جمعه، فروردین ۲۹، ۱۳۹۹

ارتباط علم و دین: حجت الاسلام جعفریان


 حرف‌های بحث‌انگیز یک حجت‌الاسلام درباره ارتباط علم و دین

عصر ایران - رسول جعفریان معتقد است «جریان ضدعلم در جامعه ما، می‌خواهد علم را به جهت‌گیری به نفع غرب پیوند بزند و ما را از علم محروم کند در حالی که نتیجه آن، اتفاقا شکست ما در برابر همین غرب است».
او که خود روحانی و پژوهش‌گر تاریخ و استاد تاریخ دانشگاه تهران است، این سخنان را در یک گفت و گوی زندۀ اینستاگرامی بیان کرد.
به گزارش عصر ایران استاد تاریخ دانشگاه تهران، عصر سه شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹ در یک گفت‌وگوی انتقادی زنده به میزبانی انجمن اندیشه و قلم شرکت کرد و به بخشی از پرسش‌هایی که در واکنش به مطالب تازه‌اش درباره علم و تمدن و طب سنتی ارسال شده بود، پاسخ داد.
از جمله اینکه علم در جامعه ایران، حوزویان و مدیران جمهوری اسلامی چه جایگاهی دارد؟ آیا علم جنبه ارزشی و ایدئولوژیک دارد؟ آیا موضوعاتی مانند طب اسلامی یا طب سنتی ارزش علمی دارند؟ موضوعاتی که در ماه‌های اخیر دکتر رسول جعفریان به‌گونه‌های مختلف درباره آن نوشته و نقد کرده است.
وی در خصوص این که آیا ما علمی که تولید جهان اسلام باشد داریم یا نه؟ گفت: وقتی جهان اسلام، از اواخر دوره اموی و اوائل عباسی، حرکت دانشی و تمدنی‌اش را آغاز کرد، در چارچوب پارادایم یونانی شروع کرد و در واقع آنچه در جهان اسلام، در قرون اولیه از دانش اتفاق افتاد، گرچه تازه‌های زیادی داشت، اما در چارچوب پارادایم یونانی و میراث اسطوره‌ای قدیم بود و در دوره جدید هم همین طور است. ما در پارادایم علم در غرب حرکت می‌کنیم و آنچه داریم، در دل این مجموعه علمی است. نه ما که ژاپن و چین نیز همین طور هستند.
حجت الاسلام جعفریان در واکنش به این که آیا از نظر او طب سنتی یکسره بر باطل است و هیچ ثمری ندارد؟ گفت: علم قدیم، یک ماهیت واحد دارد و طب سنتی، تفاوت زیادی با نجوم قدیم ندارد. فکر نمی‌کنم این که خوردن برخی خوراکی‌ها، به تجربه، می‌توانسته سودمند باشد، نام آن را بتوان به معنای مصطلح علم گذاشت.
مهم این است که وقتی چیزی را علمی می‌دانید در چارچوب نسبتا دقیقی باشد. وقتی برای یک گیاه خاص، گاهی ده تا بیست خاصیت گفته می‌شود که هم برای سر خوب است هم برای پا و هم برای کچلی، معنایش این است که حساب و کتاب علمی ندارد. حجم یک کتاب طبی قدیم، تا حد نزدیک به ۹۵ درصد، بلکه بیشتر روی مبانی علمی درستی نیست.
وی اضافه کرد: درباره معیار علمی بودن، علم، نه با دین ارتباطی دارد و نه تقسیم به شرقی و غربی می‌شود. اگر درباره فواید چغندر صحبت کنیم، باید با مبانی این طب، که بحث آزمایشگاه و تجزیه و ترکیب آن است، صحبت کنیم. اگر امروز شما گفتید عنبر نساء برای کرونا خوب است، اشکال ندارد، یک سال آزمایش شود، اگر جواب داد، سلمنا، ما هم قبول داریم.
جعفریان رک گویی و صراحت را به عنوان ویژگی خود تایید کرد و گفت: راه حل گفتن نیاز به مشارکت جمعی تمام دانشمندان دارد، اما اگر شما به مورد خاصی از میراث، انتقادی داشته باشید، ایرادی ندارد آن را بگویید و راه حل هم نداشته باشید. گفتن اشتباه، اتفاقا مهم تر از راه حل دادن است. استادی داشتیم می‌گفت، یافتن منشأ خطا خیلی مهم است. شما می‌توانید بگویید مردم در کدام موارد اشتباه فکر می‌کنند. اگر این اشتباه را نکنند، خود به خود فکر درست را یاد خواهند گرفت.
استاد تاریخ دانشگاه تهران با اشاره به روند آمدن علم به ایران گفت: از وقتی دانش جدید به ایران آمد، عده‌ای با آن درافتاده و به دفاع از دانش بومی که مدعی تسلط بر همه حوزه‌های علم بود پرداختند. اما قدم به قدم، علم بومی عقب نشینی کرد. یک مساله از همه بدتر بود و آن این که، هر بار برای حمله به «دانش جدید» به دین تمسک کرده و سعی کرده‌اند از یک وجه قدسی به اسم روایت یا تفسیر دینی یا هرچیز دیگری استفاده کنند.
جعفریان تصریح کرد: حرف ما این است، بگذارید علم راه خودش را برود دین هم راه خودش را. علم جدید مثل طب و ریاضی و نجوم کار خودشان را دارند، و دین که آن هم کار خودش را دارد. هر کدام اینها، سنجش گزاره‌هایشان با ابزارهای مستقلی است. نه دین را با تجربه می‌سنجند، و نه علم جدید را با دین. این که کسانی به خطا، در اروپا به اسم علم، به دین حمله کرده‌اند، امر دیگری است که باید حسابش را جدا رسید و بررسی کرد. اما این که اینجا هم به اسم دین، به علم لطمه می‌زنند امر دیگری است.
استاد تاریخ دانشگاه تهران درباره علت پخش کلیپ‌های عجیب از روحانیون در فضای مجازی که وهن باورهای مذهبی است، گفت: همیشه این مطالب میان روحانیون بوده است و گاهی خودشان هم رفتارهایشان را نقد کرده و می‌کنند اما این‌ها کافی نیست و الان متاسفانه این کلیپ‌ها در دایره وسیعی مشکل درست کرده است. بسیاری از این کلیپ‌ها، به بحث‌های علم و دین مربوط می‌شود و تکلیف آنها در این نقطه باید روشن شود.
وی ادامه داد: این مدت دیدید در باره روغن بنفشه که روایتی هم در باره استفاده از آن در مقابله با وبا هست، چه قدر طنز ساخته شد و اسباب وهن دین هم شد. در نقد روایات طب اسلامی مطلب زیاد گفته شده و غالب عقلای قوم و قم آنها را قبول ندارند، اما همیشه اخباری‌ها و اهل حدیث بوده‌اند. قشر منبری هم که این کلیپ‌ها از آنها در می‌آید، غالبا در منابر خود حدیث می‌خوانند و اتفاقا آدم‌های ساده‌ای هستند. حتی فکرش را نمی‌کنند که ممکن است مورد تمسخر قرار گیرند.
این استاد حوزه در ادامه گفت: نزدیک ترین قشر به این مطالب اهل منبر هستند که مردم آنها را به خاطر این مطالب، می‌پذیرند و آنها هم به طور کلی از مطالعه و خواندن کتاب، غافل هستند. یا حدیث می‌خوانند یا حکایات.
به اعتقاد او این مشکل از قدیم هم بوده و حالا که این پیام رسان‌های تازه آمده، این مطالب راحت تر منتشر می‌شود. البته دیده‌اید که برخی از شبکه‌های خارجی هم، تعمدی برای نشر اینها دارند و به تدریج سعی دارند، جوانان را که دانشجو و تحصیل کرده هستند، از قشر اهل دین جدا کنند. فکر هم نکنید این‌ها اثر ندارد. به مرور اثرش را می‌گذارد و در وقتی که حساس است، اینها نقش خودش را ایفا می‌کند. اگر اصلاح نکنیم، نتیجه طبیعی خودش را خواهد داشت.
رئیس کتابخانه دانشگاه تهران با اشاره به چهار مفهوم علم که باید آنها را از هم تفکیک کرد گفت: یکی علم بخصوص علوم طبیعی و پایه، اساسا ربطی با ایدئولوژی ندارد، و دوم حاشیه علم یعنی برداشتها و تفکراتی که دانشمندان علوم طبیعی یا متکلمین و فیلسوفان از گزاره‌های علمی درباره متافیزیک دارند. ممکن است فیزیکدانی از مطالعه کهکشانها به وجود خدا برسد و ممکن است نرسد یا متکلمین ما مانند غزالی بخواهند گزاره‌ها و برداشتهایشان از قرآن را با علم تطبیق بدهند یا فردی مانند مهندس بازرگان بخواهد برای احکام، فلسفه علمی پیدا کند، اینها هیچ کدام علم نیست و جایش هم دانشکده علوم طبیعی نیست. متکلمینی که از طبیعیات برای اثبات دین استفاده کردند، ضربات زیادی به دین زدند.
وی سومین برداشت از علم را مظاهر تکنولوژی دانست که از علم استفاده کرده، اما بر اساس خواسته صاحبش آن را جهت داده‌اند، مانند تکنولوژی ساختمان که ممکن است در هلند براساس عیان بودن زندگی خصوصی فرد باشد و در قم برای پوشیدگی حداکثری منزل فرد.
مفهوم چهارم علوم اجتماعی و انسانی هستند که باز یک بخشی از آنها روش و تکنیک است و بخش دیگرش را ممکن است جهت گیری ایدئولژیک بدهیم و به تعبیر فوکو در تعامل با ساختار قدرت باشد، اما این علم هم ایدئولوژیک نیست اما می‌توانیم با آن محصولات ایدئولوژیک تولید کنیم.
وی ادامه داد: جریان ضدعلم در جامعه ما، می‌خواهد علم را به جهت گیری به نفع غرب پیوند بزند و ما را از علم محروم کند که نتیجه آن، اتفاقا شکست ما در برابر همین غرب است.
از جعفریان سوال شد: وقتی ما خیلی از افراد را می‌بینیم که سالها مشکلاتی داشته‌اند و اطباء جدید نتوانسته‌اند درمانشان کنند و با طب سنتی درمان شده‌اند، گویای چیست؟
او پاسخ داد: در باره کلیت این که برخی از داروها می‌تواند در گیاهان دارویی باشد، طب جدید هم تردید ندارد. در باره روش‌های درمانی هم همین طور. مهم این است که شما این را بتوانید اثبات کنید، آن هم به گونه‌ای که به صورت یک «روال» قابل قبول باشد. اما وقتی من کتابی از دوره صفوی یا قبل و بعد از آن می‌بینم که هزاران ادعا در باره درمان گیاهان دارد اما اطمینان دارم که هیچ روش علمی برای سنجش در کار نبوده، چه دلیلی وجود دارد آن حرفها را قبول کنم؟
الان روزانه هزاران عمل جراحی مطابق طب جدید در بیمارستانهای دنیا می‌شود و متوسط عمر آدم‌ها در همین کشور ما که زمانی ۴۰ تا ۴۵ بوده حالا به ۷۵ رسیده است. آیا طب سنتی این شرایط را عوض کرده است؟ خوب اگر این طور بود، چرا قدیم این هنر را نداشت؟ آیا این اشخاص در قبال این اظهار از نظر علمی و آزمایشگاهی مسوولیت پذیر هم هستند؟ البته طب جدید هم حرف آخر نیست و خودش بیش از همه به ضعفش آگاه ست که میلیاردی برای تحقیقات، هزینه می‌کند. اما اینجا، یک بچه جوان، دختر و پسر دو تا کتاب می‌خواند و دم و دستگاه طبابت سنتی راه می‌اندازد. واقعا این تحقیر علم نیست؟
وی در تشریح تفاوت طب سنتی و طب اسلامی گفت: طب اسلامی متکی به روایات منسوب به معصومین (ع) است، اما طب سنتی، مبتنی بر کتابهای قدیمی در طب مثل تحفه حکیم مومن و دیگر متن‌های کهن از آثار ابن سینا و دیگران، که مبتنی بر طب و ماده شناسی یونانی یعنی آب و باد و خاک و آتش و نظریه طبع است. هر کدام به یک دلیل بی اعتبارند. احادیث اندکی که هست، نه از نظر سند درست است ونه متن و محتوای آنها غالبا مورد تأیید نظام علمی جدید است. طبیعی است که در حوزه طب، نمی‌توان به احادیثی که مشکل سند و متن دارند، استناد کرد.
وی افزود: علاوه بر این که اساسا قبول نداریم که دین در امور پزشکی ـ نه اخلاق یا مسائل حقوقی آن ـ نظر دارد. طب سنتی را لازم نیست ما نظری بدهیم. دنیا مسیر پزشکی دیگری را از چند صد سال قبل انتخاب کرده و طب سنتی را کنار گذاشته است. اما روشن است که بخشی از آن، که جنبه آرامش بخش دارد، و بخشی را که بتواند ثابت کرد داروهایش از نظر علمی سودمند است، می‌توان داشت. در واقع، طب جدید و قدیم ندارد، طب یک اساس علمی باید داشته باشد. بخشی از آن هم هنوز ناتوان در حل مسائل است و ممکن است در آینده نزدیک یا دور مشکلاتش را حل کند.
این استاد تاریخ درباره حدسیات مطرح در باره تغییرات تمدنی در غرب با کرونا گفت: من جرأت نمی‌کنم اظهار نظرهای همه جانبه و بلندپروازانه داشته باشم. اما چند توصیه برای خودم و دیگران دارم. یکی این که برخی هول نشوند و عجولانه اظهار نظر نکنند خیلی هم گوش به این رسانه ملی ندهند. البته که کرونا حادثه بزرگی بوده، اما این که عده‌ای منتظرند که تا اوضاع تیره و تار می‌شود بحث ظهور و تغییرات شگرف این چنینی را مطرح می‌کنند، این را خیلی جدی نمی‌گیرم. به همین سبک، عده‌ای هستند که سالهاست، فکر می‌کنند غرب در حال انحلال است. اشپنگلر صد و اندی سال قبل از انحطاط غرب گفت و اتفاقا جنگهای اول و دوم چنان بلایی سر اروپا آورد که همه فکر کردند آن انحطاط به معنای واقعی رخ داده است. به عکس، اوضاع برگشت. مارکسیسم که موعود انقلابیون غربی در آلمان و نقاط دیگر بود، شکست خورد و غرب دوباره سرپا ایستاد. این واقعیت است، تعریف نیست. از نظر من، خدای متعال، یک قواعد و سنت هایی برای انحلال امت‌ها دارد که با توانایی‌های آنها و رعایت موازین اخلاقی ـ انسانی، متناسب است.
از نظر دینی می‌توانیم بگوییم اینها سبب انحلال و جانشین شدن قوم دیگر به جای قوم قبلی است، اما این که الان این طور شده است یا نه محل تردید است. با این مطالب، پیشگویی نمی‌شود کرد. دیدید که خیلی‌ها هم در این جور حال و هواها، منتظر ظهور می‌شوند و مرتب در این باره می‌گویند.
وی درباره زیر سوال بردن توانایی‌های علم هم گفت: علم نسبت به آن چیزی که باید باشد خیلی عقب است، اما نسبت به آن چیزی که بوده، بسیار جلوتر رفته است. علم همیشه نیاز به پیشرفت دارد.
همچنان بسیاری از مسائل عالم لاینحل مانده است. اما تفاوت جهان جدید و قدیم در این است که به قول دکتر داوری، حالا در این تمدن جدید، علم ریاضی مبناست.
رهبران سیاسی ما بهتر می‌دانند که چهل سال است می‌خواهند یک موشک درست کنند که دقیق باشد و میلیاردها هزینه کرده‌اند تا به این نقطه رسیده‌اند. بقیه علوم هم همین است. آنها بهتر از بقیه می‌دانند پیشرفت امری هزینه بر است و مفت بدست نمی‌آید. اما عده‌ای تا یک موتور هواپیمای غربی‌ها خراب می‌شود، فکر می‌کنند عالم آخر شده و زوال دولت آنها رسیده است.
اینها خیال خام است. وقتی از کرونای ایرانی صحبت می‌کنند، موجودی نرم و ملایم و لطیف اما بد است، اما کرونای امریکایی‌ها، یک غول بی شاخ و دم است که عنقریب آنجا را نابود خواهد کرد. این دفاع از غرب فاسد نیست، این دفاع از علم و تحقیق و صداقت است. همه جا مشکل دارند و مشکلاتی مثل کرونا، نقطه ضعف‌ها را بیشتر روشن می‌کند. مهم حل مشکلات است. و بیفزایم، اگر ما هم کنترل کرده‌ایم، تا اندازه‌ای که حالا اتفاق افتاده، در چارچوب همین نظام پزشکی است که از غرب آمده است. طب سنتی و افکار بومی کمکی در این زمینه به ما نکرده، و یک نفر هم که رفت کمک کند، دادگاه ویژه او را دستگیر کرد!
البته که غرب هم برای این مشکل، دارو درمانی ندارد. اما سیستم کنترل، حتی همین مفهوم قرنطینه، محصول نظام پزشکی مدرن است.
وی درباره باور کالبد نظام سیاسی و اداری به علوم جدید گفت: جامعه ما، از چند قرن پیش تاکنون، در مسیری حرکت کرده و در نزاع میان علم و جهل، اغلب جهل را بر دانایی ترجیح داده و بهانه غربزدگی و اینها را آورده است. حداکثر کاری که کرده و با منت هم، این که ما البته علم را هم قبول داریم! اما در عمل، به طور عمیق به این مطلب باور نداشته است.
من فقط می‌توانم نشانه‌های بی توجهی به علم را از روی شواهد بیان کنم. اما فرض کنید من این کار را هم نکنم، آیا با وضعی که داریم، باورتان می‌شود که ما طرفدار علم هستیم؟ ما در این سی چهل سال، میلیون میلیون به دانشجویانمان افزوده‌ایم، اما هیچ به علم بهایی نداده‌ایم. اگر بگویم نود درصد اینها مدرکی می‌گیرند که جز افزایش حقوق و پرستیژ به هیچ کارشان نمی‌آید، آیا شما در این تردید می‌کنید؟ صدها هزار دانشجو در علوم انسانی و اجتماعی و دینی داریم، که در رساله‌ها و پایان نامه‌های خود، گرهی از کار علم نمی‌گشایند، و الا الان ما باید به عرش رسیده بودیم. بنده نه تنها معتقدم که نظام اجتماعی و علمی و شناختی ما به علم جدید باور ندارد، بلکه معتقدم ضد آن است.
وی گفت: علوم طبیعی، هیچ ارتباطی با خداشناسی و یا انکار خدا ندارد،. علم، علم است، چه خدا را قبول داشته باشیم چه نداشته باشیم. اعتقاد به خدا، تغییری در نحوه علم نمی‌دهد. جالب است بدانیم که آقای مطهری هم در مقاله نقش تقوا در علم، تاکید می‌کند که دانش ربطی به تقوا ندارد. عده‌ای مرتب دوست دارند در این باره فلسفه ببافند و از علم جدید به عنوان علم سکولار و ارتداد مطلق یاد کنند.

چهارشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۹

به نظر شما ایران میتونه مثل سنگاپور رشد کنه


یک نفر از همراهان آقای سید محمد خاتمی که در سال ۱۹۹۹
به سنگاپور رفته بودند تعریف میکرد:

 بعد از دیدار با رییس جمهور سنگاپور، از ایشون خواستیم اگه امکان داره جلسه ای با آقای لی کو آن یو ،‌ داشته باشیم
آقای آن یو،‌ بازنشسته شده بود و هر از گاهی به عنوان مشاور در کاخ ریاست جمهوری حضور پیدا می کرد.

جلسه هماهنگ شد و ما به دیدن ایشان رفتیم.

بعد از سلام و احوالپرسی، آقای خاتمی گفت: نمیخواهیم وقت شما رو زیاد بگیریم، فقط یک سوال!!!.

به نظر شما ایران میتونه مثل سنگاپور رشد کنه و به چنین موفقیت عظیمی برسه؟!

آقای آن یو، یه کم فکر کرد و گفت: نه!!،‌ متاسفم.

آن فرد گفت: همه ما جا خوردیم و اصلا فکر نمیکردیم چینن جواب تند و به دور از دیپلماسی را از آقای آن یو بشنویم!.
برای همین رییس جمهور و تیمی که همراهشون بودیم در سکوت و شرم غرق شدیم!!.

آقای آن یو، بعد توضیحاتی میده که تمام حرف اصلی نوشته من این چند خط توضیحات ایشونه!!.
 به نظرم این توضیح برای تمام کشورهای جهان سوم میتونه مثل یه نقشه گنچ باشه!!، البته به شرطی که به دنبال گنج باشیم!!!

آقای آن یو گفت:

۳ دلیل اصلی داره که شما نمیتونید مثل سنگاپور بشید!!!

۱. ایدئولوژی:
شما ایدئولوژی خاصی دارید و معتقدید، زندگی اصلی بعد از مرگ شروع میشه.
برای همین این دنیا و زندگی دنیوی را به اندازه کافی جدی نمیگیرید!! و دلتون را به جهان بعد از مرگ خوش کردید!!.
خوب معلومه کسی که این جهان را جدی نگیره برای مدیریت و سرآمدی در این جهان هم به اندازه کافی تلاش نمیکنه!
ولی ما اعتقاد داریم ، همین دنیا تنها چیزیه که داریم و به همین جهت تمام تلاشمون را میکنیم تا بهترین دنیا را برای خودمون بسازیم!!.

۲. رویکرد :
شما رویکرد متفاوتی نسبت به مسأله ها و مشکلات دارید!!.
وقتی ما با یک مشکل مواجه میشویم، مشورت میکنیم. اگر امکان حل اون مشکل و مسأله به نفع ما باشه،‌ پیش میریم و تمام تلاشمون را میکنیم. ولی اگه متوجه بشیم و تو مشاوره ها هم به این نتیجه برسیم که طرف مقابلمون برنده میشه،‌ دیگه مبارزه نمیکنیم!! و میریم با طرف مقابلمون مشکلمون رو با مسالمت حل میکنیم! و وقتمون را بیشتر از این صرف جنگیدن با کسی که در نهایت برنده خواهد بود، نمیکنیم!!.

ولی وقتی شما با یک مسأله مواجه میشوید، مثل ما مشورت میکنید. اگر به شما گفته بشه که در این مسأله شما برنده نخواهید شد و برنده نهایی طرف مقابل شماست ، به جای اینکه بروید و با طرفتون مشکل را با مسالمت حل کنید، با زور و پول و اعتقاد و نسل در نسل به مبارزه با اون طرف می روید!! و برای همین همیشه تعداد مشکلاتتون بیشتر از تعداد راه حل هاتونه!!!

آقای آن یو گفته بود: نسلی که برای خودش و نسلهای بعد از خودش به جای راه حل، مشکلات قدیمی را به ارث بذاره نمی تواند مثل سنگاپور رشد کنه!!!

۳. تصمیم گیری سیاسی و اقتصادی کشور در دست نظامیان:
آقای‌ آن یو در توضیح سومین دلیل عدم رشد کشورهای جهان سوم گفته:
نظامی ها بر اساس یک خط فکری خاص و بدون انعطاف حرکت میکنن. این روش برای جنگ و پاسداری از حریم کشور مناسبه، اما در تصمیم گیری ها ی سیاسی و اقتصادی نیازمند خطوط فکری متفاوت و انعطاف پذیری بسیار زیادیم.
هیچ کشوری را پیدا نمیکنید که سیاست و اقتصاد در دست نظامیان اون کشور باشه،‌ و اون کشور رشد قابل توجهی داشته باشه!!

نامه احمد کسروی به نخست وزیر


بخشی از نامۀ زنده ياد احمد کسروی به بيات نخست وزير وقت ايران در سال ١٣۲٢

روزى خواهد رسيد كه اين ملايان ايران را به پهنه ى نابودى كشند. با خواندن این نامه به طرز فکر کسروی در مورد روحانیون آشنا می شویم و اینکه چرا گروه فداییان اسلام او را ترور کردند‌.

 کسروی در این نامه به نخست وزیر وقت می نویسد  :

« امروز در جایی سخن از بدبختی‌های تودۀ مردم ميراندم و از چارۀ آن گفتگو ميكردم ناگهان مردی قمی گفت: خدا لعنت كند که تخم همۀ اينها را عمَر كاشت. ناچار گفتم خداوند آن انديشه‌های پست تو را لعنت كند!!
در اين باره نخست بگويم كه در اين كشور بيش از ده كيش هست که با نام‌هایی مانند شیعه، سنی، زردشتی، مسيحی، علی‌اللهی، صوفی، بهايی، شيخی، اسماعيلی و مانند اينها در گوشه و کنار ایران زندگی میکنند، این موضوع که مذهب جعفری، مذهب رسمی است و قانون اساسی هم آنرا تصريح نموده حرفی نیست، اما این موضوع که شیعیان به تحريك ملايان به خود حق میدهند بر مذاهب دیگر با آسودگی تف و لعنت بفرستند خلاف مشروطه و دموکراسی است .

جناب آقای بیات حقیقت آن است كه اينها معنی مشروطه را نيک نمی‌دانند زیرا مشروطه معنايش اینَست كه تودۀ مردم، ایران را میهن خود بدانند و كوشش به آبادی و آزادی آن کنند و قانون را نیز پاس بدارند اما مُلّایان میگویند که خدا تمام جهان را به پاس چهارده معصوم آفريده پس بايد آنها را دوست داريم و بر مقبرۀ آنها گنبد و بارگاه بسازیم و از راه دور به زيارت آنها برويم ... آیا شما در اين سخنان نامی از كشور و كوشش در راه آبادی آن می‌بینید؟ انديشه يک مُلّا این است که باید بدی‌ها روز به روز فزونتر گردد و جهان پر از ستم شود تا هنگام ظهور امام زمان فرا برسد و جهان را پر از داد کند!!

اينكه مشروطه در ايران به نيكی ممالک غرب به نتیجه نمیرسد همين ناسازگاری ملايان با قانون و از جمله قانون مشروطه است، می‌بینید که برابر هر گام كه میخواهیم به سوی پيشرفت برداریم چه ايستادگی‌ و كارشكنی‌ میکنند؛ می‌گویند عدليه خلاف شرع است، دبستان خلاف شرع است، نظام وظيفه خلاف شرع است، سِجل و ماليات خلاف شرع است. دانشكده خلاف شرع است، اصلا هر آنچه بيرون از دستگاه آخوندی‌ست خلاف شرع است.

جناب آقای بیات نخست وزیر ایران، ما بيگانۀ اين كشور نيستيم و از جای ديگر به اينجا نيامديم، ما هم نيكی ایران را ميخواهيم و به آرامش و آسايش مردم دلبستگی داريم، ما خود هوادار دين هستیم و برآنيم كه تمام جهانيان بايد با دين زندگی كنند. اما اینکه ملايان بپندارند كه میشود با زور و تف و لعنت سخن مخالف خود را ساکت کنند دولت بايد به آنها بفهماند كه چنین نيرویی به آنها سپرده نشده.

پيشنهاد می كنيم اعليحضرت بفرمايند كه ملايان نمايندگانی بفرستند، تا آگاهان در اين زمينه كه رعايت قانون براى همه لازم الاجراست با آنها گفتگو کنند تا كار يكسره گردد، يعنى اگر اجرا كردند كه هيچ، درغير اينصورت سخت مجازات گردند.

باور بفرمایید اين داستان ملاها امروز گرفتاری بزرگيست و اگر آن را سرسری بگيرید و با آنها مماشات كنید، روزى خواهد رسيد كه اين بيخردان ايران را به پهنه ى نابودى كشند.....»

✅ احمد کسروی

مجموعه نقاشی هایی از رهبران جهان از هنرمند سوری عبدالله آل عمری

 
▪️عبدالله آل عمری، نقاش و فیلم‌ساز سوری، مجموعه‌ی نقاشی با نگاهی به وضعیت پناهندگان را به تصویر درآورد، اما به‌جای فیگورهای حقیقی آوارگان و ناشهروندان، پرتره‌ی شخصیت‌های سیاسی جهان را قرار داد. آل‌عمری که خود نیز در پی فشارهای ناشی از جنگ سوریه به دنبال راه پر فراز و نشیب اخد پناهندگی در بروکسل هدایت شده، با قرار دادن چهره‌های سیاسی مشهور، در پی جایگزینی انتزاعی موقعیتی از ویرانی و آوارگی بود که خود نیز تجربه کرده بود. 

▪️آل‌عمری درباره‌ی مجموعه‌ی خود گفته بود: «برای من مهم بود که تصور کنم اگر سیاست‌مداران جهانی در کفش و شاکله‌ی توده قرار بگیرند، آواره شوند، محاصره شوند، وضعیت‌شان چگونه خواهد بود؟ من به پناهندگان به شکل یک جامعه‌ی آماری نگاه نمی‌کنم. بدل کردن آوارگان به ارقام رسمی، این حقیقت را خواهد کشت که اینها فرد هستند، راوی داستان زندگی خود هستند و آنچه بر سرشان رفته، با یک پناه‌جوی دیگر از زمین تا آسمانْ متفاوت است
».  🌏جامعه‌شناسی👇

 @IRANSOCIOLOGY

یادداشت: اخیرا متوجه شدم که یکی ازاین تصاویر سانسور شده! هردو این تصاویر را بلافاصله بعد از این نوشته جایگذاری کردم.












چهارشنبه، فروردین ۱۳، ۱۳۹۹

خشايار ديهيمی: آقای خامنه ای کور خوانده ای!


خشايار ديهيمی

آقای خامنه ای!
 تا کنون با نوکرانت و مزدورانت حرف زده ام. و شاید خیال کرده ای که شهامت حرف زدن مستقیم با تو را ندارم. کور خوانده ای. شهروند نمی ترسد. تازه به آن خدایی که خدای من است قسم می خورم که حتی به فکر عاقبت تو هم هستم. نمی توانی و نباید آمال هفتاد میلیون نفر را به پای غرور و کین توزی شخصی ات قربانی کنی. من از خارج از کشور نمی نویسم. من همین جایم. در محضر مزدورانت. اما با همهء اعتدالم و دندان به جگر فشردنم دیگر نمی توانم شاهد بدبختی مردم به خاطر هوا و هوس تو باشم. من برانداز نیستم. تو براندازی. تو نوکری. من آزاده ام. مزدورانت را بفرست. زیر شکنجه می میرم. اگر قانون سرت می شود من تو را به محکمه می خوانم. تا از محکمه کی سر بلند آید بیرون. نمی توانم دیگر این همه خفت و دروغ را تحمل کنم. مرد میدانی اگر بیا. وگرنه همان مزدورانت را بفرست سراغ من هم. فرزندان پاک اندیشم در بندند. چه باک... یکی به آنها اضافه  کن. گرچه پیرم و دوام نمی آورم اما سخنم باید با عملم یکی باشد. جز خیر و صلاح مردم نخواستم و فرای قانون سخنی نگفتم... به خلاف تو. نام و نشانم معلوم و منتظر مزدورانت... والسلام.

دوشنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۹

چرا از قم؟؟؟


داستانی آموزنده و قابل تعمق از عطا ملک جوینی

چرا از قم؟؟؟



عطاملک جوینی با نثری زیبا و تاثیر گذار، ناقل حکایتی از تسخیر بخارا به دست چنگیزخان است که موی بر تن آدمی راست می کند.

چنگیز پس از فتح بخارا، حرمتی بر مسلمانی ننهاد وبا اسب به مسجد جامع وارد شد. از پی او، دیگر مغولان، با اسب و یراق جنگی در مسجد منزل کرده و در آن بساط می گساری و طرب فراهم کردند.

عجب تر آن که صندوق های قرآن را از کتاب خالی کرده، قرآن ها را بر زمین ریخته و صندوق ها را آخور اسبان ساختند.

صفحات قران، زیر سم ها پاره پاره می شد و ستوران بر آن مدفوع می کردند. 

و تلخ تر آن که مشاهیر شهر از ائمه و مشایخ وقضات و سادات و علما و مجتهدان، به تحقیر و تخفیف، شاهد چنین حرمت شکنی بودند، زیرا که به مسجد آورده شده و محافظت از اسبان را بدانان جبر کرده بودند.

در این میان یکی از سادات، که از این نادیده ها در عجب شده بود، از خردمندی پرسید:

«مولانا این چه حالست؟»



خردمند پاسخ داد:

«خاموش باش، باد بی نیازی خداوند است که می وزد»!



«علی طهماسبی»، پژوهش گر متون مقدس و اسطوره، سخن آن خردمند را این گونه تفسیر می کند:

 «احتمالا سخن بدین معنا هم هست که خداوند نه به این جماعت علما و سادات و قضات و ائمه نیاز دارد و نه به قرآن ها که در صندوق ها بود».



این حکایت را از تاریخ بازگفتم که حال امروز شیوع کرونا را از قم بدان تمثیل زنم. گویی باز «باد بی نیازی خداوند» وزیدن گرفته است تا کسی اسباب دین داری را به جای دین ننشاند.



اگر روحانیت ،  به عنوان واسطه ی خدا و انسان نباشد، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟؟؟



آیا اساسا انسان برای ارتباط با خدا، احتیاح به دلال دارد ؟؟؟



روحانیت در 40 سال اخیر که بر اریکه ی قدرت مطلق نشسته و همه ی ارکان تبلیغی و پول و سرمایه و ... در اختیار داشته، چه دستاوردی برای ایرانیان داشته است ؟؟؟



آیا اخلاق ایرانیان بهتر از قبل شده است ؟

آیا فقر و فحشا و بزه و بیکاری کمتر از قبل شده است ؟؟؟

آیا فساد و غارت منابع ملی کمتر شده است ؟؟؟

آیا روحانیت به سبک پیشوایان و امامان خود، ساده زیست و بی رغبت به حکومت و حکمرانی و قدرت و ثروت بوده است ؟؟؟



آیا روحانیت موجب گسترش و توسعه و آبروی ایرانیان در جهان شده است ؟؟؟

آیا روحانیت اقتصاد و معیشت ایرانیان را بهتر کرده است ؟؟؟

آیا مشکلات روانی مردم ایران در رده ی اول جهانی نیست ؟



آیا قوه ی قضاییه ایران، ملجا و پناهگاه مردم برای برقراری عدل و انصاف شده است ؟؟؟

آیا مسئولین حکومت ایران که از فیلتر های متعدد تفتیش عقاید حکومتی رد شده اند، اهل مافیا و فساد نیستند و کارآمدند ؟؟؟



محیط زیست ایران در دوران حاکمیت روحانیون به کجا رفته است ؟؟؟



آیا ایرانیان در 40 سال حکومت روحانیون، هرگز فریادی را از آنان در پاسداری و برای احقاق حقوق خود شنیده اند ؟؟؟



آیا ثمره ی دهها نهاد فرهنگی و هزاران روحانی که از هزاران میلیارد بودجه ی ملی می خورند و می نوشند و زاد و ولد می کنند، دستاوردی هم در جهت ارتقای معنوی و مادی مردم ایران داشته است ؟؟؟



حاصل خون 250/000 شهید و نزدیک به 1/000/000 جانباز و آزاده و خانواده های متلاشی شده ی آنان تاکنون چه بوده است ؟؟؟

چه به لحاظ اخلاقی و چه ...



روحانیون بلند پایه در کجا و چگونه زندگی می کنند و فرزندان آنها در چه حالی هستند ؟؟؟ و ...



چنانچه از دین برمی آید، جیره خوری و کسب درآمد از راه دین مکروه و شاید حتی حرام است،

روحانیون چگونه و با چه درآمدی زندگی خود را می گذرانند؟؟؟

آیا آنها تولید کننده هستند ؟؟؟





می گویند در ایران بین 300 تا 800/000 روحانی وجود دارد که اگر بیشتر نباشد،

به راستی اگر آنان نباشند ، چه اتفاقی برای مردمان می افتد ؟؟؟



چندی است که تمامی حوزه ها و زیارتگاهها و مراسم عبادی و ... مرتبط با روحانیت بسته شده، چه کسی کمبود آن را حس کرده است ؟؟؟

چرا ادعاهای آنان و درس های 1400 ساله شان کارساز نیست ؟؟؟



مقایسه کنید با اینکه اگر امروز ما فقط پرستاران را نداشتیم، چه می شد ؟؟؟



فقط کافیست که بیاندیشیم که روحانیت محصول ادعای الوهی و الهی است و پرستاران محصول علم و عقل عرفی !!!





کمی بیشتر بیاندیشیم !!!

🤔🤔🤔

 برای رفع کرونادرایران شستن دستهاجواب نمیدهد.مغزهارابایدشست .

آیا دموکراتیک شدن راحت است؟ دکتر محمود سریع القلم


📝 آیا دموکراتیک شدن راحت است؟
✍️دکتر محمود سریع القلم


 ♈️وقتی مشکلات روی هم انباشته میشوند، بعضی به واژه دموکراسی متوسل میشوند و تحقق آن را به عنوان راهحل مطرح میکنند. البته اگر نروژ، سوئد و آلمان نمونه های دموکراتیک تلقی شوند، این قضاوت منطقی است. اما آیا افراد میدانند دموکراتیک شدن چه فرایندها، اصول و تمرینهای سختی در بر دارد؟

♈️هزاران فیلسوف، اقتصاددان، جامعه شناس و دانشمند علوم در کنار هم و با اصلاح اندیشه های یکدیگر، متون نوشتهاند و اثر گذاشتهاند تا آنکه امروز، وزیر دانمارکی به عنوان یک قرارداد اجتماعی و بدون آنکه هزینه ای بر بودجه عمومی کشور تحمیل کند، با دوچرخه به محل کار خود میرود.

♈️در نهایت، دموکراسی نتیجۀ همکاری کسانی است که فکر میکنند، حال این فکر کردن برای فلسفه باشد یا کارآفرینی؛ برای قانون پذیری باشد یا تولیدثروت؛ برای افزایش امنیت ملّی باشد یاحفاظت از محیط زیست؛ برای اصلاح نظام بانکداری باشد یا تشویق شهروندان برای عبور از خطوط عابر پیاده. این حسِ اجتماعی از جمع بودن و کار مثبت برای جمع کردن، مبنای فلسفی دموکراسی است. جمعی تصمیم گرفتن، به فکر منافع ومصلحت عامه بودن و جلوگیری حقوقی از انحصار و عدم شفافیت، نتیجه ی چند قرن کار فکری است

♈️دموکراسی قرص مُسکّن نیست، بلکه باور است: باوری که در اعماق وجودی انسانها ریشه دوانده است. دموکراسی صرفاً میزگرد، سخنرانی و راهپیمایی نیست بلکه باورهای ناخودآگاهِ نخبگان سیاسی و فکری یک جامعه است که طی سالها و در یک نظام آموزشی مشترک، آنها را درونی کرده اند. اگر مجموعه ی حاکمیت یک کشور، متون مشترکی نخوانده باشند، به باورهای مشترک نیز دست نخواهند یافت. دلیل اصلی اینکه اروپا و آمریکا به راحتی به توافق دست مییابند، متون مشترک فلسفی و اقتصادی است که خوانده اند.

♈️طبیعی است وقتی نخبگان یک کشور از رشته های مختلف با ادبیات متنوع دور هم جمع شوند نمیتوانند به اشتراک نظر برسند و هر فرد، کار خود را انجام میدهد وبرآیند این کارها، حداقل ناهماهنگی وحداکثر هرج ومرج خواهد بود. ناهماهنگی و ناکارآمدی ریشه در ازهم گسیختگی فکری دارد. وقتی ده ها مدیر وتصمیم گیرنده با ده ها سابقۀ فکری ومطالعاتی وگرفتن مدرک درحین کار دورهم جمع شوند، هریک نوعی استنباط شخصی از مفاهیم حکمرانی و مدیریت خواهند داشت و نتیجه کار آنها نمیتواند مبتنی بر دقت، کارآمدی و انباشت پیشرفتها باشد.

♈️دموکراسی را دستکم گرفته ایم؛ کما اینکه در دوره قاجار نیز، نویسندگانی تصور میکردند باچند کتاب وگردهمایی میتوانند حکومت قانون بنا کنند.کافی است خاطرات علی نقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در دهۀ چهل را بخوانید تا ببینید سیستم وجامعه با افراد توانا چه نوع رفتارِ بدی میکند.خاورمیانه راه طولانی دارد تا از دایرۀ اطاعت به فضاهای مشترک فکری، استنباطی و کارکردی برسد.

♈️ یک دلیل اینکه وزیر خارجه کانادا فرصت میکند با تک تک بازماندگان سانحۀ هوایی ملاقات حضوری کند به این خاطر است که سیاست خارجی کانادا یک سیستم است ومرتب کار میکند و وزیر خارجه فرصت دارد تا این کار را انجام دهد. اگر سیاست خارجی کانادا به دلیل ناهماهنگی ها، سوءاستنباطها، خودخواهیها و انحصارها، هر نیم روز یک بحران داشت، چنین اهتمامی صورت نمیپذیرفت. توافق فکریِ جمعی است که باعث میشود مسئولین اجرایی در اروپا ساعت پنج عصر به بعد به زندگی خصوصی خود بپردازند تا آنکه تاساعت دوازده شب درجلسات باشند.

♈️اگر جایی به دنبال دموکراسی میگردیم، مکان آن در مدارهای نخبگان فکری و سیاسی یک کشور است که چه نوع تعاملی با یکدیگر دارند و اصولاً با فکر و اندیشه چگونه برخورد میکنند با انباشته شدن اشتباهات و خطاهای محاسباتی به دلیل فقدان ساختار در یک کشور، یا خارجی در نهایت مسلط می شود و یا به زنگ زدگی نظام مدیریتی میانجامد. در دموکراسیها هم، اشتباه میشود، ولی اشتباهِ جمع است که بسیار راحتتر اصلاح میشود وتکرار نمیشود.

♈️اگر پهلوی دوم در رابطه با دموکراسی، متونی را خوانده بود و درونی کرده بود، به شهروندان کشور خود نمیگفت که اگر فردی راه او را نمیپسندد میتواند گذرنامه خود را مجانی گرفته و ازکشور مهاجرت کند.

♈️بیش ازپانصد سال هزاران نفر زحمت کشیده اند تا مانع از این ویژگیها شوند: خود بزرگ پنداری، خود درست پنداری، خود برتر پنداری.

♈️از کسانی که حداقل ۵۰۰ کتاب از نویسندگان پنج قرن اخیر نخواندهاند، به زبانهای خارجی مسلط نیستند، دانشگاه نرفتهاند و استاد ندیده اند و تمرین تفاهم وتعامل نکرده اند، طبعاً نباید انتظار دموکراتیک بودن را داشت. دموکراسی سالها تمرین میخواهد.