مگر با داشتن قدرت
سهشنبه، خرداد ۱۶، ۱۴۰۲
هیچ مطالبه ای به اخذ طلب منجر نمی شود مگر با داشتن قدرت
مگر با داشتن قدرت
دوشنبه، خرداد ۰۸، ۱۴۰۲
دروغ، ریا و ربا: ایران نامبر وان در دنیا
پنجشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۴۰۲
ویدیو مصطفی ملکیان: حاکمیت: ترکیبی از نادانی و ناپاکی
نقد صریح از عبدالکریم سروش
این جوان ۳۴سال دارد و ۱۰ سال پس از شورش ۵۷ به دنیا آمده ولی ببینید چگونه یکی از بلندگوهای رژیم، عبد الکریم سروش را به نقد میکشد، به راستی ارزش شنیدن دارد
دوشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۴۰۲
از آخرین اشعار شهریار
دوشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۴۰۲
😳پسر آخوندی که می خواست مهندس شود.
😳پسر آخوندی که می خواست مهندس شود
پسر آخوند می خواست مهندس بشه
ولی آخوند سخت مخالف بود
و مایل بود که فرزندش راه او و اجدادش رو ادامه بدهد
اصرار پدر و انکار پسر تا اینکه
آخوندی فواید عینی و عملی آخوندی را به پسر گفت بشنوید
پدر: پسرجان کار مال الاغه
من هشتاد سالمه و
عرق پیشانی نمیدانم چیه
پسرجان سربازی نمیری
مالیات نمیدی
دانشگاه شهریه میدی ولی
حوزه شهریه میگیری
جنگ بشه
سیل بیاد
خشکسالی بیاد
برای ما فرقی نمیکنه
مردم خمس میدن
زکات میدن
نذر میکنن
صدقه میدن و همش کجا میره؟
توی شکم نازنین بابات و شرکاء
گوشت بشه کیلویی پانصدهزارتومان
برای ما چه فرقی میکنه؟
خرج خونهی ما با امام زمانه
هر چه که لازم باشه ما از پول خمس برمیداریم و هزینه مون باید تأمین باشه
مردم به ما احتیاج دارند؛
برای عروسی
برای عزا
برای عاشورا برای تاسوعا
برای وفات
برای زیارت ما را می برند
خونه برامون میخرن
آبرو و احترام داریم
تو هم که اهل صفایی
میدانی چقدر زن صیغه ای و غیره میتونی داشته باشی؟
تو خونه
اندرونی و بیرونی داریم
زنامون تو اندرونی اند
و با ما که آقاییم
نمیتونند یک به دو بکنند
زیرا ما
زود زن دوم میگیریم
حرفی هم بزنند
آنها را طلاق میدیم
تا آقا را اذیت نکنند
پسر: آخه پدر جان،
الان عصر اینترنت و اطلاعات هست،
و بالاخره مردم از خودشون میپرسند،
این آخوندها چه نفعی دارن؟
پدر: فکر میکردم زرنگ تر از اینها باشی، پسرجان.
یه سر برو چاه جمکران!
تا ببینی فایده های آخوند شدن را.
پسرجان گوش بگیر،
فقط و فقط یک چیز رو یادت باشه،
اگه عاقل شدی،
و به حوزه رفتی،
تمام اون چیزهائی که
توی حوزه یاد میگیری،
فقط و فقط ابزار کار هستن،
یک وقت نکنه باورت بشه که...!
پسر: که چی؟ ها؟!
پدر: تو دیدی آخوند،
برا امام حسین گریه کنه؟
[مگر برا فیلم بازی کردن]
تو دیدی آخوندی بره مشهد و خودش رو به ضریح طناب کنه و شفا بخواد؟
تو دیدی آخوندی بره چاه جمکران؟
تو دیدی آخوندی صدقه بده؟
خلاصه کلام پسر جان،
همش داستان بافی هست و بس
اگر کسی هم فهمید قضیه چیه
رو منبر میگی طرف مرتده و کارش تمومه
امروز هم که حکومت مال خودمونه
و کسی نمیتونه بگه
بالای چشمت ابروه.
دو کلمه که تو حوزه خواندی
میری قاضی میشی
امام جمعه میشی
رئیس جمهور و نماینده میشی
و دیگه هم از آخور میخوری
و هم از توبره
جنگ هم بشه
تو فقط برو منبر و از فیض شهادت بگو و از بهشت
خودت که نمیخوای بری جنگ و بجنگی
فقط دیگران را تشویق کن برن جنگ
ثوابش به تو هم میرسه
مگه هشت سال جنگ داشتیم
چندتا آخوند کله گنده شهید شدند؟!!ا
پسرم کدوم آخوند مسئول تا حالا دیدی شهید بشه؟
تازه آقازاده های اونا هم میروند خارج درس میخونند
با پول دولت
و برمیگردن مدیر و رئیس میشن
وقتی هم بمیریم
مستقیم میریم بهشت
و حوریان در انتظارمونند
تازه ببین همین مردم در عصر اینترنت
چطور در عاشورا تاسوعا
خودشونو برای داستانهای ما
جر میدن
و به سر و صورت خودشون میزنند
پس فکر نکن که در ۵۰ یا ۱۰۰ سال آینده این مردم خواهند فهمید همش داستان بوده!!!ا
خلاصه پسره فهمید که
پدر بد و بیراه نمیگه
روز بعد پسر روانه حوزه شد
و ما همواره؛
خمس میدیم
زکات میدیم
شفاعت می خواهیم
صدقه میدیم
نذری میدیم در عاشورا و تاسوعا براشون سنگ تمام میذاریم و
دست آقا را هم میبوسیم
و آقا هم کلی حال میکنه
اینو میگن زندگی شرافتمندانه آخوندی!!!ا
جمعه، فروردین ۲۵، ۱۴۰۲
ده ویژگی اصلی روحانیت
سهشنبه، فروردین ۱۵، ۱۴۰۲
گوشه ای از مصاحبه مرتضی مطهری در باره قبور ائمه امامزادگان
گوشهای از مصاحبه آیت الله مرحوم مرتضی مطهری در اوایل سال 1358 در رابطه قبور ائمه امامزادگان
* مکان های مقدس به هیچ وجه از جان آدمیان مقدس تر نیستند. اولا که سابقهای در اسلام ندارند، ثانیا ما هیچ دلیل عقلی و نقلی معتبری نداریم که این خفتگان در زیر خاک، خواه امام باشند، خواه خواهر امام ، خواه برادر امام، صدای زائران را میشنوند و به آنها پاسخ میدهند و یا اساسا قدرت برآوردن حاجات آنها را دارند
آنان در زمان حیات خود برای درمان دردهاشان به طبّ زمانه و طبیبان دوران مراجعه میکردند
اینان که امروزه اینهمه از طبّالرضا و طبّالصادق دم میزنند نمیدانند که این همان طبی بود که امامان بدان عمل میکردند و به هبچ وجه جنبه الهی و آسمانی نداشت؟ کجا در حکایات و روایات شرعی آمده است که مردم بر در خانه پیامبر یا امامان صف میکشیدند تا امراضشان را شفا دهند؟ ابن خلدون میگوید پیامبر هنگام بیماری به طبیبان راهنشین حجاز مراجعه میکرد و از آنان داروهای گیاهی میگرفت.
وقتی امام علی را ضربت زدند جرّاحی یهودی را بر بالینش آوردند تا او را علاج کند. نه علی نه حسن و نه حسین هیچکدام دست به معجزه نبردند بلکه شفای علی را از یک یهودی خواستند.
گفتهاند که هیچ مغازهداری به اختیار دکان خود را تعطیل نمیکند. مداحان و روحانیان مداحصفت هم چنیناند. امروز قم بدست مداحها افتاده است.
من مشکلی ندارم با اینکه آدمیان به بزرگان خود احترام بگذارند، حتی به قبر های آنها احترام بگذارند. اما قصهی حرمت نهادن و ستایش کردن چیزی است و قصهی حاجت خواستن و شفا خواستن چیز دیگری است.
اینها را از یکدیگر باید جدا کرد. دیریست که در تاریخ اسلام قصهی رفتن به مزارها اهمیت و قداست پیدا کرده، این زیارتگاه ها سرقفلیهایی پیدا کرده و گردانندگانی هم دارد که کرامات و معجزات جعلی بسیاری نقل میکنند و در میان مردم پخش می کنند و از این طریق دل مردم را میربایند و در هنگام ناامیدیها و دشواریها به آنان تلقین میکنند که روا شدن حاجتشان و برطرف شدن بلایا را از این زیارتگاه ها طلب کنند در صورتیکه هیچ حجت عقلی و نقلی معتبری بر درستی این رفتارها نداریم.وحتی بعضی فکر می کنند اگر در حرم ومکان خاصی مثل امامزادگان به خاک سپرده شوند در امن وامان خواهند بود وبواسطه فلان امام وامام زاده به بهشت خواهند رفت واین درحالیست که خداوند می فرماید: وَلا وتَزرَُ وازِرَتَهً وِزرَ اُخری یعنی هیچ کس بار گناه کسی را بر دوش نمی کشد*
حالا هی برویم وازامامزاده ها تقاضای معالجه دردهای خودمان را بکنیم وخدا را رها کنیم وآنقدر در این جهل و خودفریبی بمانیم که نتوانیم واقعیت ها را ببینیم
*تا بحال هیچ حجت الاسلامی وآیت الهی و هیچ آخوندی برای شفا به هیچ امامزاده ای پناه نبرده.
اکنون بهتر میشود فهمید مرتضی مطهری چرا شهید شد🤫🖤
دکتر ایمان سلیمانی: عادت اسطوره کردن در میان ایرانیان
دکتر ایمان سلیمانی امیری متولد آمل مازندران
،مطلع ترین شخص در امور دینی، که آخوندها از مباحثه با او فرار میکنند
ایشان سوسک کننده اخوند ها لقب گرفته
داستان کوتاهی از یادداشت های محمد علی فروغی
محمّد علی فروغی
وقتی تاجری پسرش ناخوش شد همه قسم نذر برای شفای او کرد مثمر نشد. از جمله نذر کرد که صد تومان به ظالم ترین مردم بدهد. اتفاقاً پسر شفا یافت و تاجر خواست نذر خود را ادا کند. با دوستان خود مشورت کرد که ظالم ترین مردم کیست بعد از فکرها گفتند کدخدای محله چون مرد جابری است باید ظالم ترین مردم باشد حاجی این را پسندید و صد تومان را برداشته نزد کدخدا رفت و اظهار مطلب نمود. کدخدا گفت راست است که من مرد ظالمی هستم ولی مطیع کلانترم و او از من سختگیرتر و ظالم تراست، به او باید برسد تاجر نزد کلانتر رفت او محول به حاکم کرد و قس علی هذا تا به شاه رسید. شاه گفت من خیلی سختگیر هستم ولی فرّاش شریعتم. باید این نذر به ملّا برسد. تاجر نزد ملّا رفت اظهار مطلب نمود. جناب ملا تغیّر کرد که این چه تکلیفی است به من میکنی؟ تاجر ترسید خواست برگردد. ملا صدا کرد که بیا مومن! چون تو آدم خوبی هستی و نذری کردهای و باید وفا کنی من کاری میکنم که هم نذر تو ادا شود و هم صورت شرعی داشته باشد.
فصل زمستان بود مقداری برف در خانه بود گفت ما اسم این کار را معامله میگذاریم.
من این برفها را به تو میفروشم و صد تومان را به عنوان قیمت آنها از تو میگیرم.
تاجر راضی شد و صیغه خواندند. تاجر پول داد و خواست برود آقای ملا گفت خوب حالا این برفها مِلک شماست، باید ببرید.
تاجر هرچه خواست طفره برود ملا گفت: خیر من مال شما را در خانه نگاه نمیدارم.
تاجر آخر ش گفت جهنّم، مبلغی هم میدهیم این برف ها را هم ببرند.
چنین کرد و رفت مدتی گذشت و تابستان شد. روزی ملا تاجر را احضار کرد گفت در معاملهای که من با شما کردم ادعای غبن دارم. برفهای من بیشتر از صد تومن میارزید فسخ کردم. برفهای مرا پس داده پول خود را بگیر. هرچه تاجر التماس کرد نپذیرفت. آخر صد تومان دیگر هم تقدیم کرد و ملا را راضی نمود. تاجر در حضور ملا سجده شکر کرد و گفت از آن شکر میکنم که نذر من به محل واقعی یعنی به ظالمترین مردم رسیده است.
یادداشتهای روزانه محمّد علی فروغی، به کوشش ایرج افشار، نشر علم
پنجشنبه، فروردین ۱۰، ۱۴۰۲
متنفرم از ریش تو که ریشه ام را سوزاند
رضا شاه و سطح فکرش در شان و مقام استاد و معلم
دوشنبه، اسفند ۲۹، ۱۴۰۱
ویدیو بی ناموس ترین فرد ایران: ۱۰ هزار ایرانی را بکشیم
پنجشنبه، اسفند ۲۵، ۱۴۰۱
ویدیو مصاحبه زیبا کلام: چرا انقلاب کردیم
چهارشنبه، اسفند ۲۴، ۱۴۰۱
ویدییو صحبت های دکتر مصطفی مهرآئین در مورد جمهوری اسلامی
دوشنبه، اسفند ۱۵، ۱۴۰۱
نطق خمینی: مسلسل به دست جوانان بدهید
ویدیو
شادی های قبل انقلاب ۵۷ که منتهی شد به نطق خمینی که گفت
مسلسل به دست جوانان بدهید
روی قلب سیاه کلیک کنید
لعنت الله در بک گراند
دوشنبه، اسفند ۰۱، ۱۴۰۱
سهشنبه، بهمن ۰۴، ۱۴۰۱
توهین به حضرت فاطمه و شکایت به اینترپل
سهشنبه، دی ۲۰، ۱۴۰۱
چهارشنبه، دی ۱۴، ۱۴۰۱
چهارشنبه، آذر ۳۰، ۱۴۰۱
شنبه، آذر ۰۵، ۱۴۰۱
سهشنبه، شهریور ۲۹، ۱۴۰۱
خداحافظ فرمانده!ا ابراهیم نبوی
ابراهیم نبوی
خواستم مودبانه چیزی بنویسم، اما خشمی انبوه که در دل من و میلیونها نفر از مردم این سرزمین است، جایی برای ملاحظه نمیگذارد. و اصولا ملاحظه برای چه؟ برای کسی که بر سریر قدرت اصول اولیه انسانی را زیر پا گذاشته و حتی به منافع کوتاه مدت خودش هم فکر نمیکند، ملاحظه چه معنی دارد؟
آقای فرمانده!
وقتی ماجرای مسخره سلام فرمانده را آغاز کردید، مردم به یاد حکایت گشتاپو و حمله سربازان آلمان نازی به مردم افتادند. مردم که میگویم شامل همه آنانی بود که مثل فرمانده فکر نمیکردند و مثل فرمانده زندگی نمیکردند. با آن سرود و با آن شیوه نگاه کردن به مردم شما جنگی را آغاز کردید که فقط دشمنانتان در آن برنده اند و امروز مهمترین دشمن شما اکثریت مطلق مردم ایران است. مرگ مهسا امینی، دخترک نازنین جوان ۲۲ ساله که جز زن بودن و زیبایی جرم دیگری نداشت، آغاز یک خداحافظی برای توست. خودت خواستی و خودت پاسخ سخت این بیرحمی و بیشرمی را خواهی گرفت. این جنایت دیگر آن جنایاتی نیست که مردم به صلاحدید خودشان یا از ترس سرکوب و برخورد بیرحمانه از آن بگذرند. این خون همان باد هولناکی است که کاشتید و جز طوفان چیزی را درو نخواهید کرد.
آقای فرمانده!
چه کسی باید به شما بگوید که زنان این کشور، که به روایت آمار خودتان بیش از ۹۰ درصد زنان کشور هستند، نمیخواهند آنچنان که شما دوست دارید لباس بپوشند و زندگی کنند؟ چه کسی باید به شما بگوید که حتی آن خانواده آن سرداران و سربازانی که زمانی به بودن در کنار شما افتخار دارند و به مسلمانی خودشان فخر میکردند، حالا دیگر از ایستادن کنار شما و این مسلمانی که شما دارید بیزارند؟ چه کسی باید به شما بگوید که مردم دوست ندارند مثل شما باشند؟ نه اینکه شما یک گونه انسانی متفاوت هستید، بهخاطر اینکه آن شیوه که شما برای زیستن برگزیدید با زندگی انسانی تعارض دارد. مردم باید چقدر به شما و فرزندان شما و پیروان شما در خیابانهای تمام کشور فحش بدهند و علیه شما فریاد بزنند تا گوش شما بشنود که شما را نمیخواهند؟ شما معتقدید حجاب زیبایی درون زن است، قبول، اما مردم نمیخواهند به این شیوه که شما میخواهید زیبایی درون داشته باشند و لباس بپوشند و زندگی کنند. اصلا مردم دوست دارند زشتی درونی داشته باشند و به جهنم بروند، به شما چه ربطی دارد؟ شما معتقدید که اسلامتان دین رحمت است، سپاس و تشکر فراوان داریم، اما بسیاری از مردم با چشمان خویش اسلام شما را هر روز در مشتهای فرود آمده بر سر دختران این مرز و بودم، در باتوم و شوکر، در بازداشت و زندان، در آن گاو گند چاله دهانهای گشوده حامیان شما میبینند و از آن بیزارند.
آقای فرمانده!
فکر کردید اگر پانصد تا بچه دبستانی را به صف کردید و برایتان سرود سلام فرمانده خواندند و فلان زن معلوم الحال با چشمانی که دروغ و ریا از آن میریزد مشت طرفداری از شما را به سینه کوبید این یعنی مردم از ترس گشتاپوی شیعی شما، چنانکه میخواهید زندگی خواهند کرد؟ فکر نکردید که وقتی در استادیوم ده تا بچه نوجوان که با هزینههای میلیاردی در موسسات مغزشویی و مزخرف گویی تربیت میشوند سرود سلام فرمانده خواندند مردم معمولی کشور آنها را هو میکنند؟ آلمان نازی برای همان هایل هیتلر یا همان سلام فرمانده یک ارتش و نیروی سرکوب عظیم را به کار گرفت و میلیونها نفر را سوزاند تا قدرتی مستقر شد و آخر چه شد؟ جز اینکه آقای هیتلر و همسرش با شلیک گلوله به مغز خودشان به حیات آن مغز معیوب و ناقص خاتمه دادند. و آنها که در آلمانی هیتلری سلام فرمانده میخواندند پس از سقوط هیتلر چه شدند؟ آیا جز این بود که هزاران نفر آنان برای اعلام همبستگی با رهبر معظمشان با شلیک گلوله به مغزشان به زندگی خود خاتمه دادند؟ آنان وفاداران بودند و خودشان را کشتند تا مردم در مرگ آنان آزادی خودشان را جشن بگیرند. علت خودکشی آنان این بود که آن مغزهای ناتوان نمیخواستند درک کنند که نمیتوان با توپ و تانک و مسلسل یک شیوه اندیشیدن یا یک شیوه زیستن را به همه جهانیان و تمام مردم یک سرزمین تحمیل کرد؟ میفهمی؟ گفتهاند که بهخاطر انسداد روده در بیمارستان بودی، آیا منظورشان انسداد مغز شما بوده است؟ آیا فهم اینکه یک ملت نمیخواهند شبیه شما فکر کنند و زندگی کنند اینقدر سخت است؟
آقای فرمانده!
این بساط عفن و جهنمی به زور به بهشت بردن مردم را جمع کنید. این گشت ارشاد و قانون حجاب اجباری را جمع کنید. این زور گفتن و دروغ گفتن و مغزشویی و فساد حکومتی و ریای ملی را جمع کنید. شما تمام آن چیزی را که با آموزههای بزرگان تفکرتان از شریعتی و مطهری و بقیه هنوز برای برخی محترم و مقدس بود، به خاطرات عفن و کثافتی تبدیل کردید که هیچکس حتی دوست ندارد به یاد بیاورد. فراموش نکنید که تا فرصت دارید هنوز جاهایی در دنیا وجود دارد که میتوانید بروید و بدون سروصدا در آن به حیات نکبت و ننگین خودتان ادامه بدهید، ولی اگر بخواهید مثل صدام حسین یا معمرالقذافی لجاجت کنید، همین مردم خشمگین شما را از قعر چاه مخفیگاه و زیر پلی که پنهان شدید در میآورند و مثل […] میکشند. این خشم حاصل رفتار شماست، حاصل دروغ شماست، حاصل زورگوییهای شماست.
آقای فرمانده!
بهخاطر لجاجت و هیستری بیگانهستیزی شما ۱۰۰ هزار نفر از مردم در اثر بیماری کرونا کشته شدند. شما متهم مستقیم مرگ آنها هستید. بهخاطر لجاجت و بیگانهستیزی شما همین امروز مردم ایران گرفتار یک سیستم علیل و ناقص و ناتوان حکومتی هستند که تنها دلیل وجود آن اعتماد شخص شما به یک موجود ناتوان به اسم رئیس جمهور است که بلد نیست دو تا جمله معمولی را درست ادا کند. بهخاطر حماقتهای سیاسی و بیاعتمادی ناشی از پارانویای شما مردم ایران در فاصله پنج سال ارزش پولشان به یک دهم رسیده است. حضور شما مانند یک بلای آسمانی دریاچهها و رودخانههای کشور را خشک کرده و محیط زیست مردم که هیچ، فضای حیاتی حیوانات و گیاهان را هم از میان برده. بهخاطر اینکه ایران با جهان رابطه نداشته باشد و در صلح و همزیستی نباشد، ایران را به چین و روسیه و فاسدترین کشورهای جهان وابسته کردید. بهخاطر اینکه دچار مالیخولیای ضد اسرائیلی هستید، کاری کردید که در همین یک سال گذشته بهترین ورزشکاران کشور به کشورهای دیگر جهان پناهنده شدند فقط بخاطر اینکه مثل انسان زندگی و ورزش کنند. شما مسئول تمام گریههایی هستید که مردمی که از وطنشان محروم شدند بخاطر عشق به میهن کردهاند، شما مسئول تمام مشتها و لگدها و توهینها و تحقیرهایی هستید که هر روز هزاران زن ایرانی تحمل میکنند. شما مسئول سرافکندگی تمام پدرانی هستید که برای برآوردن کوچکترین مایحتاج زندگی خانواده جلوی فرزند و همسرشان سرافکنده شدهاند. شما مسئول فساد اخلاقی هستید که در مدت بیست سال گذشته در کشور ریشه دوانده و بسیاری از دختران و زنان را به تنفروشی و بسیاری از پدران و پسران را به سوی تشکیل باندهای فساد و زورگیری و انواع آسیبهای اجتماعی کشانده شده است.
آقای فرمانده!
کشور در آستانه یک انفجار بزرگ است. شما باید با قدرت خداحافظی کنید و بروید. اگر اندکی عقل داشته باشید از ادامه گام زدن در میدان مین خودداری میکنید. یادتان باشد که حتی ایدی امین هم وقتی تصمیم گرفت فرار کند برای او جایی وجود داشت. درست است که شما جنایات سنگینی کردید، اما در این دنیای کثافت برای هر زبالهای هنوز جاهایی برای فرار کردن وجود دارد. یا باید خودتان بروید یا مردم با بدترین شیوهای که به فکرتان هم نمیرسد شما را نابود خواهند کرد. این جملات را بخاطر بسپارید. ممکن است حتی فردا هم برای بیشتر فکر کردن دیر باشد.
بازی تمام شده است، صدای فریادها را بشنوید. خون مهسا امینی دامان شما را خواهد گرفت. خداحافظ فرمانده!















