جمعه، تیر ۰۴، ۱۳۸۹

قسمت‌هاي بد دين را هم ببينيد

http://www.facebook.com/#!/video/video.php?v=1502964415310&ref=mf
با زیر نویس فارسی
امروز ما به حقوق زنان احترام مي‌گذاريم و ديگر آن‌ها را سنگسار نمي‌كنيم

اندکی قدّ و يه هاله



اندکی قدّ و يه هاله

سر خوش از وضع زمانه

نفت شصت و نه دلاری

سال 60 مليارد دلاری

با سفرهای فراوان

ساخته از خود يک فسانه

می برد پول از خزانه

می دهد دائم حواله

می خورد از مال مردم

می پَرد بر دوش مردم

می دهد دائم شعارِ

مهرورزی ، عدل خواهی!

خلق ثروت ، محو نکبت !

دين پناهی ، سادگی ، بی قيد و بندی!

چون به جدّ ، می نگری ، امّا تمامی :

تندخويی ، جنگ خواهی!

پخش فقر و بی نوايی !

لودگی ، مردم فريبی ، بی خيالی!

هسته ای اين طبل خالی!

نامه هايی کودکانه ، سر گشاده ، احمقانه

مملو از پند و عتاب و ادّعا ، پر ز کنايه

می نويسد او برای حاکمان اين زمانه !

آخر ای مجنون سر مست

هيچ آيا تا کنون امّا

مروری کرده ای بر وضع و حال اين کرانه ؟

هيچ انديشيده ای آيا

که از روی محبت

گر يکی از آن اجانب

نامه ای بهرِ تو و اين دولتِ جل الخلايق

در بيان درد و رنج و حال و روزِ مردمِ بس مفلسِ اين سرزمينِ پر بلا و مشکلِ خاور ميانه

با همان سبک و سياقِ هاديانه

پر غرور و پر اِفاده ، پر زِ ايراد و کنايه

انشا کند ، پخشش کند

در خيلِ انبوه رسانه ، ماهواره ، روزنامه

پاسخی داری برايش ؟

آسمان امروز ديگر نيست نيلی

يادم آمد از فلسطين

از بلندی های جولان

از دلار و پول نفت و نقشِ ايران

اندرون جيب و در کاشانة آن جيره خواران

از هولوکاست وحماس و نقشه بی صهيونيستِ گوشه خاور ميانه

حرف های قلدرانه ، احمقانه ، خود سرانه

پر هزينه ، پر ضرر ، بی فايده ، بَس ناشيانه

از رجايیِ زمانه ،

باورش گشته که هست او :

يک پديده ! معجزه در اين هزاره !

يک دو سه مزدورِ پرگو

در کنارش نيز، هر دم

می روند اين سو و آن سو

می کنند از او ستايش ، همچو منجیّ ِ زمانه

ليک امّا

اندرون مملکت آنچه نمايان

سايه شوم فساد و نکبت و فقر و فغانِ بينوايان

با دو پای کودکانه می دويدم همچو آهو

گه به اين سو گه به آن سو

دور می گشتم زخانه

در ميان مدح و روضه

اندرون بحث و شورا و کلاس و مدرسه واندر رسانه

می شنيدم دم به دم

از هر فکور و صاحب انديشه و جزئی اراده

داستانهای مخوفی بهر اين ملک فِتاده

می شنيدم

از لب شيرين پيران خردمند

مستمر اين برترين و بهترين پند :

آه ای خوش باوران کم سوادِ پر افاده

اين چنين بی فکر و تدبير و درايه

مرز و بوم و مملکت، کردن اداره

آخر ای مستان قدرت ، اين روش تا کی ادامه؟

اندک اندک رفته رفته

تيرگی ، افسردگی ، بيچارگی،درماندگی

بر پهنه اين کشتی در گل نشسته ،

گشته چيره

حيف امّا کز سر خيره سری ، خود محوری ، کوته خيالی

در نگاه اين جماعت

جملگی انديشمندان زمانه

يا که مزدورِ اجانب ، عامل و بوق بيگانه

يا که اهل پول و مايه، مافيای مسکن و بانک و قاچاق ، تحت الحمايه

هر که باشند ، از برای خيرخواهی

هرچه گويند و نويسند

غير مسموع و زياده !

ای دريغ از يک جواب صادقانه! عالمانه!

آری اينک

جهل او چون تيغِ برّان

می زند از بن

نهالِ جاودانِ اقتصاد و علم و تحصيل و اراده

می شنيدم اندر اين دوران پر رنجی که دانی

رازهای تلخی از آينده اين خاکِ پاکِ باستانی

بشنو از من ، کودکِ من

از زبان مامِ ميهن :

مرز و بوم پاک ايران

پرگهر مهد دليران

يک رئيس جمهور نادان

کـــرد ويـــــران کـــرد ويـــــران ! کـــرد ويـــــران

دوشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۹

احکام جماع


در دیگر احکام جماع حلیة المتقین، باب چهارم، فصل چهارم -- و اما در باب جماع احادیث معتبره بسیار است که مومن را وقوف بدانها ضرور است. و از اهّم آنهاست آنچه در این باره از حضرت رسول اکرم(ص)روایت شده است. و در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و آله به حضرت امیرالموًمنین علیه السلام وصیت فرمود که: «یا علی! ایستاده با زن خود جماع مکن که آن فعل خران است، و اگر فرزندی بهم رسد مانند خران بر رختخواب بول کند. یا علی! در ساعت اول شب جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد بسا که ساحر باشد. و به فرج زن خود نگاه مکن که باعث کوری فرزند شود، و در وقت جماع سخن مگو که اگر فرزندی حاصل شود بسا که لال باشد. و همه این وصیت را از من بیاموز، چنانکه من آنرا از حضرت جبرئیل آموختم. حلیة المتقین، باب خاتمه -- بدان که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نهی فرمود از جماع کردن در زیر آسمان و بر راه که مردم تردد کنند، و فرمود که بیاموزید از کلاغ جماع کردن پنهان را، و فرمود که مکروه است جماع کردن میان طلوع صبح و طلوع آفتاب، ودر آن روزی که آفتاب در آن بگیرد، و در شبی که در آن ماه بگیرد، و در شب یا روزی که در آن باد سیاه یا باد سرخ یا باد زرد حادث شود، که اگر جماع کند در این اوقات و سپس فرزندی بهم رسد، نبیند در آن فرزند چیزی را که دوست بدارد، زیرا که آیات غضب الهی را سهل شمرده. ا حلیة المتقین باب چهارم، باب پنجم، باب نهم - او حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در حدیث معبتر منقول است که فرمودند: چون شوهر با زنش مجامعت کند، دو ملک از ملائک آسمان او را احاطه کنند، و مانند آن باشد که شمشیر کشیده و در راه خدا جهاد کند(!) پس چون مجامعت کند گناهان از او میریزد چنانکه برگ درخت بریزد. ا -- و فرمود: بر زن لازم است هر وقت شوهرش اراده جماع داشته باشد از او مضایقه نکند، اگر چه بر پشت پالان شتر باشد. -- و فرمود: دختران باکره بخواهید، که دهن هایشان خوشبوترو رحم هایشان خنکتر و پستانهایشان پرشیرتر است .و منقول است که چون آن حضرت را به خواستگاری زنی میفرستادند میفرمودند که گردنش را بو کنند که خوشبو باشد و قوزک پایش پرگوشت باشد. -- و فرمود که: نمیدانید ترکیب هلیله سیاه و هلیله زرد و سقمونیا و فلفل و دارفلفل و زنجبیل خشک و زنیان و خشخاش سرخ و نمک هندی و نار مشک و قاقله و شقاقل و چوب بلسان و دانه بلسان و سلیخه مقشر و علک رومی و عاقرقرها و دارچینی و عسل، که اگر از آن دو مثقال ناشتا و دو مثقال در وقت خواب بخوردند، چه اندازه قوت جماع میبخشد. حلیة المتقین، باب چهارم در حدیث است که دختری که شش سالش تمام شود، مادر او را برهنه در پهلوی خود نخواباند که بمنزله زنا است.! حلیة المتقین، باب سوم، باب چهارم -- از حضرت امیرالمومنین علیه السلام منقول است که هر گاه کسی را دردی در بدن بهم رسد یا حرارت بر مزاجش غالب شود، پس با زن خود جماع کند تا ساکن شود. -- و نیز فرمود که خوردن انجیر قوت مجامعت را میافراید، و دفع میکند بواسیر و نقرس را، و برای بادهای قولنج ناقع است. -- و نیز فرمود که بخواه زن گندمگون فراخ چشم سیاه چشم بزرگ سرین و میانه بالا. پس اگر او را نخواستی بیا و مهرش را از من بگیر. -- و از حضرت امام محمد باقر (ع) منقول است که فرمود: خوشم نمیاید که دنیا و آنچه را در آن است داشته باشم، اما یکشب بی زن بخوابم -- و فرمود که با زن آزاد در مقابل زن آزاد دیگر جماع مکن، اما کنیز را در برابر کنیز دیگر جماع کنی باکی نیست. نامه ای از امام موسی٬ ‌کاشف العظا برگ ۲۸: پیغمبر برای قبل از انجام نکاح و انعقاد نطفه قانون دارد. دستور می دهد که مجامعت چگونه صورت بگیرد و خوراک انسان در آن هنگام یا در موقع انعقاد نطفه چه باید باشد. حلیة المتقین، باب دوم، باب سوم، باب چهارم -- حضرت امام جعفر صادق فرمود: سرمه به چشم بکشید که قوت جماع را زیاد میکند و دهان را شیرین میکند و کمک میکند بر طول دادن سجود(!). -- و فرمود: نعلین سیاه مپوش که ّذکّر را سست میکند، و نعلین زرد بپوش که ّذکّر را سخت میکند و پوشش پیغمبران است -- و فرمود: پیغمبری از پیغمبران به حق تعالی شکایت نمود از کمی قوت جماع. حق تعالی او را امر فرمود که هریسه بخورد. -- و فرمود: هر که ترک کند طعام خوردن در شب شنبه و شب یکشنبه از پی هم، قوت جماع از او برطرف شود و تا چهل روز به او برنگردد.-- و فرمود: جماع کردن با زن پیر بدن را خراب میکند، و بسیار باشد که آدمی را بکشد. -- و فرمود: قاووت خشک پیسی را زایل میگرداند، و خوردن آن با زیتون گوشت را میرویاند و استخوان را سخت میکند و قوت جماع را زیاد میکند. -- و فرمود: بخورید خربزه را که قوت جماع را زیاد میکند. -- و فرمود: سنت پیغمبران است زنان بسیار داشتن و بسیار با ایشان مقاربت کردن.-- و فرمود: در خروس پنج خصلت هست که از خصلتهای پیغمبران است، و از جمله آنها بسیار جماع کردن است. -- و فرمود: که از ما بین ناف تا زانو تمتع بردن از زنان مکروه است، و بهتر آن است که اگر با زن خود که کنیز نباشد جماع کند منی خود را بیرون فرج نریزد. -- و فرمود: نباید مرد را دخول کردن به زن خود در موقع تحت الشاع و در شب چهارشنبه. -- و فرمود: جماع مکن در اول ماه و میان ماه و آخر ماه، و نمی بینی کسی را که صرع میگیرد؟ اکثر برای آن است که جماع پدر و مادرش در اول ماه یا میان ماه و یا در آخر ماه واقع شده است -- و نیز از آن حضرت پرسیدند: اگر کسی به دست و انگشت با فرج زن یا کنیز خود بازی کند چون است؟ فرمودند که باکی نیست. اما چیز دیگری را بغیر از اجزای بدن خود در آنجا داخل نکند( و نیز از آن جناب پرسیدند که میتوان در میان آب جماع کرد؟ فرمود: باکی نیست، ولی در کشتی جماع نکند. حلیة المتقین، باب سوم، باب چهارم، باب هفتم -- حضرت امام موسی کاظم (ع) فرمود: هر که لذت جماع کردن با کنیزان را دریافت کند هرگز آن را ترک نکند. -- و فرمود: چیز خوردن شب را ترک مکنید که غذای شب باعث قوت بدن و قوت جماع است. -- و فرمود: گوشت قبره خوردن از برای دفع بواسیر و درد پشت نافع است، و کمک میکند بر بسیاری در جماع. -- و فرمود: خوردن گزر قوت جماع را زیاد میکند. ای به جای گزر کاش گرز میخورد بر آن سرت -- و فرمود: اگر کسی فرج زن را ببوسد باکی نیست. -- و از آن حضرت پرسیدند: قرآن خواندن و جماع کردن در حمام چون است؟ فرمود که بسیار خوب است. -- باکی نیست اگر در حالت جماع جامه از روی زن و مرد دور شود. -- هر که جماع کند با زن خود در تحت الشعاع٬ پس منتظر افتادن فرزند از شکم باشد. -- دوست نمی دارم کسی که در سفر آب نیابد برای غسل کردن٬‌جماع کند٬‌مگر آنکه بر خود خوف ضرری داشته باشد. -- مانعی ندارد و بسیار خوب است قران خواندن و جماع کردن در حمام. -- چیز خوردن شب و گوشت قبره خوردن و خوردن گرز٬‌قوت جماع را زیاد می کند. حلیة المتقین، باب چهارم حضرت امام رضا (ع) فرمود که جدم حضرت صادق(ع) گاهی بعد از جماع و پیش از غسل مجددا ارداه جماع می فرمودند٬ ‌و فقط وضو می شاختند. و در فقه الرضا از آن حضرت منقول است که اگر بعد از غسل دادن میت و پیش از آنکه خود غسل کرده باشی٬‌ خواستی جماع کنی پس وضو بساز و بعد از آن جماع کن اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الکبائر -- علی ابن ابراهیم از پدرش، و او از حماد، و او از ربعی، و او از فضیل روایت کند که حضرت امام ابی عبدالله صادق علیه السلام فرمودند: تا زمانی که مرد زناکار بر روی شکم زن زناکار باشد ایمان از او سلب شود، و چون برخاست ایمانش بازگردد آیت الله خمینی، توضیح المسائل، در مسائل متفرقه زناشوئی و مجامعت -- اگر انسان جماع کند و باندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، چه در زن باشد، چه در مرد، چه در قبل(جلو) باشد و چه در دبر(عقب)او، چه بالغ باشدو چه نابالغ، اگر چه منی بیرون نیاید، هر دو جنب (نجس)میشوند. ولی اگر شک کند که بمقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست -- کسی که آلتش را بریده اند، اگر کمتر از ختنه گاه را هم داخل کند(!) روزه اش باطل است. -- کسی که آلتش را بریده اند، اگر شک کند که دخول شده یا نه(!) روزه اش صحیح است. -- اگر مرد با زنی که در حال حیض است زنا کند یا با زن نامحرمی که در حال حیض باشد بگمان اینکه عیال خود او است جماع کند،احتیاط واجب آن است که کفاره بدهد. -- اگر انسان بعد از آنکه در حال حیض جماع کرده و کفاره آنرا داده دوباره یا چند مرتبه با آن زن جماع کند بنابر احتیاط واجب باید برای هر جماع یک کفاره بدهد. -- باید با زنی که در حال حیض است به مقدار ختنه گاه را داخل نکند اگر چه منی هم بیرون نیاید، و احتیاط واجب آن است که مقدار کمتر از ختنه گاه را هم داخل نکند، دخول کردن در دبر (مقعد) زنی که در حال حیض است نیز کراهت شدیده دارد، ولی کفاره ندارد. -- اگر شماره روزهای حیض زن به سه قسمت تقسیم شود، و مرد در قسمت اول آن با زن خود جماع کند باید هیجده نخود طلا کفاره دهد، و اگر در قسمت دوم جماع کند نه نخود، و اگر در قسمت سوم جماع کند چهار نخود و نیم بدهد. ولی وطی در دبُرُ(پشت) او کفاره ندارد

دوشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۹

تو چه داني که آخـ.ـوند چيست؟

آآ خا واو نون دال(1) و تو چه داني که آخـ.ـوند چيست؟(2) که همانا از سوسمار استرالیایی و کروکودیل ماداگاسکاری مخوفتر است(3) همانا ما به «زورو» و «بت‌من» عبای «مشکی» دادیم(4) ليکن عباي آخـ.وند‌ها را «قهوه‌اي» کرديم(5) که در آن نشانه‌هاییست برای اهل خرد(6) قسم به آن لحظه که عمامه‌ها پيراهن عثمان شد(7) و قسم به آن لحظه که عبا سپر دفاعي ضد موشکي شد(8) همانا که ما شرم کرديم از خلقت اين بشر(9) بگو اي کساني که انقلاب کرديد(10) و در حیرتید که شما انقلاب کرديد يا انقـ.ـلاب شما را؟(11) ما نیز ندانستیم،لیکن تمام منبرهایشان را
mark all as read
کنید(12) و بدانید که از حوری لخت و پتی هم خبری نیست (13) مگر جـ.ـنده خانه باز کرده‌ایم؟(14) و بچسبید به همان تَرکهای دیوار خانه‌یتان(15) که ترشی نقد به از حلوای نسیه(16))

جمعه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۹

معرفي محمود احمدي نژاد در روزنامه ي چاپ افغانستان

اظهار نظر اين روزنامه افغاني از اين نظر جالب است که ريشه اشکال را حتي
در عمق نيروهاي مخالف قشنگ ديده .حتما پاراگراف هاي آخر را هم
بخوانيد......



پديده‌ي احمدي‌نژاد

احمدي‌نژاد پديده‌ي غريب و همهنگام آشنايي است. رفتار او در چشم بسيار
کسان يادآور برخورد خشن و توهين‌آميز يک جوانک بسيجي تفنگ به دست در
برابر شهروندان محترمي است که چنان تحقير مي‌شوند که ديگر جهان را
نمي‌فهمند. شان اجتماعي‌شان، ارج فرهنگي‌شان و منش و سليقه‌ي‌شان لگدکوب
مي‌شود، به زندگي خصوصي‌شان تجاوز مي‌شود، و دستگاه تبليغاتي مدام از در
و ديوار جار مي‌زند که بايد شکرگزار باشند که در کشورشان اين «معجزه‌ي
هزاره‌ي سوم» رخ داده است. احمدي‌نژاد حاشيه را بسيج مي‌کند تا مرکز قدرت
را تقويت کند، مردم مستمند را به دنبال ماشين خود
مي‌دواند و آنان مي‌دوند، در حالي که به عابران ديگر تنه مي‌زنند و
هياهو و گرد و خاک مي‌کنند. محمود احمدي‌نژاد از تبار آن سلاطيني است که
مدام در حال جهاد بوده‌اند. او خزانه‌ي مرکز را تهي مي‌کند، تا سرحدات را
نه آباد، بلکه از نو تصرف کند و به حلقه‌ي ارادت درآورد. او مهندس نظام
است، اما نه از آن مهندساني که در ابتداي حکومت اسلامي در خدمت ملاها
درآمدند تا سازندگي کنند و معجزه‌ي پيوند ايمان و تکنيک را به نمايش
بگذارند. در ابتدا تکنيک در خدمت ايمان بود. در مورد احمدي‌نژاد، ايمان
خود امري تکنيکي است. او رمالي است که داکتر-مهندس شده است.
در ذهن او جن و اتوم، معجزه و سانتريفوژ، معراج و موشک در کنار هم رديف
شده‌اند. احمدي‌نژاد به همه درس مي‌دهد. او ختم روزگار است. در مجلس
آخوندي هم درس دين مي‌دهد. پيش لوطي هم عنتربازي مي‌کند.
احمدي‌نژاد ترکيبي از رذالت و ساده‌لوحي است. او مجموعه‌اي از بدترين
خصلت‌هاي فرهنگي ما را در خود جمع کرده، به اين جهت بسي خودماني جلوه
مي‌کند: دروغ مي‌گويد و اي بسا صادقانه. غلو مي‌کند، زرنگ است و تصور
مي‌کند هر جا کم آوردي، مي‌تواني از زرنگي‌ات مايه بگذاري و جبران کني.
در وجود همه‌ي ما قدري احمدي‌نژاد وجود دارد و درست اين آن بخشي است که
وقتي با آزردگي از عقب‌ماند‌گي‌مان حرف مي‌زنيم، از آن ابراز نفرت
مي‌کنيم. اما آن هنگام نيز که لاف مي‌زنيم و خودشيفته‌ايم، باز اين وجه
احمدي‌نژادي وجود ماست که نمود مي‌يابد. احمدي‌نژاد
تحقير شد‌ه‌اي است که خود تحقير مي‌کند. سرشار از نفرت است، اما کرامت
دارد. به موضوع نفرت اش که مي‌نگرد، مي‌پندارد مبعوث شده است تا او را از
ضلالت نجات دهد.
احمدي‌نژاد نماينده‌ي سنتي است جهش‌کرده به مدرنيت. او مظهر عقب‌ماندگي
مدرن ما و مدرنيت عقب‌مانده‌ي ماست. او اعلام ورشکستگي فرهنگ است.
احمدي‌نژاد نشان فقدان جديت ماست. آن زمان که در قم گفت، هاله‌ي نور او
را دربرگرفته، حق بود که حجج اسلام اين حجت را جدي گيرند، عمامه بر زمين
کوبند، سينه چاک کنند و لباس بر تن او بردرند تا تکه‌اي به قصد تبرک به
چنگ آورند. آن زمان که از دستيابي به انرژي هسته‌اي در آشپزخانه سخن گفت،
حق بود مكتب ‌ها و دانشگاه‌ها تعطيل مي‌شدند، حق بود بر سر در آموزش و
پرورش مي‌نوشتند «اين خراب‌شده تا اطلاع ثانوي تعطيل است» و آموزگاران از
شرم رو نهان مي‌کردند.
احمدي‌نژاد از ماست. طرفداران او نيز همولايتي‌هاي ما هستند. ميان
احمدي‌نژاد با گروهي از رهبران اپوزيسيون فرق چنداني نيست. در روشنفکري
ايراني هم نوعي احمدي‌نژاديسم وجود دارد، آن جايي که ياوه مي‌گويد و در
عين غير جدي بودن، سخت جدي مي‌شود. در وجود چپ افراطي ايران، از ديرباز
احمدي‌نژادي رخنه کرده است منهاي مذهب، يا با مذهبي که گفتار و مناسک
ديگري دارد. افسران لوس‌آنجلس همگي مقداري احمدي‌نژاد در درون خود دارند.
احمدي‌نژاد نشان‌دهنده‌ي جنبه‌ي «مردمي» جمهوري اسلامي ايران است،
جنبه‌اي که اکثر منتقدان آن نمي‌بينند، زيرا هنوز از انتقاد از دولت به
انتقاد از جامعه نرسيده‌اند و از همدستي‌ها و همسويي‌هاي دولت و جامعه
غافل‌اند. اکنون همه چيز با تقلب و کودتا توضيح داده مي‌شود. تقلبي صورت
گرفته، که ابعاد آن را نمي‌دانيم. براي اين که نيروي پوپوليسم فاشيستي
ديني را ناديده نگيريم، لازم است همه‌ي تحليل‌ها را بر تقلب و کودتا بنا
نکنيم. راي احمدي‌نژاد يک ميليون هم باشد، بايستي ريشه‌ي اجتماعي فاشيسم
ديني را جدي بگيريم

محمد جواد اکبرین


حجاب، ابزار سرکوب مردم ایران


محمد جواد اکبرین، دین پژوه و اسلام شناس برجسته در فرانسه: مسئله حجاب در جمهوری اسلامی مسئله دیکتاتوری است، مسئله حجاب فقط ابزاری است برای سرکوب مردم، مشکل ما در ایران ظاهر مذهب نیست، مشکل ما در ایران مذهب ظاهر است، ظاهر در جمهوری اسلامی مهمتر از باطن است، از آنجاییکه باطن جمهوری اسلامی باطنی فاسد است، این رژیم مجبور به تلاش برای حفظ ظاهر دروغین خود است، دین اختیاری را نمیتوان با ابزار اجباری به مردم تحمیل کرد، در فقه اسلام بی حجابی گناه تلقی شده است نه جرم، هیچ آیه ای در قرآن به حکومتها اجازه نداده که بزور حجاب را بر مردم تحمیل کنند، در الهیات اسلام حجاب معادل عفاف نیست، متاسفانه الهیات حاکم بر اسلام زن را منشاء فساد میداند و جمهوری اسلامی نیز با استفاده ابزاری از این الهیات، مردم و بالخصوص خواستهای مشروع زنان را سرکوب میکند، متاسفانه استفاده ابزاری و احساسی از ائمه اسلام نیز تبدیل به یکی از قویترین روشهای عوام فریبی، کنترل و سرکوب مردم در ایران شده است.

شنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۹

ای دوزخی سرشت!

ای دوزخی سرشت! اگر ظلم آسمان// میراث سرزمین مرا بر تو عرضه داشت،// در زیر آفتاب دل افروز آن دیار// دست تو، غیر دانه ی نامردمی نکاشت// وقت است تا ز کِشته، ترا باخبر کنم.// زان پیشتر که پیک هلاک تو در رسد ،// ای ناستوده مرد!// زان پیشتر که خون پلیدت فرو چکد// بر سنگفرشِ سرد ،// بگذار تا سرود فنای تو سر کنم :// در چشم من، تو باد سیاهی که ناگهان// چندین هزار برگ جوان را ربوده ای ،// یا روح ظلمتی که پس از مرگ آفتاب// چندین هزار دیده ی پر اشتیاق را// بر بامداد بسته و بر شب گشوده ای.// شبهای بی ستاره ، که چشمان مادران// بر گونه ، اشک ماتم فرزند رانده اند// در دیدگان سرد تو ، ای ناستوده مرد! //رحمت ندیده اند و ندامت نخوانده اند.// پیران مو سپید که بر تخته سنگ گور// نام جگر خراش عزیزان نوشته اند ؛// خون گریه می کنند که در رورگار تو// آن را دروده اند که هرگز نکِشته اند.// گر نقش شیر و صورت مهر مُنیر را// از رایتِ سه رنگ دلیران ربوده ای ،// یادش همیشه مایه ی جوش و خروش ماست// ور نام آن سخنور شهنامه گوی را// از لابلای دفتر و دیوان ربوده ای ،// تنها ، سروش اوست که در گوش هوش ماست.// بگذار تا که ناله ی زندانیان تو// چندان رسا شود که نگنجد به سینه ها ،// سیلاب اشک و خونِ کسان را روانه کن// تا بردَمد ز خاک ، گل سرخ کینه ها .// بگذار تا سپیده دم روز انتقام ،// وقتی که سر بر آوری از خواب صبحگاه// پیر و جوان و خرد و کلان نعره برکشند// که ای دیو دل سیاه! //مرگت خجسته باد بر انبوه مرد و زن ،// نامت زدوده باد ز طومار سال و ماه ….// نادر نادرپور

خدا: من اصلا وجود ندارم

من اصلا وجود ندارم

من اصلا وجود ندارم، بروید مثل آدم زندگی تان را بکنید و این قدر داستان و شعر درست نکنید.

خودتان من را درست کرده اید که کاسبی کنید و سر هم دیگر را کلاه بگذارید، چرا پای من را وسط می کشید؟!

اگر من خدایم چرا موسی را بفرستم بگویم شنبه را تعطیل کند و عیسی را بفرستم بگویم یک شنبه را و محمد را بفرستم بگویم جمعه را؟

چرا کاری کنم که عیسوی شرابش را در کلیسا بنوشد و مسلمان به جای شراب شلاق بخورد؟

اگر من وجود دارم و اینقدر مهربان بودم که همه ی دین ها می گویند چرا بیشتر تلفات تاریخ و جنگ ها در تاریخ با نام دین و انجام تکلیف دینی و هدایت مردم و بردن مردم به بهشت صورت گرفته است؟

اگر من خدا بودم چرا این همه آدم کج و معوج به اسم من روی زمین خدایی می کنند و کلید بهشت می فروشند و یا دنیا را برای مخلوقات من(؟!) جهنم کرده اند؟

خدایی که به عبادت محتاج باشد، خدایی که قسم بخورد جهنمش را از نافرمانان پر می کند،

خدایی که فقط محبان علی را به بهشت راه بدهد و بقیه پیامبرانش بشوند زرشک، خدایی که می گوید زمین آزمایشگاه است و آدم ها موش آزمایشگاهی و تمام آن چه که در زمین حرام کرده را در بهشت وعده می دهد من نیستم. اصلا من نیستم.

بروید مغزتان را بکار ببرید و بیخود بی عرضگی هایتان را به اسم این که من چیزی می دانم که شما نمی دانید نگذارید.

اگر نمی توانید از پس گردن کلفت هایتان بر بیایید چرا پای من را وسط می کشید؟ نخیر قرار نیست من در آن دنیا حساب لات و لوت های دنیا را برسم.

اگر عرضه دارید خودتان از خجالتشان در بیایید و الکی خودتان را بچه مثبت های بی عرضه ی بهشت معرفی نکنید.

یعنی چی دست روی دست می گذارید و منتظران فلان و بهمان می شوید. آقا جان قرار نیست کسی را بفرستم. مفهوم شد؟

همه ی شما ها چند میلیاردی سلول خاکستری در آن مغزهایتان دارید بکارش ببرید و بجای تسبیح استخاره انداختن از این سلول ها استفاده کنید تا فاسد نشود.

اگر در قدرت طلبی و فریبکاری روی مزرعه ی حیوانات را هم سفید کرده اید و به همه ی دنیا گند زده اید چرا می گویید قضا و قدر من است؟ یعنی اگه من خدا بودم اندازه ی مدیر گوگل هم عرضه نداشتم یک دم و دستگاه درست و حسابی راه بندازم که هم کارمندش راضی باشد هم مصرف کننده اش؟!

شما یک بار در این گوگل ساین این کنید تا دو هفته بس است لازم نیست روزی چند بار جلویش خم و راست بشوید و هزار خواهش و تمنا کنید تا سرویس هایش مثل ساعت کار کند.

وضع دعا و نفرین هایتان هم از همه بدتر است!

بهتان گفته باشم که 99.99 در صد این دعاها اسپم است و اصلا در میل باکس من ظاهر نمی شود (تازه اگر باشم!). آخر یعنی چی خدایا همه را خوشبخت کن؟

----------

من اگه خدا بودم وقتی شیطان در برابر انسان سجده نکرد خشتکش رو در میاوردم و از بارگاه بیرونش میکردم

! چه معنی داره شیطان به حرف خدا گوش نکنه

وقتی میخواستم پیغمبر خلق کنم از ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب میکردم تا عدالت رعایت بشه !

کمی سلیقه به خرج میدادم و بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزایر هاوایی یه خونه شیک و مدرن بنا میکردم با سوییت های مجهز و مجانی برای زواری که برای زیارت میومدن !

هیچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمی دادم و همه حق داشتن بیان خونه ام …

حتی بی خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجای اینکه تو صحرای عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجای لباس احرام هم مایوی دوتیکه بپوشن !

یه مشت از این حوری ها و قلمان رو هم مامور میکردم به حجاج سرویس بدن و پذیرایی کنن تا زیارت بهشون بهتر بچسبه !

اصلا نمیذاشتم آدما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که !

همه مسجد ها رو هم جمع میکردم به جاش کافی شاپ و کتابخونه و سینما درست میکردم !

یه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتی درست میکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه !

هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم …عزیز دلم …نه اینکه محل سگ هم نذارم! بنده افریدم باید سرویس بدم دیگه … گوسفند که نیستن ول کنم تو بیابون !

قشری به نام روحانیت رو اصلا خلق نمیکردم ! به بنده هام همه یه جو عقل میدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخیص بدن و نیازی به فتوا و این مزخرفات نباشه !

عزراییل رو هم میفرستادم اونجا که عرب نی انداخت بره غاز بچرونه ! به جای عزراییل یه حوری خوش هیکل سفید و بلوری میفرستادم تا جون مرد ها رو بگیره و یک جوان رعنای خوش هیکل رو هم میفرستادم تا جون خانمها رو بگیره ! (اینجوری دیگه نه تنها کسی از مرگ نمیترسید بلکه این پیرزن پیرمردها هی از خدا مرگ میخواستن نصفه شبی( !

جون بچه ها رو هم اصلا نمیگرفتم ! اصلا اجازه نمیدادم انسان ناقص و معلول به دنیا بیاد … ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم !

سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! ….. خدا کیلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟

آخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره ها خلق میکردم اخرین مدل ! نه اینجوری که توی جوب هاش (جوی هاش) شیر و عسل بیاد! شیر و عسلی که توی جوب (جوی) باشه به درد همون اعراب هزار و چهار صد سال پیش میخوره! اونایی که بنده صالح بودن میفرستادم توی این بهشت و اونایی هم که خطا کار بودن و بنده های درست درمونی نبودن بجای جهنم میفرستادم توی ایران زندگی کنن قدر عافیت رو بدونن !

از خدا بخاطر این همه اختلاف سلیقه عذر خواهی میکنم!
-->