با زیر نویس فارسی
جمعه، تیر ۰۴، ۱۳۸۹
قسمتهاي بد دين را هم ببينيد
با زیر نویس فارسی
اندکی قدّ و يه هاله

اندکی قدّ و يه هاله
سر خوش از وضع زمانه
نفت شصت و نه دلاری
سال 60 مليارد دلاری
با سفرهای فراوان
ساخته از خود يک فسانه
می برد پول از خزانه
می دهد دائم حواله
می خورد از مال مردم
می پَرد بر دوش مردم
می دهد دائم شعارِ
مهرورزی ، عدل خواهی!
خلق ثروت ، محو نکبت !
دين پناهی ، سادگی ، بی قيد و بندی!
چون به جدّ ، می نگری ، امّا تمامی :
تندخويی ، جنگ خواهی!
پخش فقر و بی نوايی !
لودگی ، مردم فريبی ، بی خيالی!
هسته ای اين طبل خالی!
نامه هايی کودکانه ، سر گشاده ، احمقانه
مملو از پند و عتاب و ادّعا ، پر ز کنايه
می نويسد او برای حاکمان اين زمانه !
آخر ای مجنون سر مست
هيچ آيا تا کنون امّا
مروری کرده ای بر وضع و حال اين کرانه ؟
هيچ انديشيده ای آيا
که از روی محبت
گر يکی از آن اجانب
نامه ای بهرِ تو و اين دولتِ جل الخلايق
در بيان درد و رنج و حال و روزِ مردمِ بس مفلسِ اين سرزمينِ پر بلا و مشکلِ خاور ميانه
با همان سبک و سياقِ هاديانه
پر غرور و پر اِفاده ، پر زِ ايراد و کنايه
انشا کند ، پخشش کند
در خيلِ انبوه رسانه ، ماهواره ، روزنامه
پاسخی داری برايش ؟
آسمان امروز ديگر نيست نيلی
يادم آمد از فلسطين
از بلندی های جولان
از دلار و پول نفت و نقشِ ايران
اندرون جيب و در کاشانة آن جيره خواران
از هولوکاست وحماس و نقشه بی صهيونيستِ گوشه خاور ميانه
حرف های قلدرانه ، احمقانه ، خود سرانه
پر هزينه ، پر ضرر ، بی فايده ، بَس ناشيانه
از رجايیِ زمانه ،
باورش گشته که هست او :
يک پديده ! معجزه در اين هزاره !
يک دو سه مزدورِ پرگو
در کنارش نيز، هر دم
می روند اين سو و آن سو
می کنند از او ستايش ، همچو منجیّ ِ زمانه
ليک امّا
اندرون مملکت آنچه نمايان
سايه شوم فساد و نکبت و فقر و فغانِ بينوايان
با دو پای کودکانه می دويدم همچو آهو
گه به اين سو گه به آن سو
دور می گشتم زخانه
در ميان مدح و روضه
اندرون بحث و شورا و کلاس و مدرسه واندر رسانه
می شنيدم دم به دم
از هر فکور و صاحب انديشه و جزئی اراده
داستانهای مخوفی بهر اين ملک فِتاده
می شنيدم
از لب شيرين پيران خردمند
مستمر اين برترين و بهترين پند :
آه ای خوش باوران کم سوادِ پر افاده
اين چنين بی فکر و تدبير و درايه
مرز و بوم و مملکت، کردن اداره
آخر ای مستان قدرت ، اين روش تا کی ادامه؟
اندک اندک رفته رفته
تيرگی ، افسردگی ، بيچارگی،درماندگی
بر پهنه اين کشتی در گل نشسته ،
گشته چيره
حيف امّا کز سر خيره سری ، خود محوری ، کوته خيالی
در نگاه اين جماعت
جملگی انديشمندان زمانه
يا که مزدورِ اجانب ، عامل و بوق بيگانه
يا که اهل پول و مايه، مافيای مسکن و بانک و قاچاق ، تحت الحمايه
هر که باشند ، از برای خيرخواهی
هرچه گويند و نويسند
غير مسموع و زياده !
ای دريغ از يک جواب صادقانه! عالمانه!
آری اينک
جهل او چون تيغِ برّان
می زند از بن
نهالِ جاودانِ اقتصاد و علم و تحصيل و اراده
می شنيدم اندر اين دوران پر رنجی که دانی
رازهای تلخی از آينده اين خاکِ پاکِ باستانی
بشنو از من ، کودکِ من
از زبان مامِ ميهن :
مرز و بوم پاک ايران
پرگهر مهد دليران
يک رئيس جمهور نادان
کـــرد ويـــــران کـــرد ويـــــران ! کـــرد ويـــــراندوشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۹
احکام جماع
در دیگر احکام جماع حلیة المتقین، باب چهارم، فصل چهارم -- و اما در باب جماع احادیث معتبره بسیار است که مومن را وقوف بدانها ضرور است. و از اهّم آنهاست آنچه در این باره از حضرت رسول اکرم(ص)روایت شده است. و در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و آله به حضرت امیرالموًمنین علیه السلام وصیت فرمود که: «یا علی! ایستاده با زن خود جماع مکن که آن فعل خران است، و اگر فرزندی بهم رسد مانند خران بر رختخواب بول کند. یا علی! در ساعت اول شب جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد بسا که ساحر باشد. و به فرج زن خود نگاه مکن که باعث کوری فرزند شود، و در وقت جماع سخن مگو که اگر فرزندی حاصل شود بسا که لال باشد. و همه این وصیت را از من بیاموز، چنانکه من آنرا از حضرت جبرئیل آموختم. حلیة المتقین، باب خاتمه -- بدان که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نهی فرمود از جماع کردن در زیر آسمان و بر راه که مردم تردد کنند، و فرمود که بیاموزید از کلاغ جماع کردن پنهان را، و فرمود که مکروه است جماع کردن میان طلوع صبح و طلوع آفتاب، ودر آن روزی که آفتاب در آن بگیرد، و در شبی که در آن ماه بگیرد، و در شب یا روزی که در آن باد سیاه یا باد سرخ یا باد زرد حادث شود، که اگر جماع کند در این اوقات و سپس فرزندی بهم رسد، نبیند در آن فرزند چیزی را که دوست بدارد، زیرا که آیات غضب الهی را سهل شمرده. ا حلیة المتقین باب چهارم، باب پنجم، باب نهم - او حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در حدیث معبتر منقول است که فرمودند: چون شوهر با زنش مجامعت کند، دو ملک از ملائک آسمان او را احاطه کنند، و مانند آن باشد که شمشیر کشیده و در راه خدا جهاد کند(!) پس چون مجامعت کند گناهان از او میریزد چنانکه برگ درخت بریزد. ا -- و فرمود: بر زن لازم است هر وقت شوهرش اراده جماع داشته باشد از او مضایقه نکند، اگر چه بر پشت پالان شتر باشد. -- و فرمود: دختران باکره بخواهید، که دهن هایشان خوشبوترو رحم هایشان خنکتر و پستانهایشان پرشیرتر است .و منقول است که چون آن حضرت را به خواستگاری زنی میفرستادند میفرمودند که گردنش را بو کنند که خوشبو باشد و قوزک پایش پرگوشت باشد. -- و فرمود که: نمیدانید ترکیب هلیله سیاه و هلیله زرد و سقمونیا و فلفل و دارفلفل و زنجبیل خشک و زنیان و خشخاش سرخ و نمک هندی و نار مشک و قاقله و شقاقل و چوب بلسان و دانه بلسان و سلیخه مقشر و علک رومی و عاقرقرها و دارچینی و عسل، که اگر از آن دو مثقال ناشتا و دو مثقال در وقت خواب بخوردند، چه اندازه قوت جماع میبخشد. حلیة المتقین، باب چهارم در حدیث است که دختری که شش سالش تمام شود، مادر او را برهنه در پهلوی خود نخواباند که بمنزله زنا است.! حلیة المتقین، باب سوم، باب چهارم -- از حضرت امیرالمومنین علیه السلام منقول است که هر گاه کسی را دردی در بدن بهم رسد یا حرارت بر مزاجش غالب شود، پس با زن خود جماع کند تا ساکن شود. -- و نیز فرمود که خوردن انجیر قوت مجامعت را میافراید، و دفع میکند بواسیر و نقرس را، و برای بادهای قولنج ناقع است. -- و نیز فرمود که بخواه زن گندمگون فراخ چشم سیاه چشم بزرگ سرین و میانه بالا. پس اگر او را نخواستی بیا و مهرش را از من بگیر. -- و از حضرت امام محمد باقر (ع) منقول است که فرمود: خوشم نمیاید که دنیا و آنچه را در آن است داشته باشم، اما یکشب بی زن بخوابم -- و فرمود که با زن آزاد در مقابل زن آزاد دیگر جماع مکن، اما کنیز را در برابر کنیز دیگر جماع کنی باکی نیست. نامه ای از امام موسی٬ کاشف العظا برگ ۲۸: پیغمبر برای قبل از انجام نکاح و انعقاد نطفه قانون دارد. دستور می دهد که مجامعت چگونه صورت بگیرد و خوراک انسان در آن هنگام یا در موقع انعقاد نطفه چه باید باشد. حلیة المتقین، باب دوم، باب سوم، باب چهارم -- حضرت امام جعفر صادق فرمود: سرمه به چشم بکشید که قوت جماع را زیاد میکند و دهان را شیرین میکند و کمک میکند بر طول دادن سجود(!). -- و فرمود: نعلین سیاه مپوش که ّذکّر را سست میکند، و نعلین زرد بپوش که ّذکّر را سخت میکند و پوشش پیغمبران است -- و فرمود: پیغمبری از پیغمبران به حق تعالی شکایت نمود از کمی قوت جماع. حق تعالی او را امر فرمود که هریسه بخورد. -- و فرمود: هر که ترک کند طعام خوردن در شب شنبه و شب یکشنبه از پی هم، قوت جماع از او برطرف شود و تا چهل روز به او برنگردد.-- و فرمود: جماع کردن با زن پیر بدن را خراب میکند، و بسیار باشد که آدمی را بکشد. -- و فرمود: قاووت خشک پیسی را زایل میگرداند، و خوردن آن با زیتون گوشت را میرویاند و استخوان را سخت میکند و قوت جماع را زیاد میکند. -- و فرمود: بخورید خربزه را که قوت جماع را زیاد میکند. -- و فرمود: سنت پیغمبران است زنان بسیار داشتن و بسیار با ایشان مقاربت کردن.-- و فرمود: در خروس پنج خصلت هست که از خصلتهای پیغمبران است، و از جمله آنها بسیار جماع کردن است. -- و فرمود: که از ما بین ناف تا زانو تمتع بردن از زنان مکروه است، و بهتر آن است که اگر با زن خود که کنیز نباشد جماع کند منی خود را بیرون فرج نریزد. -- و فرمود: نباید مرد را دخول کردن به زن خود در موقع تحت الشاع و در شب چهارشنبه. -- و فرمود: جماع مکن در اول ماه و میان ماه و آخر ماه، و نمی بینی کسی را که صرع میگیرد؟ اکثر برای آن است که جماع پدر و مادرش در اول ماه یا میان ماه و یا در آخر ماه واقع شده است -- و نیز از آن حضرت پرسیدند: اگر کسی به دست و انگشت با فرج زن یا کنیز خود بازی کند چون است؟ فرمودند که باکی نیست. اما چیز دیگری را بغیر از اجزای بدن خود در آنجا داخل نکند( و نیز از آن جناب پرسیدند که میتوان در میان آب جماع کرد؟ فرمود: باکی نیست، ولی در کشتی جماع نکند. حلیة المتقین، باب سوم، باب چهارم، باب هفتم -- حضرت امام موسی کاظم (ع) فرمود: هر که لذت جماع کردن با کنیزان را دریافت کند هرگز آن را ترک نکند. -- و فرمود: چیز خوردن شب را ترک مکنید که غذای شب باعث قوت بدن و قوت جماع است. -- و فرمود: گوشت قبره خوردن از برای دفع بواسیر و درد پشت نافع است، و کمک میکند بر بسیاری در جماع. -- و فرمود: خوردن گزر قوت جماع را زیاد میکند. ای به جای گزر کاش گرز میخورد بر آن سرت -- و فرمود: اگر کسی فرج زن را ببوسد باکی نیست. -- و از آن حضرت پرسیدند: قرآن خواندن و جماع کردن در حمام چون است؟ فرمود که بسیار خوب است. -- باکی نیست اگر در حالت جماع جامه از روی زن و مرد دور شود. -- هر که جماع کند با زن خود در تحت الشعاع٬ پس منتظر افتادن فرزند از شکم باشد. -- دوست نمی دارم کسی که در سفر آب نیابد برای غسل کردن٬جماع کند٬مگر آنکه بر خود خوف ضرری داشته باشد. -- مانعی ندارد و بسیار خوب است قران خواندن و جماع کردن در حمام. -- چیز خوردن شب و گوشت قبره خوردن و خوردن گرز٬قوت جماع را زیاد می کند. حلیة المتقین، باب چهارم حضرت امام رضا (ع) فرمود که جدم حضرت صادق(ع) گاهی بعد از جماع و پیش از غسل مجددا ارداه جماع می فرمودند٬ و فقط وضو می شاختند. و در فقه الرضا از آن حضرت منقول است که اگر بعد از غسل دادن میت و پیش از آنکه خود غسل کرده باشی٬ خواستی جماع کنی پس وضو بساز و بعد از آن جماع کن اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الکبائر -- علی ابن ابراهیم از پدرش، و او از حماد، و او از ربعی، و او از فضیل روایت کند که حضرت امام ابی عبدالله صادق علیه السلام فرمودند: تا زمانی که مرد زناکار بر روی شکم زن زناکار باشد ایمان از او سلب شود، و چون برخاست ایمانش بازگردد آیت الله خمینی، توضیح المسائل، در مسائل متفرقه زناشوئی و مجامعت -- اگر انسان جماع کند و باندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، چه در زن باشد، چه در مرد، چه در قبل(جلو) باشد و چه در دبر(عقب)او، چه بالغ باشدو چه نابالغ، اگر چه منی بیرون نیاید، هر دو جنب (نجس)میشوند. ولی اگر شک کند که بمقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست -- کسی که آلتش را بریده اند، اگر کمتر از ختنه گاه را هم داخل کند(!) روزه اش باطل است. -- کسی که آلتش را بریده اند، اگر شک کند که دخول شده یا نه(!) روزه اش صحیح است. -- اگر مرد با زنی که در حال حیض است زنا کند یا با زن نامحرمی که در حال حیض باشد بگمان اینکه عیال خود او است جماع کند،احتیاط واجب آن است که کفاره بدهد. -- اگر انسان بعد از آنکه در حال حیض جماع کرده و کفاره آنرا داده دوباره یا چند مرتبه با آن زن جماع کند بنابر احتیاط واجب باید برای هر جماع یک کفاره بدهد. -- باید با زنی که در حال حیض است به مقدار ختنه گاه را داخل نکند اگر چه منی هم بیرون نیاید، و احتیاط واجب آن است که مقدار کمتر از ختنه گاه را هم داخل نکند، دخول کردن در دبر (مقعد) زنی که در حال حیض است نیز کراهت شدیده دارد، ولی کفاره ندارد. -- اگر شماره روزهای حیض زن به سه قسمت تقسیم شود، و مرد در قسمت اول آن با زن خود جماع کند باید هیجده نخود طلا کفاره دهد، و اگر در قسمت دوم جماع کند نه نخود، و اگر در قسمت سوم جماع کند چهار نخود و نیم بدهد. ولی وطی در دبُرُ(پشت) او کفاره ندارد
دوشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۹
تو چه داني که آخـ.ـوند چيست؟
mark all as read
کنید(12) و بدانید که از حوری لخت و پتی هم خبری نیست (13) مگر جـ.ـنده خانه باز کردهایم؟(14) و بچسبید به همان تَرکهای دیوار خانهیتان(15) که ترشی نقد به از حلوای نسیه(16))
جمعه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۹
معرفي محمود احمدي نژاد در روزنامه ي چاپ افغانستان
در عمق نيروهاي مخالف قشنگ ديده .حتما پاراگراف هاي آخر را هم
بخوانيد......
پديدهي احمدينژاد
احمدينژاد پديدهي غريب و همهنگام آشنايي است. رفتار او در چشم بسيار
کسان يادآور برخورد خشن و توهينآميز يک جوانک بسيجي تفنگ به دست در
برابر شهروندان محترمي است که چنان تحقير ميشوند که ديگر جهان را
نميفهمند. شان اجتماعيشان، ارج فرهنگيشان و منش و سليقهيشان لگدکوب
ميشود، به زندگي خصوصيشان تجاوز ميشود، و دستگاه تبليغاتي مدام از در
و ديوار جار ميزند که بايد شکرگزار باشند که در کشورشان اين «معجزهي
هزارهي سوم» رخ داده است. احمدينژاد حاشيه را بسيج ميکند تا مرکز قدرت
را تقويت کند، مردم مستمند را به دنبال ماشين خود
ميدواند و آنان ميدوند، در حالي که به عابران ديگر تنه ميزنند و
هياهو و گرد و خاک ميکنند. محمود احمدينژاد از تبار آن سلاطيني است که
مدام در حال جهاد بودهاند. او خزانهي مرکز را تهي ميکند، تا سرحدات را
نه آباد، بلکه از نو تصرف کند و به حلقهي ارادت درآورد. او مهندس نظام
است، اما نه از آن مهندساني که در ابتداي حکومت اسلامي در خدمت ملاها
درآمدند تا سازندگي کنند و معجزهي پيوند ايمان و تکنيک را به نمايش
بگذارند. در ابتدا تکنيک در خدمت ايمان بود. در مورد احمدينژاد، ايمان
خود امري تکنيکي است. او رمالي است که داکتر-مهندس شده است.
در ذهن او جن و اتوم، معجزه و سانتريفوژ، معراج و موشک در کنار هم رديف
شدهاند. احمدينژاد به همه درس ميدهد. او ختم روزگار است. در مجلس
آخوندي هم درس دين ميدهد. پيش لوطي هم عنتربازي ميکند.
احمدينژاد ترکيبي از رذالت و سادهلوحي است. او مجموعهاي از بدترين
خصلتهاي فرهنگي ما را در خود جمع کرده، به اين جهت بسي خودماني جلوه
ميکند: دروغ ميگويد و اي بسا صادقانه. غلو ميکند، زرنگ است و تصور
ميکند هر جا کم آوردي، ميتواني از زرنگيات مايه بگذاري و جبران کني.
در وجود همهي ما قدري احمدينژاد وجود دارد و درست اين آن بخشي است که
وقتي با آزردگي از عقبماندگيمان حرف ميزنيم، از آن ابراز نفرت
ميکنيم. اما آن هنگام نيز که لاف ميزنيم و خودشيفتهايم، باز اين وجه
احمدينژادي وجود ماست که نمود مييابد. احمدينژاد
تحقير شدهاي است که خود تحقير ميکند. سرشار از نفرت است، اما کرامت
دارد. به موضوع نفرت اش که مينگرد، ميپندارد مبعوث شده است تا او را از
ضلالت نجات دهد.
احمدينژاد نمايندهي سنتي است جهشکرده به مدرنيت. او مظهر عقبماندگي
مدرن ما و مدرنيت عقبماندهي ماست. او اعلام ورشکستگي فرهنگ است.
احمدينژاد نشان فقدان جديت ماست. آن زمان که در قم گفت، هالهي نور او
را دربرگرفته، حق بود که حجج اسلام اين حجت را جدي گيرند، عمامه بر زمين
کوبند، سينه چاک کنند و لباس بر تن او بردرند تا تکهاي به قصد تبرک به
چنگ آورند. آن زمان که از دستيابي به انرژي هستهاي در آشپزخانه سخن گفت،
حق بود مكتب ها و دانشگاهها تعطيل ميشدند، حق بود بر سر در آموزش و
پرورش مينوشتند «اين خرابشده تا اطلاع ثانوي تعطيل است» و آموزگاران از
شرم رو نهان ميکردند.
احمدينژاد از ماست. طرفداران او نيز همولايتيهاي ما هستند. ميان
احمدينژاد با گروهي از رهبران اپوزيسيون فرق چنداني نيست. در روشنفکري
ايراني هم نوعي احمدينژاديسم وجود دارد، آن جايي که ياوه ميگويد و در
عين غير جدي بودن، سخت جدي ميشود. در وجود چپ افراطي ايران، از ديرباز
احمدينژادي رخنه کرده است منهاي مذهب، يا با مذهبي که گفتار و مناسک
ديگري دارد. افسران لوسآنجلس همگي مقداري احمدينژاد در درون خود دارند.
احمدينژاد نشاندهندهي جنبهي «مردمي» جمهوري اسلامي ايران است،
جنبهاي که اکثر منتقدان آن نميبينند، زيرا هنوز از انتقاد از دولت به
انتقاد از جامعه نرسيدهاند و از همدستيها و همسوييهاي دولت و جامعه
غافلاند. اکنون همه چيز با تقلب و کودتا توضيح داده ميشود. تقلبي صورت
گرفته، که ابعاد آن را نميدانيم. براي اين که نيروي پوپوليسم فاشيستي
ديني را ناديده نگيريم، لازم است همهي تحليلها را بر تقلب و کودتا بنا
نکنيم. راي احمدينژاد يک ميليون هم باشد، بايستي ريشهي اجتماعي فاشيسم
ديني را جدي بگيريم
محمد جواد اکبرین
حجاب، ابزار سرکوب مردم ایران
محمد جواد اکبرین، دین پژوه و اسلام شناس برجسته در فرانسه: مسئله حجاب در جمهوری اسلامی مسئله دیکتاتوری است، مسئله حجاب فقط ابزاری است برای سرکوب مردم، مشکل ما در ایران ظاهر مذهب نیست، مشکل ما در ایران مذهب ظاهر است، ظاهر در جمهوری اسلامی مهمتر از باطن است، از آنجاییکه باطن جمهوری اسلامی باطنی فاسد است، این رژیم مجبور به تلاش برای حفظ ظاهر دروغین خود است، دین اختیاری را نمیتوان با ابزار اجباری به مردم تحمیل کرد، در فقه اسلام بی حجابی گناه تلقی شده است نه جرم، هیچ آیه ای در قرآن به حکومتها اجازه نداده که بزور حجاب را بر مردم تحمیل کنند، در الهیات اسلام حجاب معادل عفاف نیست، متاسفانه الهیات حاکم بر اسلام زن را منشاء فساد میداند و جمهوری اسلامی نیز با استفاده ابزاری از این الهیات، مردم و بالخصوص خواستهای مشروع زنان را سرکوب میکند، متاسفانه استفاده ابزاری و احساسی از ائمه اسلام نیز تبدیل به یکی از قویترین روشهای عوام فریبی، کنترل و سرکوب مردم در ایران شده است.