شنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۹۰

بد حجابم بد حجاب



من زن ايراني ام جوشيده از شعرو شراب
خم نخواهد شد سرم هرگز به قانون حجاب

پايه اسلامتان را اي امام جمعه ها
مي کنم با تار مويي من خراب اندر خراب

گور باباي شما بر جد و آباي شما
از جهنم تا بهشت و وحشت و رنج و عذاب

ننگ و نفرت بادتان اي کرکسان ، شادي کشان
زن به چشمان شما شد برده اي در رختخواب

روي لب الله و اکبر سنگسارم کرده ايد
تا گلو در خاکها اي قاتلان آفتاب

روسري را در خيابان قعر آتش افکنم
گيسوان را ميدهم شادي کنان من پيچ و تاب

ميروم در ساحل دريا کمي عريان شوم
پيکر زيباي خود را تا زنم  رقصان بر آب

لب بگيرم از لب معشوق خود در کوچه ها
شيخکان را افکنم با بوسه ها در اضطراب

تو چه داني آيت الله پشمکي از شور و حال
کشک خود را زير ماتحتت سر منبر بساب

من زنم زن مذهبم تنها جهان آزادي است
مي گشايم بال و پر در آسمانها چون عقاب

آن سبو بشکست و آن پيمانه ها  بر خاک ريخت
مرد سالاري شده است در گور اي عاليجناب

من زن ايراني ام جوشيده از شعر  و شراب
خم نخواهد شد سرم هرگز به قانون حجاب
از سایت:

هیچ نظری موجود نیست: