷ )
o ملکی هست که اسمش منت و هميشه بالای قبر امام حسين است ! ـ ( الکافی جلد ۴ ص ۵۸۳)
o امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد!، با پا وبراحتی متولد ميشود!، جنب نميشود!، اگر بخوابد قلبش بيدار است، چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است!، همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! ـ 'يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه' ـ ( منبع : اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ کتاب حجه باب مواليد الائمه )
o امام زمان لخت و عريان ظاهر ميشود! ـ 'انه سيظهر عاريا امام قرص الشمس' ـ (منبع: حق اليقين، ص. ۳۴۷ )
o ابن بابويه روايت ميکند که ابی عبد الله مردی را ديد که کفش سياه پوشيده فرمود چرا کفش سياه پوشيدی، مگر نمی دانی کفش سياه نور چشم را کم ميکند و مردانگی را ضعيف ميکند؟ . بر تو باد پوشيدن کفش زرد که نور چشم را زياد ميکند و باعث قوت مردانگی ميشود!. ـ 'عن ابی عبد الله انه رای رجل و عليه نعل سوداء فقال مالک و لبس السوداء؟ هی تضعف البصر و ترخی الذکر و���' ـ ( منبع : کتاب خصال شيخ صدوق ..ابن بابويه باب سوم جلد یک، ص. ۹۹ )
o روايت از علی (ع): اولين حيوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنيا رفت عفير خر رسول خدا بود! اين خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود : پدر و مادرم فدای تو، پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و ..نقل کرده که نوح (ع) جد من را در کشتی گذاشت و به مردم گفت ای مردم از نسل اين خر، خری متولد ميشود که رسول خدا بر او سوار ميشود، و من خوشحالم که آن خر هستم ! ـ 'عن امير المومنين علی قال ان اول شيی من ادواب توفی هو عفير حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی ���' ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴- کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله )
o از امام حسن (ع) روايت شده است که ايشان فرمود برای خداوند دو شهر است ( خدا دو شهر دارد) يکی از انها در مشرق است و يکی در مغرب، و در آنها ۷۰ ميليون زبان و جود دارد! و من همه آن زبانها را ميدانم! ـ 'عن ابی عبد الله الحسن قال ان لله مدينتين احداهما بالمشرق و اخری بالمغرب و فيها سبعون الف الف لغه و انا اعرف جميع تلک اللغات' ـ ( منبع: اصول کافی - جلد يک - ص ۳۸۴ و ۳۸۵ باب مولد حسن ابن علی)
o خوردن خاک نفاق می آورد! � 'اکل الطين يورث النفاق' ـ ( منبع: الکافی جلد۲- ص۲۶۵ ). خوردن خاک حرام است مثل خون و مردار و گوشت خوک اما خوردن خاک قبر امام حسين باعث شفاء از بيماريها ميشود! . ـ 'اکل الطين حرام مثل الميته و الدم و لحم اخنزير الا طين قبر الحسين فيه شفاء من کل داء'- ( منبع: اصول کافی جلد ۳ - ص ۳۸۷)
o توسل به امام موسی کاظم باعث جلای چشم ميشود!.ـ ' التوسل بالامام موسی الکاظم ينفع لوجع العين' ـ ( منبع : باقيات الصالحات ضميمه مفاتيح الجنان -شيخ عباس قمی ص ۷۴۵ )
o امام حسين(ع) از سينه حضرت زهرا شير نخورد بلکه پيامبر انگشتش را در دهان او ميگذاشت و او می مکيد و برای سه روزش کافی بود!. ـ ' لم يرضع الحسين من فاطمه (س) و لا من انثی کان يوتی به النبی (ص) فيضع ابهامه فی فمه فيمص منها ما يکفيه اليو مين و الثلاث 'ـ ( منبع: اصول کافی کتاب الحجه - باب مولد حسين ابن علی )
o پيامبر از ابوطالب شير ميخورد! ـ ' لما ولد النبی (ص) مکث اياما ليس له لبن فالقاه ابو طالب علی ثدی نفسه فانزل الله فيه لبنا فرضع منه اياما' ـ ( منبع: اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد النبی(ص) - جلد يک ص ۳۷۳ )
o فاطمه زهرا (س) حيض نميشده است! ـ 'عن ابی الحسن قال ان بنات الانبياء لا يطمثن' ـ ( اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد الزهراء - جلد يک ص. ۳۸۲ )
o در روايت است که علی (ع) با رسول خدا به مسافرت رفت و عايشه همراهش بود و تنها يک لحاف همراهشان بود ! و علی میگوید رسول خدا بين من و عايشه خوابيد ! و هنگاميکه رسول خدا شب برای نماز شب بر خاست من و عايشه در يک لحاف بوديم ! ـ ' قال علی سافرت مع رسول الله و کان له لحاف ليس له لحاف غيره و معه عائشه و کان رسول الله ينام بينی و بين عائشه فاذا قام الی اللصلوه الليل ���..' ـ ( منبع: بحار الانوار جلد ۲ - ص ۴۰ دار احياء التراث العربی - بيروت بحار الانوار ص. ۲۹۷ )
o هنگاميکه امام حسين به شهادت رسيد بين امام سجاد و محمد ابن حنفيه فرزند علی(ع) بر سر امامت اختلاف افتاد �محمد ابن حنفيه به امام سجاد گفت تو خودت بهتر ميدانی که من از تو لايق تر هستم و امام سجاد در جواب گفت پاسخ تو را حجر الاسود ميدهد ! و دعوت کرد که به آنجا بروند ..آنگاه محمد ابن حنفيه حجر الاسود را صدا زد و هيچ جوابی نشنيد اما تا امام سجاد حجر الاسود را صدا زد حجر به صدا در آمد و گفت امامت مال علی ابن الحسين است و نزديک بود حجر الاسود از جا کنده شود! ـ 'لما قتل الحسين (ع) ارسل محمد ابن الحنفيه الی علی ابن الحسين و ��' ـ ( منبع: اصول کافی - جلد يک ص ۳۴۸ اعلام الوری للطبرسی ۲۵۸)
o علی(ع) بر روی ابرها پرواز ميکند ! . خداوند ابرها را برای علی مسخر ساخت و او شرق و غرب عالم را درنورديد! . ـ 'ان الله سخر لعلی السحاب فکان يسير فی الارض شرقا و غربا' ـ ( منبع: تفسير الميزان جلد ۱۳ - ص ۳۷۲ بحار الانوار جلد ۳۹ - ص ۱۳۸)
o رعد و برق آسمان از تدبير علی است! . ـ ' قال ابو عبد الله عليه السلام .. ماکان من هذا الرعد فانه من امر صاحبکم قلت من صاحبنا؟ قال امير المومنين علی عليه السلام الاختصاص' ـ ( منبع: المفيد ص ۳۽
پزشكی در اسلام:

عن عمار ، عن أبی عبد الله(ع ) - فی حدیث - قال: سئل عن بول البقر یشربه الرجل؟ قال : إن کان محتاجا إلیه یتداوى به یشربه، وکذلک بول الإبل والغنم.
شخصی از امام صادق(ع) پرسید: آیا کسی می تواند ادرار گاو را بخورد؟ فرمود: اگر برای درمان، به آن نیاز دارد، بخورد، همچنین ادرار شتر و گوسفند.
(وسائل الشیعه، ج 3، ص 410)
«فی ألبان الإبل و أبوالها دواء لذربکم ص ۳۶.
«علیکم بأبوال الإبل البریة و ألبانها». ص. ۴۵
فی أبوال الإبل و ألبانها شفاء لذربة بطونهم. ص. ۴۶
کنز العمال، جلد ۱۰
«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى(ع) یَقُولُ أَبْوَالُ الْإِبِلِ خَیْرٌ مِنْ أَلْبَانِهَا وَ یَجْعَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الشِّفَاءَ فِی أَلْبَانِهَا.
کتاب جامع الأحادیث، جلد ۲۸ از چاپ جدید، صفحه ۴۳۳ به بعد روایات مصادر شیعه
مسأله 2675 ـ خوردن چیزهاى نجس و خبیث و پلید كه طبع انسان از آن تنفر دارد مانند سرگین و بول حیوانات (گرچه حلال گوشت باشند) آب بینى و مانند آنها حرام است هرچند پاك باشند. ولى اگر پاك باشند و مقدارى از آن به طورى با چیز حلال مخلوط شود كه در نظر مردم مستهلك و نابود حساب شود خوردن آن مانعى ندارد. ولى خوردن بول شتر براى استشفا تجویز شده.
رساله آیت الله محمد حسن لنگرودی
در حدیث دیگر منقول است که مفضل به خدمت حضرت صادق آمد شکایت کرد ، از تنگی نفس و گفت اندک راهی که میروم تنگ میگردد و مینشینم فرمود که بول شتر بخور تا ساکن شود .
حیله المتقین ، باب نهم ، فصل نهم در معالجه امراض درونی و قولنج و بادها و آزار معده و سرفه
از امیر المؤمنین علیه السّلام كه فرمود: شیرهاى گاو دواء باشند. و پرسیدندش علیه السّلام از شاش گاو كه كسى بنوشد؟ فرمود اگر براى دواء نیاز دارد باكى ندارد. و از جعفریست كه شنیدم ابو الحسن علیه السّلام میفرمود: شاش شتر به از شیر آنست .
آسمان و جهان- ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، مجلسی، مترجم: محمد باقر كمره‏اى‏،ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، چ اول‏:1351 ش‏. جلد6، برگ



جمعه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۹

شعری از غاده السمان

شعری از غاده السمان

شاعری توانا از سوریه


اگر به خانه‌ی من آمدی

برایم مداد بیاور مداد سیاه

می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم

تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم

یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!

یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها

نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!

یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم

شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!

یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد

و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم!

نخ و سوزن هم بده، برای زبانم

می‌خواهم ... بدوزمش به سق

... اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود،

می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم!

پودر رختشویی هم لازم دارم

برای شستشوی مغزی!

مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند

تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.

می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود !

صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر!

می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،

برچسب فاحشه می‌زنندم

بغضم را در گلو خفه کنم!

یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم

برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،

فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،

به یاد بیاورم که کیستم!

ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند

برایم بخر ... تا در غذا بریزم

ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !

سر آخر اگر پولی برایت ماند

برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،

بیاویزم به گردنم .... و رویش با حروف درشت بنویسم:

من یک انسانم

من هنوز یک انسانم

من هر روز یک انسانم!

پنجشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۸




آی بته بته بته؛ رژیم باید بیفته!
چه چهارشنبه، چه نوروز؛ قیام ملی پیروز!
جمهوری اسلامی، با هر نشان و نیرنگ؛ نابود باید گردد!
حکومت ایرانی، بر پایهٔ رفراندوم عمومی؛ ایجاد باید گردد!
ولایت حرف مفته، رژیم باید بیفته؛ اگر چه پوست کلفته!
امسال سال آخره؛ ......کل رژیم باید بره!
کشته ندادیم که سازش کنیم؛ رهبر قاتل رو ستایش کنیم!
یار.ان در بند ما؛ درد شما درد ما!
نه سازش، نه تسلیم؛ ملت بی شکستیم

دوشنبه، اسفند ۱۰، ۱۳۸۸

Latima in English

اندر کرامت و منزلت زنان در اسلام

-->http://nesvan.wordpress.com
مقام شامخ زن و کرامت انسانی وی در اسلام بر کسی پوشیده نیست. شاید هیچ مکتب فکری در سراسر تاریخ چنین جایگاه رفیعی برای منزلت زن قایل نشده باشد.در احادیث اهل تسنن و تشیع نیز بر شان و منزلت زن تاکید شده است.بطور مثال حضرت علی (ع) زنان را ناقص عقل و ناقص ایمان می نامند و خطاب به فرزند خود امام حسن‌(ع) می‌فرمایند: از مشورت با زنها پرهیز کن‌; زیرا نظر آنها به نقص و عیب است و تصمیم آنها به سستی گرایش دارد.
کرامت زن در دین مبین اسلام حد و مرزی ندارد چنانکه رسول اکرم (ص) فرمود: زن چون پیش آید مانند شیطان است و باز چون پشت کند مثل شیطان خواهد بود و به هر صوررت‌، راهزن ایمان و فریبندة انسان و منحرف کنندة دلهای مردم می‌باشد*.و در حدیثی دیگر می‌فرمایند: شما زنها اکثریت اهل جهنم را تشکیل می‌دهید. زنی پرسید یا رسول‌الله برای چه‌؟ فرمود: رأی شما کوتاه و دین شما ضعیف است‌. زنها گفتند: کوتاهی فکر و ضعف دین ما از کجاست‌؟ فرمود: دلیل نقصان فکر شما، این است که‌: پروردگار متعال‌، شهادت دو نفر از شما را به جای شهادت یک مرد قرار داده است‌. اما نقصان دین شما به این دلیل است که‌، هر ماه روزها و شبهایی می‌گذرد، بی‌آنکه مقابل پروردگار سجده کرده و عبادت او را انجام دهید*.
برخی افراد نا آگاه کراماتی از این دست را نمی فهمند و برای شان مبهم است که چرا شهادت دو زن در برابر یک مرد است‌یا چرا عادت ماهیانه‌، دلیل ضعف دین تلقی شده‌ است که این ابهامات خود از نشانه های نصف العقل بودن آنان است .درک این نکته ضروری است که حق شهادت و قضاوت و مرجعیت ،حق طلاق و حضانت اطفال و خروج از منزل هم جهت محافظت و کرامت نهادن بر زنان از مسلمات سلب شده است وگرنه با این عقل ناقص هر آینه زیر اتوبوس می رفتند و لابد انتظار دیه و ارث برابر هم داشتند.در اینجا به درستی می توان درک نمود که چرا وقتی پیامبر اسلام شنید که پوراندخت دختر خسرو پادشاه ایران شده‌است گفت “قومی که ولایت امر را به زنی بسپارند، هرگز رستگار نخواهند شد”.*
بد نیست توجه کنیم که مقارن با ظهور اسلام در ایران زنان در چه وضع اسفناکی بودند و فرماندهی سپاه و کشور و کارهای سخت به آنها سپرده می شد و لی با ظهور اسلام زن کرامت یافت زیرا از زنده بگور شدن دختران در عربستان جلوگیری شد. و اگر ربط این سخنان بر شما پوشیده است بر شما حرجی نیست چون با نصف عقل بیشتر از این از کسی انتظار نمی رود. جای بسی تاسف است که برخی افراد نا آگاه بدون داشتن مطالعات دینی کافی و صرف خواندن دو کتاب انقدر گستاخ شده اند که از کتاب خدا ایراد می گیرند. بی جهت نیست که پیامبر خدا فرمود:زنها را در غرفه‌های بالا جای ندهید; و به آنان کتابت یاد نداده‌، و ریسندگی و تفسیر سورة نور را به ایشان بیاموزید.*
در اسلام بر زن دوستی تاکید بسیار شده و حتی در روايت آمده كه آن حضرت هنگام حجه الوداع به پيروانش چنين توصيه نمود: “زنان اختياري از خود ندارند و اسير مردانند. درباره آنها نيكي كنيد.* اگر احادیث و روایات و حکمت را قبول ندارید قران را که نمی توانید انکار کنید . خداوند متعال آنقدر برای زنان ارزش قایل بوده که سوره ای را به ایشان اختصاص داده ( نسا) و در آن صریحا فرموده است که مردان مسلط بر زنان و سرپرست ایشان‌اند چرا که خداوند برخی را بر برخی دیگر برتری داده‌است.**
در همین سوره تکریم الهی بر نسوان کامل شده و به ایشان کرامت داده شده است که کتک زده شوند : “اگر زن شما در مقام نافرماني و سركشي برآمد، نخست او را پند دهيد، اگر براه نيامد از همخوابگي محرومش سازيد و اگر باز تسليم نشد و اطاعت نكرد او را كتك بزنيد.**
البته فراموش نکنید که در احکام فقهی برای زدن زنان که منجر به آسیب مانند کبودی بدن شود، دیه تعیین شده است و بدیهی است که کتک زدن دلیل بر توحش و خشونت نیست و به رغم آن که فقیهان حکم به تنبیه بدنی همسر کردند اما آن را مقید ساختند که «خون آلود» نباشد و «عضوی را نشکند و اثری به جا نگذارد.حتی از نظر برخی اسلام شناسان کتک زدن می باید با پارچه بهم تنیده و یا با دست باشد، نه با تازیانه و عصا. ودر آیه ۴۴ سوره ص آمده است: «و خذ بیدک ضغثاً و لا تَحنَث؛ به ایوب گفتیم: بسته ای از ساقه های گندم ( یا مانند آن مثل شاخۀ نازک خرما) را برگیر و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشکن**.
اگر آنچه آمد و شفقت و احترامی که در لابه لای این آیات وجود دارد را نمی بینید بشارتتان می دهیم بر عذابی سخت که بر گمراهان فرو خواهد آمد ، آنانکه چون کراماتشان را بر آنان بر شمردیم انکار کردند و شکر نعمت به جای نیاوردند:پس هر آیینه بر آنان عذابی الیم فرو افکنده شود و در منکران فرو رود . باشد تا عبرت گیرند و ایمان آورند***
مراجع :
*تاریخ طبری، سیره ی ابن حشام ،صحیح بخاری
** نساء 25، احزاب 52، معارج 30، نساء 24، نحل 71، نور 33، احزاب 50، روم 28
*** خودم