یکشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۴

یک آیه بخوانند ، گناه تو ثواب است


 


کار خراب است...

گر تن بدهی ، دل ندهی ، کار خراب است....

چون خوردن نوشابه که در جام شراب است ....

گر دل بدهی ، تن ندهی ، باز خراب است....

اینبار نه جام است و نه نوشابه ، سراب است....

دریا بشوی ، چون به دلت شور عبور است....

نوشیدن یک جرعه زجام تو عذاب است....

باران بشوی چون که تنت بر همه جاریست....

کی تشنه شود سیر ، فقط نام تو آب است....

اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند....

چون دغدغه ی مردم این شهر حجاب است....

تن را بدهی ، دل ندهی ، فرق ندارد....

یک آیه بخوانند ، گناه تو ثواب است....

مرغان هوایی چو بیفتند در این دام....

فرقی نکند کبک ، و یا ، جوجه عقاب است....

صیاد در این دشت مصیبت زده کور....

هر مرغ به دامش برسد ، نام ، کباب است....

هر مشتی غضنفر که رسد از ده بالا....

بر مسند قدرت چو زند تکیه ، جناب است....

اصلآ سخن از تجربه و علم و توان نیست....

شایسته کسی است که با حکم و خطاب است....

در دولت منصور که یک سکه حساب است....

تنها سند ساخت یک صومعه ، خواب است....

اینجا کسی از مرگ بشر ترس ندارد....

ترس از شب قبر است و سؤال است و جواب است....

ای کاش که دلقک شده بودم و نه شاعر....

در کشور من ارزش انسان به نقاب است.

شاعر : فریدون فرخزاد

هیچ نظری موجود نیست: